کد خبر: 3559428
تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۳۹۵ - ۱۶:۵۱

تماشاگر ایرانی کدها را زود می‌گیرد؛ چون عادت کرده است

سمانه زندی‌نژاد در گفتگو با تسنیم معتقد است تماشاگر ایرانی با تماشاگرهای دیگر دنیا متفاوت است؛ چرا که تخیلش قوی‌تر است. او می‌گوید تماشاگر ایرانی اصولاً تماشاگری است که کدها را زود می‌گیرد؛ چون عادت کرده است

به گزارش خبرگزاری بین‎المللی قرآن(ایکنا)، تسنیم نوشت: ین روزها سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر میزبان نمایشی است که موضوع حساسی را دنبال می‌کند. داستان روابط خارج از عرف میان کودک و فرد بزرگسال، خطری که این روزها در قالب تصاویر غیرقانونی از کودکان، سوءاستفاده جنسی و یا حتی تعرضهای کلامی در سطح اجتماع وسیع بشری شنیده می‌شود. معضلی که شاید در گذشته در لفافه می‌ماند؛ امروز به واسطه رسانه - که خود یکی از ابزار قربانی شدن کودک است - در سطح جامعه مطرح می‌شود.

به بهانه اهمیت موضوع به سراغ سمانه زندی‌نژاد، کارگردان نمایش «کلاغ» رفتیم تا از دغدغه‌هایش برای به تصویر کشیدن این معضل اجتماعی سخن بگوییم؛ آن هم در دورانی که تئاتر چندان تمایلی به نشان دادن بخش تیره اجتماع را با این صراحت ندارد. تئاتری که بیشتر خود را معطوف روابط انسانی یا موقعیتهای خیالی کرده است و حتی می‌توان این اتهام را مطرح کرد در انتزاع غرق شده است. آنچه می‌خوانید گفتگویی است با کارگردانی که پس از تجربه فضای تجربه‌گرایی از این می‌گوید شاید بهتر است مسائل اجتماعی را نیز هدف تئاتر قرار دهیم.

***

تسنیم: من بحثم را از اینجا شروع می‌کنم که شما در جشنواره فجر اجرای دیگری داشتید و همیشه توقع بر این است اجراهایی حاضر در بخش تازه‌ها در طول سال بعد اجرا درآیند. چه شد که آن اجرا رنگ اجرای عمومی ندید؟

زندی‌نژاد: مسئله‌ای که وجود داشت این بود که من نوبت اجرای چهارسویم را قبل از جشنواره فجر داشتم، یعنی قبل از اینکه کار جدید به جشنواره فجر برسد. بعد از اینکه ما در جشنواره اجرا رفتیم، آن کار 12 بازیگر داشت، برای اجرای عمومش در واقع شرایط طوری مهیا شد که من دیدم که نوبت اجرای چهارسوی من نزدیک‌تر است و این هم را بگویم که من این کار را کنار نگذاشته‌ام. همیشه دلمان می‌خواهد کار کنیم، اصولاً یک کاری که به اجرای عمومی نمی‌رسد یک چیزی است که روی دل آدم می‌ماند و همیشه هم یادش می‌ماند که آن کار اجرای عمومی نشد. بنابراین ما خیلی مشتاق هستیم که آن کار را به اجرا برسانیم؛ ولی فکر کردیم با دکور و بازیگران و با تجدیدنظری که می‌خواستیم روی متن [اعمال کنیم] و یک سری از فرمهای اجرایی که در آن کار پیدا کرده بودیم، شاید الآن وقتش نباشد. بهتر است یک وقت دیگر سراغ آن برویم.

تسنیم: برای آن کار درمورد انتخاب سالن اقدام کردید یا خیر؟

زندی‌نژاد: به‌طور خیلی جدی هنوز اقدام نکردیم. فکر کرده بودیم به آنکه مثلاً مولوی خیلی برای آن اجرا مناسب است. شاید ایرانشهر مناسب باشد؛ ولی اقدامی هنوز نکردیم.

تسنیم: چه زمانی متن کلاغ را انتخاب کردید؟

زندی‌نژاد: وقتی که اجرای چهارسوی قطعی شد.

تسنیم: یعنی همین متن را به مجموعه دادید برای اجرا؟

زندی‌نژاد: نوبت گرفتم و بعد متن را انتخاب کرد.

تسنیم: چه ویژگی‌ای متن داشت که انتخابش کردید؟

زندی‌نژاد: ما تا الآن، در همین چند سالی که خیلی هم زیاد نیست که دارم با گروه خودمان کار می‌کنم، همیشه به این شکل کار کردیم که یک ایده در گروه مطرح می‌شد و معمولاً توسط یکی از اعضای گروه که حتماً هم آن آدم نویسنده گروه نبود. بعد شروع می‌کردیم ایده را بسط و گسترش دادن، در واقع پروسه تولید متن هم در پروسه تمرین شکل می‌گرفت. همیشه این‌گونه بود و شخصاً هیچ وقت این تجربه را نداشتم که یک متن از پیش آماده شده، متن نوشته شده را بردارم و تازه کشف و شهود کنم که نویسنده چه کاری می‌کرده و حالا من باید آن را چه بکنم؛ بنابراین این اولین تجربه‌ام بود و همیشه هم می‌خواستم این کار را انجام بدهم. ولی هر دفعه شاید لزومش را احساس نمی‌کردم؛ چون همیشه یکی از دغدغه‌هایی خود گروه، خود من به عنوان کارگردان داشتم. اینها مطرح می‌شد، ایده‌هایی می‌آمد وسط و براساس آن بسط و گسترش پیدا می‌کرد و به اجرا می‌رسد؛ ولی همیشه در پس ذهنم این بود که یک‌بار این تجربه را انجام بدهم و یک متنی که از قبل نوشته شده است کار کنم. در این پروسه تصمیم گرفتم که انتخاب متن کنم. شروع کردم تعداد زیادی متن خواندم و اصولاً وقتی آدم می‌خواهد این‌گونه کار کند، انتخاب متن یک مقدار سخت می‌شود. متن در یک شرایط زمانی و مکانی دیگری نوشته است.

تسنیم: اصولاً کارگردانان ذهنیتشان با یک نویسنده خاصی منطبق می‌شود، یکی را انتخاب می‌کنند و سعی می‌کنند در جهان آن نویسنده دنبال ایده‌هایشان باشند. شما به نویسنده‌ای فکر نمی‌کردید؟ چون نویسنده کلاغ نویسنده شناخته‌شده‌ای در ایران نیست. احتمالاً با یک اقبال خاصی شما متن را پیدا کردید.

سعی کردم سراغ متنهایی نروم  که به آنها وابستگی دارم

زندی‌نژاد: اینکه اصولاً آدم به نویسنده یا نویسنده‌هایی علاقه‌مند است و دوست دارد که آثار آنها را کار کند. فکر می‌کنم در ذهن همۀ کارگردانان وجود دارد، قطعاً من هم این‌طور هستم. نویسندگانی هستند که مثلاً شاید نگویم سالی چند بار، سالی حداقل دو بار می‌روم متنهای آنان را می‌خوانم و مرور می‌کنم که خیلی از آنها آثار بزرگی هستند. خیلی از آنان اتفاقاً معاصر هستند و همیشه می‌گویم یک روزی اینها را کار می‌کنم. اینکه اصولاً وجود دارد؛ ولی اینکه لزوم اجرای یک اثری در یک زمان خاص، برای اینکه در آن برهۀ زمانی احساس کنم، همین الآن این را کار کنم و همین الآن ایده‌های زیادی دارم که این را کار کنم، این معمولاً خیلی دیر اتفاق می‌افتد. در متنهایی که از پیش نوشته شده است. وقتی که داشتم متن انتخاب می‌کردم در این دوره اجرا، سعی کردم نروم سراغ آن متنهایی که به آنها وابستگی دارم، سعی کرد متنهای جدید بخوانم، متنهایی که ندیدم و برای این کار رفتم سراغ یک‌سری مترجم که مثلاً آقای رهبانی جزء آنان بودند و از مترجمان متن گرفتم. متنهایی که خیلی همه آنها را نخوانده‌اند. جستجو کردم و متن را انتخاب کردم.

تسنیم: کلاغ چه ویژگی داشت که توجه شما جلب کرد تا به سراغش روید؟

پر از عقده و آسیبهای درونی هستیم که می‌تواند تبدیل به آسیبهای بیرونی و اجتماعی شود

زندی‌نژاد: ویژگی اصلی‌ای که کلاغ برای من داشت در واقع پیچیدگی‌های انسان است. فکر می‌کنم بخواهم در یک جمله بگویم این مهمترینش است، اینکه ما آدمها در شرایط امروز که زندگی می‌کنیم، سرشاریم از پیچیدگی‌هایی که حتی ممکن است خودمان هم به آنها آگاه نباشیم و در موقعیتهاست که آنها را بروز می‌دهیم. به نظر من نویسنده کلاغ خیلی هنرمندانه این موقعیتها را پیدا کرده که در این موقعیتها آدمها در واقع پیچیدگیهای خودشان را بروز می‌دهند. اینکه همه ما داریم زندگی می‌کنیم با یک شکل و ظاهری که حتی ممکن است نزدیکان ما هم ندانند در درون ما چه خبر است. ما پر از عقده و آسیبهای درونی هستیم که اینها می‌تواند تبدیل به آسیبهای بیرونی و اجتماعی شود؛ اما اینکه آدمهای اطرافمان چقدر از این پیچیدگی‌های ما خبر دارند و حتی خودمان چقدر خبر داریم به نظر من نکتۀ انسان امروز است. این قضیه در کلاغ ابتدا نظر من را جلب کرد تا برسیم به تجاوز، رابطه و خیانت و هزار چیز دیگر.

تسنیم: یک حساسیتهای اجتماعی در این نمایش دارد عرضه می‌شود که الآن کشور خودمان هم با آن درگیر است، مثلاً اتفاقاتی که برای بچه‌ها در کلاسهای فوتبال رخ داده و چیزهای مختلف. شما آیا به این مسائل هم فکر می‌کردید که دارید یک اتفاق اجتماعی در جهان مدرن را نمایش می‌دهید؟ شما در این حوزه مطالعاتی داشتید؟ به این چیزها فکر می‌کردید؟ چه چیزهایی پیدا کردید که در نمایشتان از آن استفاده کردید حتی اگر به من به مثابه مخاطب عرضه نمی‌کنید به عنوان مطالعات پشت‌صحنه‌تان بوده؟

زندی‌نژاد: اتفاقاً خیلی زیاد بود. بعد از اینکه متن را خواندم درباره این قضیه خیلی کنجکاو شدم. ما وقتی داریم در این شهر و در این کشور زندگی می‌کنیم، یک سری خبرها می‌آید و همه می‌شنوند و همه هم می‌دانند و می‌گذرند و می‌روند. مسئله‌ای که وجود دارد از چند هزار اتفاق آن یک اتفاق است که ما خبردار شدیم و در مورد آن شنیدیم.

من بعد از این قضیه به این نکته حساس شدم و شروع کردم تحقیق کردن و جستجو کردن و به موارد بسیار جالبی برخوردم و اتفاقاً دلیل اینکه تصمیم گرفتم [همین بود]. مبحثی وجود دارد که حتی یک نفر چند روز پیش از من پرسید. اصولاً وقتی متنی قرار است با ممیزی‌های فراوان روبه‌رو شود، قرار است خیلی از چیزهای آن بیان نشود. لزوم کار کردنش چیست؟ من خودم برای انتخاب این متن این مشکل را داشتم، یعنی این چالش را با خودم داشتم که حتی با خودم فکر می‌کردم که آیا اصلاً لزومی دارد این را کار کنم یا نه. وقتی شروع کردم جستجو و تحقیق کردن این‌قدر به موارد عجیب و جالبی برخورد کردم که به قول شما هیچ‌کدام از آنها نمی‌تواند در خود اجرا انعکاس پیدا کند؛ ولی احساس کردم لزوم کار کردن همین‌طوری آن با شکل بهتر بگوییم ابتر بهتر از کار نکردنش است. اتفاقاً وسوسه شدم این کار را انجام بدهم و ببینم تا کجا می‌شود پیش بروم.


captcha