به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، او را با دارالفنون و روزنامه وقایع اتفاقیهاش میشناسیم، همین حالا هم سری به جای جای ایران اسلامی پهناورمان بزنی بیشک نام میدانی، منطقهای، خیابان یا کوچهای آوازهاش را به خاطرمان میآورد، با این همه نام و همتش خلاصه شده در یکی دو فیلم سینمایی و خیابان و میدان و ... دانشگاه. همچنین او را پدر اصلاح امور در دوره خودش میدانند.
زادگاه این پیر فرزانه هزاوه است، جایی که اولین بار در سال 1223 هـ ق، فریاد اعتراض ورود به دنیایی پر از فساد، ظلم و اشرافیگری را به گوش شنید، این فریاد، فریاد امیرکبیر، مرد تمام قد تاریخ کشورش بود، که کمر همت را بست تا دنیای اشرافی جامعه ایران را به سمت آبادی، آزادی و استقلال پیش ببرد.
ویژگیهای سیاسی و اجتماعی امیرکبیر او را به یکی از مقتدرترین مردان تاریخ ایران بدل کرد، او مردی متدین و از غیرت دینی کم نظیری برخوردار بود، لباس روحانیت بر تن نداشت اما خدمات دینیاش برای تشیع و اسلام بسیار برجسته و مهم است، میتوان گفت اصولیترین و زندهترین ارزشهای تشیع را از گرفتاری به خرافات و تحریف و فراموشی نجات داد، این تلاش بسیار شایسته امیركبیر را در برخورد با مدعیان مهدویت و بابیت كه سالها تشیع را از انواع موهومات پر کرده بودند میتوان دید.
نمونه آن علی محمد باب دست نشانده انگلیس بود که در سال ۱۲۶۰ه. ق یعنی اواخر سلطنت محمدشاه، ادعای مهدویت و جماعتی را پیرو خود کرده بود، خرافات و موهوماتی که باب وارد مذهب کرد و البته بابد میل عدهای خرافهپرست و ناقصالعقل هم افتاده بود تهدیدی برای جامعه دینی ایران به شمار میرفت در نهایت در پی شورشهایی که در دوران امیرکبیر به وقوع پیوست، باب به دستور امیرکبیر کشته شد. هر چند تخم تفرقه و خرافات باب بعدها جوانه کرد و امروز با حمایت ارباب پیشین و اسرائیل به دنبال روزنهای برای ترویج افکار سست و جاهلانه خود هستند.
نقل شده است که امیرکبیر در آغاز دوره حضور بر مسند قدرت چند مسجد و مدرسه دینی ساخت؛ از جمله مدرسه شیخ عبدالحسین در بازار تهران. ساختمان امامزاده زید تهران نیز به دستور وی بنا شد. امیرکبیر از مخالفان سرسخت استعمال مشروبات الکلی بود به نحوی که در دوره خود شرب خمر را ممنوع کرد و برای خاطیان مجازاتهای سختی در نظر گرفت.
توجه امیرکبیر به اقلیتهای مذهبی بعنوان بخشی از جامعه ایرانی را میتوان در زمره مسائلی دانست که رویکرد اتحاد دینی وی را نمایان میسازد. قبل از صدارت امیرکبیر، در مورد اقلیتهای مذهبی بسیار سختگیری میشد آنها بدون هیچ توجیهی مجبور به پرداخت مالیات اضافه بودند همچنین حقوق اجتماعی و سیاسی آنها به کلی سلب شده بود، امیرکبیر همه این مشکلات را از سر راه آنها برداشت . نگاه امیرکبیر به آنها همچون مابقی ایرانیان بود، اقلیتهای مذهبی را به یک چشم میدید و نمیخواست بی توجهی نسبت به یکی از آنها موجب ایجاد تفرقه و آلت دستی برای تؤطئه انگلیس و روسیه باشد.
چهره اصلاحگر و ملی امیرکبیر بدون هويت دینی او ناقص به نظر میرسد، همین افکار و آموزههای اسلامی است که او را در برابر ظلم دوران و فاصله طبقاتی حساس میکند، سیاست امیرکبیر تصمیم بر پایه شریعت بود بر خلاف نظر عدهای که ادعا میکردند امیرکبیر دین را از سیاست جدا میدانست.
شاید امیرکبیر کمی زود پا به عرصه گیتی گذاشت، آن روزگار به قدری نافهم و درگیر حب و بغض و منافع شخصی بود که حتی حاضر بودند امیرکبیر که سهل است تمام مملکت را به دست اجنبی بسپارند تا عیش چند روزه دنیایشان را تأمین کنند، در چنین روزگاری ظهور مردی که به دنبال کوتاه کردن دست اجنبی بود و سیاستش زدودن خرافات و پیشرفت بر اساس کار و تلاش بود به هیچ وجه به مزاج سردمداران خوش نمیآمد، اگر حماقت عدهای شکم پرست و منفعت طلب نبود و عمر و سیاست امیرکبیر دوام پیدا میکرد شاید امروز چیزی به نام دست اجنبی حداقل در خاورمیانه وجود نداشت.
۲۰ دی ۱۲۳۰ و حمام فین کاشان، هیچ وقت از خاطر هیچ ایرانی غیرتمندی خارج نمیشود روزی که رگ دستان بزرگ مرد ایران را بریدند تا نشان دهند جامعه آن روزگار لیاقت این مرد را ندارد.
احمد بهرامی