به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، حکمت، معانی گوناگون دارد؛ ازجمله؛ معرفت، شناخت اسرار جهان، آگاهی از حقایق، وصول به حق در گفتار و عمل، شناخت خدا، شناخت اشیاء، لیکن حکمت در اصل بهمعنای سخن و مطلب محکم، متقن، منطقی و صحیح و دریافت حقیقت است.
حکمت نور الهی است که قلب آدمی را روشن میسازد و از وسوسهها و گمراهیها نجات میبخشد.از اینرو، در قرآن آمده است که: «به هر کس حکمت داده شده گویا به او «خیر کثیر» عطا شده است.
حکمت، همانند چشمه گوارایی است که با جوشش همیشگی خود، قلبهای تشنه را سیراب میسازد و آنها را به حیات و طراوت میرساند.اساساً خاصیت حکمت همین است که مایهی حیات و زنده گردیدن دل میشود؛ امام علی(ع) نیز حکمت را باعث نورانی شدن قلب میداند، زیرا ظلمت و تاریکی دل، فراموش کردن ارزشهاست و حکمت نورآفرین و ظلمتشکن است.
رام کردن دل با یاد مرگقلب انسان بهواسطه مظاهر دنیوی همچون کبر و خودخواهی، شهوت و هواهای نفسانی سرکش و ظغیانگر میشود، تنها چیزی که میتواند آن را رام کند یاد مرگ است.
قلبی که به یاد مرگ، مهار نشود سرکش است و همچون پلنگ خونخوار، انسان را میبلعد.این دل، همواره با انسان در جنگ و جدال و ستیز و قیل و قال است کمااینکه مرگ برای هر انسانی، یک واقعیت گریزناپذیر است.غفلت از آن، دل را در وادی پُرسنگلاخ آرزوهای بیجا، شهوات، تخیلات و توهمات، سرگردان و حیران میسازد.فقط یاد مرگ است که دل را مهار میکند و از حیرت در وادی ضلالت، بازمیدارد.
یاد مرگ، باید چنان در ما رسوخ کند که قلبمان به کوچ کردن از این دنیا و فانی شدن اقرار نماید.با تفکر و اندیشهورزی باید به عمق آیات شریفه 26 و 27 سوره الرحمن با این مضمون که «كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ﴿26﴾ وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ؛ هر چه بر [زمين] است فانىشونده است، و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند» دقت کرد.
بینا کردن دل با حوادث روزگاردیده گشودن به حوادث و فجایع دنیا، انسان را از کوردلی نجات میدهد، از همین رو هر انسان هوشیار باید آفتها و حوادث تلخ دنیا را در برابر چشم دل قرار دهد تا بدین وسیله عبرت بگیرد و از کوری، رهایی یابد.
عوامل و حوادثی که به ما عبرت بدهد فراوانند.فقط کافی است عبرتآموزی کنیم؛ به تعبیر امام علی(ع) «چهقدر عبرتها بسیار و عبرت گرفتن کم است».
همین صولت و هیبت روزگار و دگرگونی شب و روز، برای هر انسان بصیری درسآموز است؛ روزگاری که همچون درندهای به جان انسان افتاده و هیبت و صولتش، اندام ضعیف آدمی را به وحشت افکنده است.
باید به قلب بصیرت داد و کوشش کرد تا به ناگواریها و مصائب روزگار بصیر و بینا شود و در شبهات و مهلکات گرفتار نشود، برای اینکه روزگار همچون درندهای خطرناک به انسان حمله میکند و گردش ایام، گاهی سبب غبارافکنی بر حقایق میگردد، آنجاست که انسان در ورطه هلاکت قرار میگیرد و تنها بیداردلان و انسانهای بابصیرت نجات پیدا میکند.