فداکاری آتشنشانانی که این سه روز ایثارشان صدر همه اخبار روزنامه ها و خبرگزاریها است، از هر طرف که به آن نگاهکنیم، افتخار آمیز است. چه افتخاری بالاتر از اینکه در سرزمین ما انسانهایی چون این آتشنشانان غیور هستند که برای هموطن و همنوع خود هر سختی را به جان میخرند.
و چه زیباتر مردمی که احساساتشان نشان میداد، چقدر قدرشناس این فداکاری و ایثارند. نگاهی به پیامهایی که این روزها مردم در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذارد، این مسئله را به خوبی بیان میکند و عاطفه مردم ایران زمینه را که یک سرمایه بزرگ اجتماعی را به رخ میکشد.
خیلیها در تلگرام و اینستاگرام خود این قهرمانان آتشنشان را با قهرمانانان هشت سال دفاع مقدس مقایسه کردند، چرا که هر دو هدفشان از مواجه شدن با دود و خون و آتش نجات جان هموطنان و حس مسئولیتپذیری بود.
عدهای نیز خود را شریک درد خانواده های داغدار آتشنشانان شهید دانستند و برای آرامش روح آنان و شفای آسیبدیدگان «امّن یُجیب» خواندند. و بسیاری نیز که در پایتخت ایران زمین زندگی میکردند، به پایگاههای انتقال خون رفتند تا با اهداء خون خویش شاید اندکی از آلام درد مصدمان را کم کنند.
آری این همه عاطفه و احساس پاک ارزشمند است، یک سرمایه بزرگ است که باید قدر آن را دانست چرا که در لحظههای حساس و بحرانها همین دغدغههای پاک برای هم نوع است که دلها را به هم نزدیکتر کرده و موجب میشود، بتوانیم گام های بزرگ برداریم.
اما دلنگرانی این جا است که این عواطف و احساسات به یک نتیجه منطقی و برنامهریزی درست منجر نشود، مدتی بگذرد و در چهارشنبه آخر سال یادمان برویم چقدر برای سختیهایی که آتشنشانان به جان میخرند، دل سوزاندیم.
یادمان برود و باز ترقهها و...حادثهای بیافریند و آتشنشانی را در روزهای آخر سال از کنار خانواده به محل حادثه بکشانیم تا بخواهد ثمره بیاحتیاطی ما را خاموش کند. نکند یادمان برود و فردا که در مغازه و محل کسب و کارمان را باز کنیم بدون اینکه یک کپسول اطفاء حریق برای محل کسب و کارمان تهیه کرده باشیم.
ما ایرانیها احساسات و عواطف قوی داریم، همدردیهایمان در حوادث و همکاریهایمان در بحرانها مثال زدنی است، اما کمتر از اتفاقات درس میگیریم تا آن را در زندگیمان پیاده سازیم. حال باید یک تلنگر به خود بزنیم.
اگر ثمره این همه دلسوزیهایمان برای مصدومان حادثه تنها هشتگهای فضای مجازی و تبادل عکس و به اشتراکگذاشتن اخبار آن باشد، باز هم باید منتظر اتفاقاتی از این قبیل در گوشه گوشه ایران بود، اما اگر تأملی کنیم و درس بیاموزیم ان شاءالله در سالهای آتی دیگر خانواده آتشنشانی داغدار عزیزش نخواهد شد.
حکیمه بهمن زاده