کد خبر: 3569473
تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۰

نگاهی به زندگی‌نامه سعید افتاده، از شهدای قرآنی لرستان

گروه اجتماعی: سعید افتاده، از شهدای قرانی لرستان است، وی آن‌قدر از شاه نفرت داشت كه عكس‌های مربوط به شاه را در كتاب‌هایش قیچی می‌كرد و آن‌ها را می‌سوزاند این شهید ارادت خاصی به حضرت ابوالفضل(ع) داشتند و بیشتر مداحی خویش را نیز در مدح باب‌الحوائج می‌خواند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، شهید افتاده در سحرگاه فروردین سال 57 در روستای محروم از توابع نورآباد به دنیا آمد.اولین فرزند و نور چشم خانواده بود و چون پدر و مادر سعی در تربیت فرزند داشتند و روستا هم فاقد امكانات بود لذا تصمیم گفتند كه به شهر آمده و زندگی فقیرانه شان را در گوشه‌ای از  شهر نورآباد ادامه دهند.
شهید افتاده تحصیلات خود را تا سوم ابتدایی در رژیم شاهنشاهی سپری نمود.آن‌قدر از شاه نفرت داشت كه عكس‌های مربوط به شاه را در كتاب‌هایش قیچی می‌كرد و آن‌ها را می‌سوزاند.در اوایل انقلاب با این‌كه كودكی 10  ساله بود اما از طرفداران سرسخت انقلاب و بنیانگذار انقلاب  بود.در میان مردم می‌رفت و در راهپیمایی‌ها شركت می‌كرد .
با پیروزی انقلاب اسلامی و تشكیل  پایگاه مقاومت به عضویت پایگاه درآمده و یكی‌از فعالان پایگاهی بود.به‌علت داشتن صدایی رسا در بیشتر راهپیمایی‌ها شعارگو بود.در محل تحصیل از اعضای انجمن اسلامی بود و برنامه  صبحگاهی مخصوصاً قرآن و سرود را اجرا می‌كرد.
در میان خانواده نیز مخلص‌ترین و مؤمن‌ترین و با ایمان‌ترین فرد بود.بارها مسائل دینی و احكام را برای افراد بی‌سواد خانواده توضیح می‌داد.شهید با وجود سن كم افراد فامیل خود و دیگر آشنایان را به اسلام و احكام اسلامی دعوت می‌كرد .
از همان دوران كودكی چنان دل‌باخته امام خمینی(ره) شد كه بارها به واحد بسیج مراجعه كرد و تقاضای ثبت‌نام برای حضور در جبهه را كرد ولی به‌علت سن كم مانع از رفتن وی به جبهه می‌شدند.
شهید بسیبار فرد مؤمن و باتقوایی بود به ادای نماز و روزه و همچنین قرائت قرآن بسیار اهمیت می‌داد.تا این‌كه در تاریخ 24 اردیبهشت‌ماه سال 65  بر اثر اصابت تركش در حاجعمران به شهادت رسید و پیکر مطهر وی را در بهشت زهرای شهر نورآبادبه خاک سپردند.
خاطرات مربوط به شهید افتاده به‌نقل از خانواده
22 بهمن كه می‌شد شهید علاوه‌بر مدرسه اتاق‌های خانه را هم پُر از عكس امام و پرچم می‌كرد و نشریه دیواری می‌نوشت.روزها و شب‌ها علاوه‌بر درس‌هایش فكر و ذكرش امام و انقلاب بود و بیشتر اوقات از شعارهایی  كه تكرار می‌كرد می گفت لبیك یا امام .یادارم كه می‌خواست نام خانوادگی خود را به میهن دوست تغییر دهد .
در هنگام اوقات فراغت مادر و پدر را بسیار كمك می‌كرد و حتی در نظافت كردن بچه‌های كوچكتر هم به مادر كمك می‌كرد.به دیار دوستان و آشنایان می‌رفت .  
از خاطره های جالب این شهید این كه سه روز قبل از این‌كه به جبهه اعزام شود حمام كرد و به پدر گفت: من غسل  شهادت كرده‌ام و پدر هم لبخندی به او زد.خاطره دیگر این‌كه شهید در دوران كودكی ده تومان از یك نفر قرض كرده بود و در جبهه به هم‌رزمانش گفته بود كه به پدرم بگویید 10 تومان را پس دهد .
شهید سعید افتاده در ماه‌های محرم، بچه‌های محله را برای عزاداری سیدالشهداء و 72 تن یاران با وفایش در کوچه دور خود جمع می‌کرد و برای آن‌ها نوحه‌خوانی می‌کرد.وی ارادت خاصی به حضرت ابوالفضل(ع) داشتن و بیشتر مداحی خویش را نیز در مدح باب‌الحوائج می‌خواند.
captcha