کد خبر: 3571162
تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۸:۴۸

نگاهی به زندگی و شهادت محمد برمال، از شهدای قرآنی لرستان

گروه اجتماعی: محمد برمال از شهدای قرآنی لرستان است که دوست داشت هنگام شهادت سر از بدنش جدا شود تا شرمنده امام حسين(ع) نشود و همین طور هم شد و زمان شهادت با اصابت گلوله به گردنش سر از بدنش جدا شد و هنگام رفنن بدون سر بود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، شهيد محمد برهال در هشتم شهريور ماه سال 1343 در خانواده معتقد به اسلام و انقلاب در روستای سه‌داران پلدختر ديده به جهان گشود.
وی فردی بسيار متواضع و دارای اخلاق حسنه والايی بود و قبل از اين‌كه در جبهه حق عليه  باطل حضور یابد در پايگاه مقاومت شهيد مومنی پلدختر بوده و فعاليت‌های چشم‌گيری در پايگاه داشت و در همه مراسمات اجتماعی، سياسی، مذهبی شركت فعالانه داشت و علاقه وافری به ورزش فوتبال داشت.
شهید برمال عاشق امام خمینی(ره) بود و همواره گوش به فرمان ايشان  بود وی دوران ابتدايی تا دبيرستان را با  موفقيت به پايان رسانيد و پس از اخذ ديپلم در كنكور سراسری داشنگاه‌ها شركت کرد و وارد تربيت معلم و دانشگاه  تهران شد.اما چون شهيد عاشق و شيفته شهادت بود سنگر دانش را رها كرده و به سنگر جنگ و جهاد پيوست و پس از  18 ماه حضور فعالانه در جبهه‌های حق عليه باطل در منطقه و در تاريخ 27 خردادماه سال 67  به آرزوی ديرينه خود يعنی مقام و الای شهادت نائل آمد.
وصيت‌نامه شهيد برمال
پدر و مادر سلام بر شما كه با تربيت درست فرزندان و تقديم آن به اسلام باعث شديد كه در روز قيامت شرمنده امام حسين(ع) و زينب‌کبری(س) نشوید به همين دليل به شما نويد می‌دهم كه آن‌ها در روز قيامت از شما شفاعت خواهند کرد.
من دوست دارم هنگام شهادت سر از بدنم جدا شود تا شرمنده امام حسين(ع)  نشوم.
ضمناً همين طور هم شد زمان شهادت با اصابت گلوله به گردنش سر از بدنش جدا شد و هنگام رفنن بدون سر بود.
نامه شهید برمال به پدر و مادرش
پدر و مادرم از این‌که فرزند خود را دست داده‌ايد نگران نباشيد اميدوارم كه صبر كنيد و از خداوند نيز طلب قبول خون مرا در درگاه او بنمايید.
پدر و مادر عزيزم من در زندگی كوتاه خود هيچ وقت فرصت خدمت و جبران خدمات  شما را  پيدا نكردم پدر من چه‌قدر رنج كشدی ولی خون من كه از خون اصحاب حسين و هزاران شهيد كه بهتر نيست و پدر و مادر از اين‌كه نتوانستم جبران زحمات شما را بنمايم و پدرعزيزم دوست داشتم در آخرين لحظات زندگی در حين جان دادن بر بالينم بودی و مرا می‎دیدی و دوست داشتم در لحظاتی كه در خون خود غلطیده‌ام بر بالای سرم بودی و سر مرا در بغل می‌گرفتي و شهادتين را برای فرزندت می‎خواندی و به یاد امام حسین(ع) و علی‎اصغر و علی‎اکبر گريه و به ياد آنان سوگواری می‎کردی.
نگاهی به زندگی و شهادت محمد برمال، از شهدای قرآنی لرستان

نگاهی به زندگی و شهادت محمد برمال، از شهدای قرآنی لرستان

نگاهی به زندگی و شهادت محمد برمال، از شهدای قرآنی لرستان

نگاهی به زندگی و شهادت محمد برمال، از شهدای قرآنی لرستان
captcha