کد خبر: 3574327
تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۳

رفتن به جبهه در آستانه‌ مراسم عروسی/ رفتنی برای جاودانه شدن

گروه اجتماعی: در تابستان 1361 که فامیل و بستگان برای مراسم عروسی او مهیا می‌شدند با شنیدن نزدیک بودن عملیات به سرعت خود را به منطقه رساند و جوانمردانه از تمام تعلقات خود گذشت.

به گزارش خبرگزاری بین‌‌المللی قرآن‌(ایکنا) از ایلام، روحانی شهید «محمدرضا قربانی» فرزند شکرعلی در 16 مهر ماه سال 1342 در بخش هرمزآباد شهرستان مهران دیده به جهان گشود. وی به خاطر عشقی که به اسلام و احکام دینی داشت وارد حوزه علمیه شد و مدرک طلبگی را اخذ کرد.
همزمان با شروع جنگ تحمیلی بنا به احساس تکلیف شرعی و لبیک به ندای رهبر کبیر انقلاب به عنوان طلبه بسیجی عازم جبهه نبرد با متجاوزان بعثی شد و سرانجام در هفتمین روز از مرداد ماه سال 1361 در منطقه شرق بصره در اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار این شهید در گلزار شهدای امامزاده علی صالح (ع) است.
حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی اکبرنژاد، عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام درباره‌ این شهید گفت: شهید قربانی از تحرک و پویایی فوق‌العاده‌ای برخوردار بود که همین موضوع سبب جلوداری او در بسیاری از مسایل و حوادث می‌شد. به یاد دارم تازه تظاهرات علیه رژیم شاه در ایلام شروع شده بود و هنوز خیلی از شعارها آشکارا ابراز نمی‌شد. در جمع دوستان طلبه با جرات خاص و ویژه‌ای می‌گفت همین الان به خیابان برویم و شعار مرگ بر شاه را با صدای بلند بگوییم.
این شهید به عنوان یکی از عناصر فعال و انقلابی در مهران همراه تعدادی دیگر از مردم و فرهنگیان منطقه پیش قدم در ایجاد حرکت‌های ضد رژیم پهلوی بود. بعد از جنگ و به اشغال در آمدن مهران و آوارگی مردم آن دیار، وی نیز به همراه خانواده در شرایط سخت آوارگی قرار می‌گیرد ولی آن شهید، دلسوزانه خود را وقف برطرف کردن مشکلات مردم و پیگیری گرفتاری آواره‌ها می‌کند و به همین خاطر مدتی از تحصیل حوزوی باز می‌ماند.
هرگز روحیه یاس و نا امیدی را نمی‌شد در او سراغ گرفت. در سخت‌ترین شرایط و دشوارترین حوادث، نشاط و سرزندگی او محفوظ بود. گو اینکه هیچ کدام از آن سختی‌ها پیش نیامده است. عشق فوق‌العاده به اهل‌بیت (ع) چنان در وجود او موج می‌زد که بارها اتفاق می‌افتاد که تنهایی با خود، مصیبت‌های اهل‌بیت(ع) را زمزمه می‌کرد و گوهر دیدگانش سیل‌وار بر گونه‌اش جاری بود.
در تابستان 1361 که فامیل و بستگان برای مراسم عروسی وی مهیا می‌شدند با شنیدن نزدیک بودن عملیات به سرعت خود را به منطقه رساند و جوانمردانه از تمام تعلقات خود گذشت.
یکی از دوستان می‌گفت: به شهید قربانی گفتم من می‌خواهم در عملیات شرکت کنم ولی یکی دو روزی کار دارم، صبر کنید کارها را انجام داده و با هم حرکت کنیم که شهید جواب داد: نمی‌توانم منتظر بمانم و من باید بروم که این رفتن آغاز ماندنی جاودانه شد و با آنکه در میان افلاکیان شناخته شده بود ولی برای ما خاکیان به مدت 13 سال مفقودالاثر شد و بعد از این مدت در عملیات تفحص معلوم شد که وی خیلی زودتر از اینها به دیار حق شتافته و ماندگاری ابدی را خیلی وقت پیش آغاز کرده است.
captcha