گروه فرهنگی: نکته مهمی که نباید از آن غفلت کرد مدد گرفتن از متون کهن فارسی در تبلیغ دین و بیان برخی مفاهیم اسلامی و ارزشی است؛ چرا که بیشک زبان شعر بیش از هر ابزار دیگری واژهها را در انسان درونی میکند.
نوروز، شب یلدا و هر مناسبت دیگری که به آن بهانه دور هم جمع میشدند از این میراثهای گرانسنگ ادب فارسی مشق ادب و عقلانیت و انسانیت میآموختهاند. در محضر فردوسی حماسهها برایشان مرور میشد و در نزد سعدی پند یاد میگرفتند و با غزلهای حافظ مشق عشق میکردند.
نکته مهمی که نباید از آن غفلت کرد مدد گرفتن از همین متون کهن فارسی در تبلغ دین و بیان برخی مفاهیم اسلامی و ارزشی است چرا که بیشک زبان شعر بیش از هر ابزار دیگری واژهها را در انسان درونی میکند.
گاه برای تبیین اختیار انسان در زندگی و سرنوشت پای درس استاد فلسفه ای مینشینیم و او با استفاده از جملاتی ثقیل و سنگین برای ما روشن میکند که انسان دارای اختیار است ولی زمانی یک بیت از مولوی میخوانیم که این که فردا این کنم یا آن کنم/ این دلیل اختیار است ای صنم
در یک مثال دیگر گاه استاد اخلاقی به انسان هشدار میدهد که در مسیر تزکیه نفس بدون استاد و مشاور حرکت نکن که ممکن است در وادی عرفانهای کاذب بیفتی که تو را به کج راههها ببرند. اما زمانی حافظ با یک بیت این موضوع را دلنشینتر بیان میکند و میگوید ترک این مرحله بی همرهی خضر مکن/ ظلمات است بترس از خطر تاریکی( خضر نماد استاد و راهنما است).
و یا وقتی میخواهیم از ولایت بگویم و فضائل علی(ع) را برشماریم ممکن است بیان داریم که در کتاب فلان حدیثی و روایی صفحه فلان این حدیث آمده است و بعد متن عربی حدیث را بیان داریم و توضیحی درباره آن ارائه کنیم.
اما زمانی نیز از زبان فردوسی سخن میگوییم که چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی/ خداوند امر و خداوند نهی/که من شهر علمم علیم در است/ درست این سخن گفت پیغمبر است/گواهی دهم کاین سخن از اوست/ تو گویی دو گوشم بر آواز اوست.
و یا از حافظ بگوییم که درباره مولا میگوید مردی ز کننده در خیبر پرس/ اسرار کرم ز خواجه قنبر پرس/ گر طالب فیض حق به صدقی حافظ/ سرچشمه آن ز ساقی کوثر پرس
به راستی برای عموم مردم و نوجوانان و نوجوانانی که بسیاری از آنان آگاهی کافی از واژههای تخصصی علم کلام و فلسفه و حدیث ندارند، کدام روش و شیوه پسندیدهتر است و کدام روش موضوع را برای انسان قابل درک میکند؟
چرا از این گنجینه عظیمی که در اختیار ما است کمتر در عرصه تبلیغ و بیان دین برای عموم مردم استفاده میکنیم؟ اگر از این روش استفاده کنیم، به چند هدف رسیدهایم، هم کار تبلیغی کردهایم و هم فرهنگ اصیل ایرانی را در حوزه ادب و شعر به مردم معرفی کردهایم.
چرا برای نوجوان امروز زبان سعدی که بسیار فصیح و بلیغ است، خواندن یک حکایت از گلستان و بوستان سخت است؟ آیا غیر از این است که در دست والدین و معلم و روحانی مسجد محل و.. کمتر این کتابها را دیده و بر زبانشان هم کمتر شنیده است.
چه پندهای شیرینی سعدی دارد که از بیان آن برای فرزندانمان غفلت کردهایم درحالی که سعدی خود استاد پند و اندرز و تربیت است.
کاش اگر میخواستیم بگویم نه فقط شیعه که همه مذاهب اسلامی از گذشته شفاعت اهل بیت(ع) را قبول داشتند و این حرفها که توسل شرک است، فقط سخن وهابیها است. این ابیات از سعدی( به عنوان یک شاعر غیر شیعی) را میخواندیم که خدایا به حق بنی فاطمه/که بر قول ایمان کنم خاتمه/اگر دعوتم رد کنی ور قبول/من و دست و دامان آل رسول
آیا اینگونه تأثیرگذارتر نیست؟
حکیمه بهمن زاده