اولین خبر از وقوع این حادثه در رسانهها منتشر شد و من از طریق تماس پیوسته با پدر نوزاد وضعیت را پیگیری میکردم و او نیز تأیید کرد که بازرسان در بیمارستان حضور یافتهاند و در حال رسیدگی به وضعیت بخش NICU هستند و من خوشحال از اینکه سیستم بازرسی اینقدر به سرعت عمل کرده است موضوع را تمام شده تلقی کردم، اما کمتر از ساعتی پدر نوزاد با عصبانیت با من تماس گرفت و گفت که برخی پرستاران و مسئولان بیمارستان او را تهدید میکنند و میگویند:« ما را از بازرس و رسانهها نترسانید؛ این هیاهو چند روز دیگر فراموش میشود و ما هم لابیهای خودمان را برای پیگیری این وضعیت داریم». پس از بروز این رفتارها پدر کودک تصمیم گرفت تا فرزندش را از بیمارستان خارج کند و به گفته خودش جانش را از معرکه به در ببرد.
ناچار شدم دوباره با او تماس بگیرم و پس از گفتوگوی فراوان او و همسرش را متقاعد کنم تا کودک را برای حصول نتیجه در بیمارستان نگاه دارد.
اولین نتیجه اقدامات و پیگیریهای روزانه ما این بود که برخلاف تکذیب مسئولان بیمارستان بخش NICU که در حال بنایی بود تخلیه شد و فقط کودک آسیب دیده در آن باقی ماند تا از بیمارستان ترخیص شود. به دلیل اینکه کودک در هنگام تولد مشکلات دیگری داشت، پزشک معالج از عمل او منصرف شد و قرار شد از سرویس درمان در منزل بهرهمند شود. در حین انجام این اقدامات و صدور فاکتور هزینهها یکی از مسئولان بیمارستان به پدر کودک گفت: «ما به شغالها باج نمیدهیم بروید هزینهها را پرداخت کنید». شنیدن این جمله اینقدر برای من ناراحت کننده بود که با خودم گفتم باید فاتحه سیستم درمانی و نظارت بر آن را خواند.
من سرخورده از پیگیری این جریان تصمیم گرفتم مسأله را برای شخص وزیر گزارش کنم تا شاید مددی شود. حدود ساعت 17 روز چهارم اسفندماه، چندین بار با تلفن ایشان تماس گرفتم اما پاسخی دریافت نکردم. با تمام پیشداوریهای ذهنم متنی را برای ایشان پیامک کردم و دیگر امیدی به بهبود اوضاع نداشتم و با خودم گفتم ایشان هم مانند سایرین؛ این اوضاع بهبود نخواهد یافت.
حدود ساعت 21 در اوج ناامیدی آقای دکتر هاشمی با من تماس گرفت و من مدتی طول کشید تا باور کنم ایشان شخصا پیگیر این ماجرا است، وقتی گفتند: « این حادثه رخ داده است و نباید روی زخم مردم نمک پاشید» تازه باور کردم که کسی هست که میشنود. ایشان در ادامه گفتوگو گفتند که به وضعیت بیمارستان به سرعت رسیدگی خواهند کرد و افرادی در این خصوص عزل خواهند شد و از پیگیری این موضوع تشکر کردند و شعف به ثمر رسیدن این اتفاق اینقدر در من قوی بود که شاید به سادگی نتوان آن را توصیف کرد.
صبح روز پنجشنبه، پنجم اسفندماه، دکتر میردهقان در بیمارستان حضور یافت و از پدر کودک دلجویی کرد و هزینههای درمان به او بازگردانده شد و از او به خاطر رفتار ناهنجار برخی مسئولان عذرخواهی شد و قرار بر این شد که کودک از سرویس رایگان خدمات پزشکی در منزل بهرهمند شود تا وضعیت او برای اقدامات آتی تثبیت شود.
وقوع این حادثه برای من به عنوان یک خبرنگار درسهای فراوانی داشت؛ اول اینکه فارغ از هرگونه قضاوت و پیش داوری هر مسألهای را پیگیری کرد و دوم اینکه اصلاح امور نیازمند یک عزم همگانی است و رسانه یکی از ابرازهای دستیابی به هرگونه تغییر و رفرم است پس باید یاد بگیریم هر مسئلهای را با پیگیری میتوان حل کرد و این روزها شهروند خبرنگاران هم میتوانند نقش بهسزایی در بهبود اوضاع جامعه داشته باشند.