به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)
از لرستان، شهید محمدنبی باقری در 24 مردادماه سال 46 در لرستان متولد شد وی تحصیلات خود را در رشته فیزیک ادامه داد و قبل از قبول شدن و در این رشته به جبهه رفته بود و به دفعات مجروح شده بود اما همچنان جبهه و جنگ را دوست داشت.
وی در چهارم تیرماه سال 67 برای آخرین باری كه به جبهه اعزام و در منطقه عملیاتی مجنون مستقر گردید. در آن شب كه دشمن اقدام به تک کرد، او به مقابله ایستاد و با بدنی بهشدت مجروح با تنی چند از همرزمانش به اسارت درآمد و به اردوگاه رمادیه عراق منتقل شدند. در همان اردوگاه، بهعلت شدت جراحات در آغوش یكیاز دوستانش به نام «سعید اسماعیلی» به شهادت میرسد.
خاطرهای از شهید باقری به نقلاز پدر شهید
اسم حسین(ع) را که میشنید، اشک از گونههایش سرازیر میشد، سرش را پایین میگرفت که گریهاش را نبینیم؛ اما آرام و بیصدا، بدون اینکه هقهق کند، شانههایش میلرزید و سر بر روی زانو میگذاشت و اشک میریخت.
بار و بنهاش را بسته بود و راهی بود.میخواست برود به جبهه، همه را میبوسید و خداحافظی میکرد.اینبار حالش جور دیگری بود.هوای خانه هم بوی ماتم میداد: به دلم افتاده بود که شاید برنگردد.خوب نگاهش کردم.یک دل سیر چشمهایش را دیدم.دست در گردنش انداختم.شانههایش را بغل کردم.چند روز بعد وصیتنامهاش رسید که نوشته بود: «دوست دارم هنگام شهادت، سر از بدنم جدا شود، تا شرمنده امام حسین(ع) نشوم».همینطور شد، زمان شهادت، با اصابت گلوله به گردنش، سرش از بدن جدا شده بود که به قول خودش شرمنده سیدالشهدا(ع) نباشد.
وصیتنامه شهید باقریاز اینکه روزی مرا از دست داده باشید، نگران نباشید، امیدوارم که صبر کنید از خداوند نیز طلب قبول خون مرا در درگاهش بنمایید.
پدر و مادر عزیزم! من در زندگی کوتاه خود، همواره باعث زحمت شما بودهام و هیچوقت، فرصت جبران خدمات شما را پیدا نکردهام.پدر من! خون من که از خون اصحاب امام حسین(ع) و هزاران شهید، بهتر نیست.
پدر و مادر عزیزم! در آخرین لحظات زندگی، در حین جان دادن کاش شما در بالینم بودید و جان کندن مرا میدیدید، دوست داشتم در لحظاتیکه در خون خود غلت میزدم، بر بالای سرم بودید و سرم را در بغل میگرفتید و شهادتین را برای فرزندتان میخواندید و به یاد حسین، علیاکبر و علیاصغر(ع) گریه میکردید و به یاد آنان سوگواری مینمودید.
پدر و مادر عزیزم! سلام بر شما که با تربیت درست فرزندان خود و تقدیم آنان به اسلام، باعث شدید که در روز قیامت، شرمنده امام حسین(ع) و زینب(س) نشوید.به همین دلیل، به شما نوید میدهم که آنها در روز قیامت از شما شفاعت خواهند نمود.دوست دارم هنگام شهادت، سر از بدنم جدا شود، تا شرمنده امام حسین(ع) نشوم.