کد خبر: 3582038
تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۱

جایگاه شرّ و خیّر در کلام امیر

گروه معارف: اگر انسان ناچار به انجام دادن شّری است، نباید عجله کند، بلکه آن‌را به تأخیر اندازد کمااینکه امام علی(ع) فرموده است: «شر را به تاخیر افکن، زیرا هرگاه بخواهی انجامش می‎دهی».

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، امام علی(ع) در فراز چهل و دوم از نامه خود به امام حسن‌مجتبی(ع) در رابطه با «به تاخیر انداختن شرّ و بدی» فرموده است: «شر را به تاخیر افکن، زیرا هرگاه بخواهی انجامش می‎دهی» کمااینکه جوان، کانون انرژی است و گاه در فضا و موقعیتی قرار می‎گیرد که تصمیم می‎گیرد دست به رفتار شرآمیز بزند، توصیه حضرت علی(ع) آن است که: ای جوان، شر را به تاخیر انداز، چون در آینده هم فرصت انجام دادن آن‌را داری.همیشه ارتکاب شّر آسان، ولی انجام کار خیر دشوار است.
مطالعه این جملات، اشک شوق را جاری می‎سازد و موجی از شعف در وجود آدمی برمی‎انگیزد که چه سخنان حکیمانه‌ای از امام و مقتدای ما در اختیارمان است و چقدر به روانشناسی جوان، توجه داشته است.
اگر انسان ناچار به انجام دادن شّری است، نباید عجله کند، بلکه آن‌را به تاخیر اندازد؛ مثلاً طلاق، امر ناخوشایند و در بیشتر اوقات، شرّ است، اگر افرادی مجبور به این‌کار می‎شوند، بهتر است عجله نکنند، چون در آینده هم فرصت آن‌را دارند.یا اگر قرار است بدی کسی را با بدی پاسخ دهیم، صبر کنیم و اندکی به تاخیر اندازیم.
ابن ابی‌الحدید در هنگام شرح این سخن مولا علی(ع) این کلام حکمت‌آمیز را می‎آورد که: «در کارها همیشه به‌خوبی آغاز کن پیش از بدی که همه اوقات، توانایی بر انجام حسنات نداری، ولی برای بدی کردن، همواره توانایی».
در اسلام همیشه و همواره، به سبقت جستن در خیر و نیکی توصیه شده است کمااینکه قرآن‌کریم می‎فرماید: «در راه خیرات(واعمال نیکو) بر یکدیگر سبقت جویید».
سبقت گرفتن به‌سوی خیرات، همانا گریز از شّر و هم‌آواز شدن با عفو و بخشش است.آن همه تاکیدی که برعفو و بخشش و نادیده گرفتن خطاهای دیگران شده، همه در جهتِ تاخیر انداختن در شرّ و رفتن به خیرات است.
ثمره بریدن از نادان
امام علی(ع) همچنین در ادامه این بخش از نامه خود به امام حسن‌مجتبی(ع) می‎فرماید: «بریدن از جاهل یا پیوستن به عاقل برابر می‎کند» کمااینکه معاشرت و ارتباط با افراد دو گونه اتفاق می‎افتد: معاشرت با افراد صالح، عاقل و خیرخواه، معاشرت با افراد جاهل، احمق و سودجو.
طبیعی است هم‌چنان که برقراری ارتباط با انسان صالح، کار سختی است و دوام دوستی با او مواظبت و مراقبت لازم دارد و سراسر منفعت و سود است همچنین در صورت معاشرت و دوستی با انسان ناآگاه، دل بریدن و قطع رابطه کردن و فاصله گرفتن از چنین شخص جاهلی کار بسیار مشکل و سخت و سراسر ضرر است، لذا بریدن از جاهل با پیوستن به عاقل برابری می‎کند.
جوان هم باید از جاهلان فاصله بگیرد و هم باید به عاقلان گرایش یابد؛ اگر این دو کار را با هم انجام ندهد، به مشکلات اخلاقی دچار می‌شود و در راه تحصیل سلامت و اعتدال روان شکست می‎خورد.
کسی‎که برای حفظ تعادل روانی و سلامت اخلاقی، انگیزه‌ای قوی و اراده‌ای نیرومند دارد، نمی‎تواند تنها به هم‌نشینی عاقلان اکتفا کند و از هم‌نشینی جاهلان نپرهیزد.
علت ارتباط برخی از بزرگان با بعضی از دربارها
سؤالی که ممکن است در ذهن مطرح شود این است که چرا برخی از بزرگان، با بعضی از دربارهایی که کانون جور و فساد بوده‌اند ارتباط برقرار کرده‌اند؟ پاسخ این است که: اولاً: آنان از نظر اعتقادی و فکر و رفتاری، شاکله بسیار محکمی داشتند و هیچ‌گاه تحت‌تاثیر قرار نمی‎گرفتند، بلکه بر دیگران تاثیر می‎گذاشتند.ثانیاً: هم‌نشینی آنان به انگیزه دینی و دفع شّر مهمتر بوده است.اتفاقاً آنان در کار خود، موفق شدند و توانستند در تعدیلِ روحیه مستبدان و ترویج آموزه‌های دینی در میان آنان، کامیاب شوند؛ برای نمونه اگر حضرت یوسف با فرعون مصر همکاری می‎کند تنها به‌سبب این است که از این رهگذر، بتواند به رسالت الهی و آسمانی خود جامه عمل بپوشاند و مردم گمراه مصر را از گرایش به جاهلیت شرک بازداشته، به‌سوی عقلانیت توحید هدایت فرماید.یا قبولی ولایت‌عهدی امام رضا(ع) از همین قبیل است.
captcha