به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) به نقل از وزنامه وقایع اتفاقیه، او در اين مصاحبه گفت که مناطق بياباني در ايران، کمترين ميزان آلودگي را تجربه ميکنند. در مقابل، مناطق ساحلي و جنگلها بيشتر از باقي نقاط در معرض تهديد شيرابههاي توليدشده از پسماندهاي شهري هستند. او همچنين معتقد است؛ استانهاي شمالي کشور بهويژه استان مازندران و گيلان در مقايسه با ديگر استانها در زمينه دفع پسماندهاي شهري، اوضاع به مراتب وخيمتري دارند.
گفتوگو با محمدجواد سروش درباره وضعيت محيطزيست و مديريت پسماند و آلودگيهايي است که ميتواند پيکره زيستي ايران را دگرگون کند.
وضعيت پراکنش آلايندههاي زيستمحيطي در ايران چگونه است و راهحل پروژههاي مديريتي ويژه در اينباره چگونه تهيه و تدوین ميشود؟
طبيعي است که پسماند در ذات خود، تهديدي براي محيطزيست تعبير و توصيف شود اما هنر شهروندان و کساني که مسئول، مجري و مصرفکننده هستند، اين است که آن را طوري مديريت کنند که تبديل به فرصت شود. حداقل خسارت زيستمحيطي منابع آب و خاک، ازسوي پسماندهاي عادي است اما پسماند عادي، درست مديريت و از ابتدا در مبدأ تفکيک و اجزاي خطرناک آن جدا نميشود و در نتيجه ميتواند تهديد تلقي شود. پسماندها با توجه به شيرابههايي که توليد ميکنند تا هزار ليتر آب را آلوده خواهد کرد. همچنين خاک به ميکروب آلوده و از نظر حاصلخيزي، فقير و غيرقابل کشت خواهد شد.
آنچه بايد اتفاق بيفتد با شرايط امروز متفاوت است، آيا در مورد وضعيت فعلي بايد تدبير ويژهای انديشيد؟
اين موضوع دووجهي است؛ يک وجه آن، شرايطي است که ميتواند جامعه زيستي ما را تهديد کند. وجه ديگر آن، اگر خوب مديريت شود، ميتواند براي محيطزيست مفيد باشد.
وجهي که ميتواند زيست جامعه را تهديد کند، آيا در مرحلهاي است که لازم باشد براي آن، راهحلهاي فوري تبيين کرد؟
درحالحاضر، با توجه به انباشت پسماندهاي شهري بهويژه در حوزه کلانشهرها و در مناطق شمالي ايران، همچنين بهدليل اينکه فقط ميتوان 20 درصد از پسماند را بازيافت کرد، حدود 95 درصد از پسماندها بهصورت غيرفني انباشت ميشوند و جايگاههاي انباشت در بسياري از شهرستانها و مراکز استانها وجود ندارد، وضعيت نيازمند تدابير ويژه است.
آيا لازم است که پروژههاي مديريتي ويژهاي دراينباره تعريف شود؟
بله، البته لازم است، تعريف هم شده و اين مسئوليت در حوزه وزارت کشور و شهرداري است و اين دو نهاد، برنامه پنجساله تعريف کردهاند. بااينحال، بايد در نظر داشت که دپوي پسماند مربوط به امروز و ديروز نيست، سالهاي سال انواع پسماند روي هم انباشت شده است. در استان گيلان و منطقه سراوان، بيش از 90 متر ارتفاع پسماند است؛ بنابراين مديريت انباشت چندين دهساله، کار يک شب و چند شب نيست. نياز به مديريت فني و دقيق دارد. اين در شرايطي است که تفکيک زباله در مبدأ، هفت درصد بوده و طي برنامهريزيهاي شهرداري و وزارت کشور، قرار است به 30 درصد افزايش يابد.
هدف اين برنامه پنجساله چيست؟
هدف اين است که با ارتقاي سطح دانش، بينش، تجهيزات، مبلمان شهري، فرهنگسازي و درواقع استعداديابي براي مديريت خاص بتوان اين معضل را حل کرد. شرايط جغرافيایي و اقليمي در برخي مناطق اجازه نميدهد که انباشت صورت گيرد. اين موارد بررسي شده است. سيستم مديريتي در اين مناطق بايد به سمت بازيافت حرکت کند و بعد باقيمانده آن در پسماندسوزها تبديل به انرژي شود.
عنوان اين برنامه چيست؟
اين برنامه با عنوان برنامه مديريتي پنجساله پسماند تدوين شده است.
مهمترين منابع آلاينده آب و خاک در ايران چيست و چه مناطقي از کشور را بيشتر تحتتأثير قرار ميدهند؟
منابع آلاينده بستگي به منطقه جغرافيايي دارد. در مناطق کويري، جلگهاي و کوهستاني متفاوت است. در مناطق شمالي و ساحل دريا، مهمترين عامل آلاينده آب و خاک، پسماندهاي شهري و شيرابههای ناشي از پسماندها و فاضلابهاي شهري است. در بسياري از مناطق صنعتي و ساحلي دريا، پسماندهاي صنعتي فاضلابهاي ناشي از فعاليتهاي صنعتي است. در برخي ديگر از نقاط کشور که بافت کشاورزي دارد، نوع آلودگي کود ازت، مصرف کود ازت و انتقال ازت به داخل خاک است. در بسياري از مناطق بافت خاک است که با عبور جريانات آب باعث انتقال عناصر و املاح و در نهايت منجر به آلايندگي منابع آب ميشود؛ بنابراين منابع آلاينده به جغرافيا، فرهنگ و اجتماع مناطق وابسته است. در جنوب ايران، بيشترين ميزان آلايندگي متعلق به فعاليتهاي نفتي است. در مناطق کويري هم با توجه به اينکه عمق آب زيرزميني بسيار زياد و قدرت نفوذ آلاينده بسيار کم است، کمترين ميزان آلودگي به منابع آلاينده ديده ميشود.
اگر بخواهيد منطقهاي از ايران را نام ببريد که وضعيت انباشت پسماند در آن به نسبت ديگر مناطق نابسامانتر باشد، آن منطقه از نظر شما که کجاست؟
استانهاي شمالي کشور بهويژه مازندران و گيلان در حوزه مديريت پسماند اوضاع به مراتب نامناسبتري دارند.
آماري دراينزمينه داريد؟
در مازندران، روزي سههزار تن پسماند توليد ميشود و در برخي مواقع، با توجه به تراکم جمعيت و حجم توريستي که دارد به دو يا سه برابر هم ميرسد. دپو و انباشت زباله هرجا که باشد، کنار دريا يا جنگل زمينهساز خسارت به آب و خاک است؛ بنابراين اگر بناست تمهيداتي در نظر گرفته شود، بايد در اين دو استان باشد.
آلودگي ايجادشده در اثر نفوذ شيرابهها به آب و خاک، چه تأثيري بر سلامت مردم خواهد گذاشت؟
آب مصرفي مردم شمال، تصفيه شيميايي و بيولوژيک ميشود اما آنچه بايد مورد توجه قرار بگيرد، زنجيره غذايي است که بيشتر از خاک تأمين ميشود و تمام آلايندههايي که در داخل خاک هستند، ميتوانند به گياهان انتقال داده شوند يا توسط حيوانات ديگر که از آب تغذيه ميکنند، بهصورت غيرمستقيم به انسان انتقال داده ميشوند. طبيعي است که گياه، حيوان و بعد انسان نقش تجمعي دارند و هرچه آلاينده وجود داشته باشد با تراکم بسيار بالاتر در گياه، حيوان و انسان تجميع ميشود؛ بنابراين هرگونه آلايندهاي که در هر نقطهاي از جهان وجود داشته باشد، ميتواند براي سلامتي محيطزيست گياهان، حيوانات و جانواران تهديد باشند.
برنامهاي هم با عنوان «دستورالعمل ويژه براي کنترل منابع آلاينده» قرار بود در سازمان تهيه شود. چه شد؟
سه بحث بايد مورد نظر قرار گیرد؛ يکي، بحث حفاظت از خاک است که تدوين شده تبديل به لايحه شده و در کميسيونهاي تخصصي مجلس است. در اين طرح، حفاظت، نگهداري و حراست از خاک در بحث آلاينده و عوامل تهديدکننده آن مشروح آمده است. دومين برنامه مرتبط با آب است. استانداردهاي آب را تدوين کردهايم، دستورالعمل درباره استانداردهاي فاضلابها راجع به منابع پذيرنده هم تهيه شده است؛ يعني اگر قرار است فاضلابي به مصرف کشاورزي برسد، بايد چه شرايطي داشته باشد. اگر به آبهاي سطحي ريخته ميشود، چه شرايطي داشته باشد و در چاههاي پذيرنده، چه وضعيتي خواهد داشت؛ همچنين استانداردهاي هوا.
آيا جز سازمان محيطزيست که نهادي اجرايي نيست، نهادهاي متولي وضعيت آلايندههاي آب و خاک را درک کردهاند و متوجه فوريت رسيدگي به اين مسئله هستند؟
در حوزه قانوني، مديريت رسيدگي و مسئوليت پسماندهاي شهري و عادي به عهده وزارت کشور و شهرداريهاست اما در مورد ساير پسماندها بايد گفت وزارت بهداشت، مسئوليت پسماندهاي عفوني و بهداشتي را دارد. وزارت صنعت و توليدکنندگان در اين وزارتخانه، مسئوليت مديريت پسماندهاي صنعتي را دارند. وزارت نفت، مسئول مديريت پسماندهاي نفتي است. سازمان حفاظت محيطزيست، ناظر و مسئول نظارت بر حسن اجراي قانون مديريت پسماند است. در تمام حوزههاي بهداشتي، کشاورزي و صنعتي، نشستهايي برگزار ميشود. همچنين دستورالعملهايي هست که تدوين شده و دستگاههاي متولي پسماندهاي غيرشهري، برنامهريزيهاي لازم را براي مديريت اين وضعيت تهيه کردهاند اما برنامهريزي براي اجرای يکشبه نيست بلکه نياز به زيرساخت فرهنگي، تکنولوژيک، آموزشي و اعتبار مالي دارد.
با اين تفاسير، وزارتخانههايي که مسئوليت مديريت پسماندهاي غيرشهري برعهدهشان قرار دارد، بهدليل کمبود اعتبار و زيرساخت بهدرستي وظيفهشان را انجام نميدهند؟
همه قبول دارند.
منظور قبول داشتن يا نداشتن نيست، منظور عملکرد وزارتخانهها در مديريت پسماندهاي غيرشهري است؟
در عمل طبيعي است که دستگاهي مانند وزارت نيرو و فاضلاب در استانهاي شمالي که آب سطحي است و فاضلاب بهراحتي به آبهاي رودخانه و دريا ميرسد، نياز به اعتبار مالي خاصي دارد. تأمين اعتبارات مالي، ترمزی براي حرکت دستگاهها در رابطه با آلايندهها شده است.