به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از آذربایجانشرقی، آيينها و آداب و رسوم و سنتهاي قديمي هر سرزمينی، يادگارهايي گران سنگ و پر بها از گذشتههاي دور مردم آن دیار است. تمامی آداب و رسوم ایرانی به خصوص عید باستانی نوروز در دل این تعاملات فرهنگی دچار فراز و نشیب شده و امروز هم مردم این دیار آیین نوروز را با رسوم خاصی برگزار میکنند.
مردم آذربايجانشرقی مردمى اصيل هستند که در ایام نوروزی دارای آداب و رسوم ویژه خود هستند و در این میان مهماننوازی، سلحشوری و پايبندى به عقايد مذهبى از خصلت های خاص مردم استان است.
استان آذربایجانشرقی یکی از استانهای کشور است که دارای آداب و رسوم ویژه به خصوص در مناطق روستایی، غذاهای مخصوص خود و همچنین سوغاتی های خاص بوده و همین امر سبب شده است این استان دارای فرهنگ کهن و تاریخی باشد.
مردم این استان همواره به مهمان نوازی و مهمان دوستی شهره بوده که این امر بیشتر خود را در ایام عید و در استقبال از میهمانان نوروزی نشان میدهد.
از شال اندازی پسران تا آماده شدن خوانچه های عیدانه و آب چهل یاسین
از اوایل اسفند خانهتکانى آغاز مىشود، گذشته از خانهتکانى مىتوان به سمنوپزی، چیدن سفره هفتسین، آب چهل یاسین، دید و بازدید و سیزدهبه در اشاره کرد.
مفصل ترین مراسم، متعلق به آخرین چهارشنبه سال است که در آن شب، برنج سفید پخته و به همراه آجیل و شیرینی بر سفره میگذارند. پسران جوان یا نوجوان شالی برداشته و از سوراخ بالای بام خانه شال خود را پایین و به خانه همسایه میاندازند.
صاحبخانه نیز به فراخور حال خود، مقداری آجیل، شیرینی یا تخم مرغ در گوشه شال میبندد تا پسر آن را بالا بکشد. چنانچه پسر، خواهان دختر خانواده باشد، شال را بالا نمیکشد و در این میان چنانچه خانواده دختر راضی باشد، نشانه ای از دختر را به شال می بندند.
رسم شال اندازی در بیشتر نقاط آذربایجان رایج بوده و هنوز هم در بعضی از روستاها انجام میشود.
چند روز قبل از عید خوانچههاى عیدانه آماده مىشود که هر خوانچه شامل پارچه، کفش، جوراب، شیرینی، برنج خام و چیزهای دیگر است که براى عروس یا دختر خانواده که تازه ازدواج کرده مىفرستند .
در سفره نوروز بهویژه در گذشته خوراکىهائى چون ماست دست نزده، برنج سفید پخته یا خام، گوشت و غذاهائى که اصولا نشانه برکت و محصول خوب باشد، مىگذاشتند و از سوی دیگر نمادهائى مانند آینه، تخممرغ، سمنو، سبزه، شیرینی، آب چهل یاسین نیز در کنار آن قرار مىدهند که ترکیبى از برکت و بارورى است.
در گذشتههای نه چندان دور و در برخى مناطق آذربایجانشرقی، مردم کوزه یا کاسهاى آب را نزد روحانى محل مىبرند و روحانى بر آن چهلبار سوره یاسین خوانده و فوت مى کرد، سپس این آب تبرک را بر گوشه و کنار خانه بهویژه بر دامها و محصولات ریخته و به کودکان مىدادند تا هم برکت و بارورى را زیاد کند و هم شفا بخشد .
پس از تحویل سال نیز مردم نخست به گورستانها رفته و سپس به دیدن بازماندگانى که تازه عزیزى را از دست دادهاند .
در دید و بازدیدها ابتدا کوچکترها به دیدن بزرگترها مىروند که این دیدارها تا سیزده فروردین ادامه مىیابد و در روز سیزده همه به صحرا مىروند و سبزهها را به آب مىاندازند و به جشن و شادى مىپردازند و دخترها با آرزوى ازدواج، سبزه گره مىزنند .
«بایرام پایی»
یکی از مهمترین رسوم عید در آذربایجانشرقی که هماکنون نیز در اغلب خانوادهها حفظ شده است فرستادن غذا از خانه پدری به خانه دختران شوهر کرده است.
«بایرام پایی» به عبارتی تبریک عید مادر به دختران شوهر کرده است که نه تنها در سالهای نخست ازدواج دختر بلکه تا زمانی که والدین در قید حیاتاند بهجا آورده میشود.
از 20 روز قبل از عید تا چهارشنبهسوری در یکی از شبها از طرف هر یک از خانوادههای پدری دختر مانند عموها و داییها و برادران بهویژه خود خانواده پدری غذاهایی پخته و به خانه دختر فرستاده میشود
مادران با پختن غذاهایی مانند پلو، مرغ، کوکو، قیمه گوشت و ماهیدودی آب پز بهتناسب تعداد اعضای خانواده به همراه هدایایی مانند پارچه در مجموعههای مسی بایرام پایی را روانه خانه دختر میکنند.
خرید لباس
خرید لباس نو از دیگر آداب و رسوم عید نوروز است. یکی دو روز مانده به آغاز سال جدید افراد خانواده برای خرید لباس عیدشان به بازار و فروشگاهها میروند و لباسهای نو و پارچههای رنگی خریداری میکنند.
سفره های رنگین غذایی آذربایجانشرقی
سفره های آذربایجانشرقی سفرهای رنگین است که فرهنگ غذایی این سرزمین را همپای تاریخ برآمده از محیط طبیعی منطقه غنی کرده است.
انواع کباب، کوفته، دلمه، آبگوشت، خورشت، آش و سوپ، پلو و کوکو بخشی از غذاهای متنوع و خوش طعم آذربایجان شرقی را تشکیل می دهند.
علاوه بر غذاهای اصلی، نان مناطق مختلف استان مانند نان اسکو، خیتاب، شیرمال، اهری، روغنی، کماج، نان شیرینی و زنجبیلی و همچنین میان وعده های محلی نیز از شهرت ویژه ای برخوردارند.
شربت و نوشیدنیهای گیاهی و کوهی، دوغ محلی، چای گیاهی، انواع ترشیجات، مرباها، حلواهای متنوع و بومی، شیرینی های محلی و صادراتی مانند نوقا، ریس، تسبیحی و قرابیه از دیگر دسرها و محصولات محلی خوراکی این استان محسوب میشوند
بهروز خاماچی، عضو شورای اسلامی شهر تبریز و محقق و نویسنده گفت: نوروز مراسمی است که به ایران باستان مربوط میشود و یادگار و سنتی چند هزار ساله دارد که حتی به دوران قبل از زرتشت برمیگردد.وی میافزاید: همان طور که میدانید قبل از شروع سال جدید مردم با انجام دادن مراسم خاص به استقبال سال نو میروند. یکی از این مراسم آداب و رسوم مربوط به روز چهارشنبه آخر سال یا چهارشنبهسوری است. خاماچی ادامه میدهد: با توجه به اینکه آذربایجان مرکز خشکبار در کشور بوده و انواع و اقسام خشکبار از این منطقه به خارج استان صادر میشود، در قدیم روز چهارشنبهسوری مغازهها را آذینبندی میکردند و مجمعهای بزرگ را به صورت طبقات درآورده و با آجیل مخصوص این روز پر کرده آنها را با انواع مجسمهها، ساعت ها و ... تزئین میکردند و به فروش میرساندند طوری که تمام محصولات انبارها در این روز به فروش میرسید و این مراسم یک نوع شکرگزاری است که با وجود تمام شدن سال انبارهای ما از محصولات خالی نشده است.
وی میافزاید: در قدیم رسم بر این بود که در چنین روزی مردم هر چه خریدهاند درون مجمع بزرگ میریختند و سهم افراد خانواده، عروسها و مادر بزرگها و یا سهم بچهها را کنار میگذاشتند. همچنین چهارشنبه شب آخر سال هدیه تازه عروس، یمیش چهارشنبهسوری، غذاهای پخته تزئین شده و هدایای فامیل نزدیک داماد چون مادر، خواهر، برادر و پدر خود داماد را درون مجمع بزرگ گذاشته و به منزل دختر میفرستادند و کسی که آن مجمع را حمل میکرد از طرف خانواده داماد انعام میگرفت.
خاماچی ادامه میدهد: آن زمان حتی سهم میراب محله، شبگرد محله، پلیس محله و بابای مدرسه را که شامل پیراهنی، آجیل و... بوده کنار میگذاشتند. بهترین غذای شب چهارشنبهسوری قورمه سبزی بود که همگی در حیاط منازل ورودی اجاق میپختند و عطر و بوی برنج پخته و قورمه سبزی از همه منازل هوا را پر میکرد.
به گفته این محقق، از آداب خاص آذربایجانیها در روز چهارشنبه آخر سال این بود که به سرچشمه میرفتند. آن زمان زنان کوزهها و بشقابهای سفالی کهنه را کنار چشمه میشکستند و کوزه نو را از آب چشمه پر میکردند و آب آن را به چهارگوشه خانه میریختند. دعا میخواندند و جلوی درب ورودی را جارو میکردند وی به فشفشهبازی و آتشبازی در روز چهارشنبهسوری اشاره کرده و میگوید: آنچه مایه تأسف است این است که اکنون آتشبازی و فشفشه جای خود را به آتشسوزی و ترقه و خطرات ناشی از آن داده است.
خاماچی میافزاید: در قدیم مردم و به خصوص جوانها روی پشت بامها آتش روشن میکردند و از بام شال میانداختند.
همچنین در آن روزگار درون کوزهای مواد آتشزا که خطر انفجار و آتشسوزی نداشت پر میکردند و زیر کوزه سوراخی بود و توی آن فتیلهای جاسازی شده بود که بعد از آتش زدن فتیله نور آن تا 30 – 40 متر هم در آسمان پیدا بود و مشاهده میشد و این کار نوعی شادی و نشاط در بین جوانان ایجاد میکرد.
وی ادامه میدهد: از روزگاران قدیم مردم آذربایجان به نوروز با دید خاصی مینگریستند که جنبه ملی، عاطفی و جنبه مذهبی دارد. نخستین مسئله در آذربایجان مسئله عاطفی است و شاید این امر بیشتر از هر جای دیگری در استان ما محسوس باشد، از جمله مراسمی که با تحویل سال نو در شهرها و روستاها و ایلات مرسوم است و پسندیده، دید و بازدید در روز اول فروردین است. این دید و بازدید از کسانی آغاز میشود که به هر نحوی در سال گذشته عزیزی را از دست داده و عزا دارند و احتیاج دارند از نظر روحی و فکری تقویت شوند.
خاماچی میافزاید: دومین مسئله جالب توجه در آذربایجان این است که با توجه به اینکه این منطقه یک منطقه سردسیری بوده و دود و خاکستر فراوانی به خود می دیده، زنان شهرها و به خصوص روستاها با ایجاد محیط تمیز، شاداب و به دورریختن خاکسترهای زمستان محل زندگی خود را برای رسیدن سال جدید آماده میکنند. وی ادامه میدهد: از دیگر مراسم جالب ما آذربایجانیها که الان هم در بعضی از خانههای روستاها مشاهده میشود مراسم چهل یاسین است.
خاماچی ادامه میدهد: این مراسم اغلب در مساجد اتفاق میافتد و روال آن به این صورت است که درون تشت تمیز یا ظرف بزرگی آب چشمه ریخته و همه دور آن جمع شده و هر کس یکبار( 40 نفر 40 تا) سوره یاسین را میخوانند و به آب فوت میکنند و با این نیت که سال نو را با برکت شروع کنند، هرکس مقداری از آن را میخورد و یا اینکه زعفران را در آب حل کرده و سوره یاسین را با آب زعفران 40 بار در کاغذ مینویسند بعد آن را درون آب میریزند و بعد از کسانی که در محفل هستند هر کسی مقداری از آن را برده و برای برکت به آب مورد مصرفی خود میافزاید یا به آب مصرفی حیوانات و یا خمیر کردن آرد میافزاید، یا اگر مریضی داشته باشند به او میدهند تا شفا یابد.
محقق آذربایجانی ادامه میدهد: چند ساعت به تحویل سال مانده مردم در تدارک سفره هفت سین هستند و در خانواده سنتی آذربایجان درون سفره سوره یوسف را باز میکنند و لای آن مقداری پول تازه به عنوان تبرک میگذارند و به میهمانان با عنوان (ایل سفته سی) سفته سال میدهند که البته این سفته اغلب از جانب بزرگ خانواده داده میشود.
همچنین رسم بر این بود که سر سفره هفت سین همه اهل خانواده مینشستند و بعد از تحویل سال و پایان یافتن دید و بازدید به مسافرت میرفتند و مانند زمان کنونی نبود که حتی چند روز به نوروز مانده مردم خانه و کاشانه خود را ترک کرده و سال را در غربت تحویل کنند. به نظر خاماچی این امر زیبنده هیچ ایرانی و آذربایجانی نیست چرا که با این کار از سال عظمت و روحانیت لحظه تحویل سال کاسته میشود. وی میافزاید: روز اول فروردین در بین آذربایجانیها نشانه فصل بهار است. دومین روز نشانه تابستان، سومین روز نشانه پاییز و چهارمین روز نشانه زمستان.
همچنین خاماچی به ذکر روزهای ماه سال اشاره کرده و میگوید: در زبان آذری به فروردین «آغلار گوللر» میگفتند، به اردیبهشت «نیسان»، به خرداد و تیر «داری آلاغی»، به مرداد به خاطر گرمای بیش از حد «قوراپیشن»، به شهریور «روخ دولان»، به مهر و آبان «خزل آیی»، به آذر «قوس آیی»، به دی و بهمن «چیله لر»و به اسفند که باد آن نشانه فرارسیدن عید نوروز در آذربایجان است «بایرام» یا«جمله لر»میگویند.