به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، شفقنا نوشت: جایگاه پرهیزکاران و محل دریافت نتیجه اعمال صالح مؤمنان است. جایی که علاوه بر نعمتهای معنوی و رضوان الهی، نعمتهای مادی نیز قرار گرفته، نعمتهایی لذت بخش و مسرور کننده. بهشت جایگاهی است که هیچ ملال، سختی و ناراحتیای در آن وجود ندارد و بنده در آنجا غرق در خوشیهاست. یکی از آن نعمتهای مادی استفاده از سایه درختان و تکیه زدن زیر سایه آنهاست. در این یادداشت به بررسی این نعمت بهشتی میپردازیم.
سایههایی گسترده و همیشگی
خداوند در تعریف بهشت فرموده است: «مَّثَلُ الْجَنَّهِ الَّتىِ وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تجَرِى مِن تحَتها الْأَنهارُ أُکُلُهَا دَائمٌ وَ ظِلُّهَا تِلْکَ عُقْبىَ الَّذِینَ اتَّقَواْ[رعد/۳۵] صفت بهشتى که به پرهیزگاران وعده شده: آب از زیر درختانش روان است و میوهها و سایهاش همیشگى است. این سرانجام کسانى است که پرهیزگارند.» این آیه به روشنی بیان میکند که سایههای بهشتی همیشگی است. همیشه سایه در زمین لذت بخش و مطبوع بوده و از رفتن آن کسی راضی نیست. البته سایههای زمینی کجا و سایههای بهشتی کجا. رفتن و زایل شدن نعمت، همواره نقمت بوده و نارضایتی را به دنبال دارد. از آنجا که بهشت، سرایی است که قرار است در آنجا همه چیز بر وفق مراد بهشتیان باشد و با هیچ ناملایمتی در آنجا روبرو نشوند؛ پس نباید نعمتی در بهشت را موقتی یا از بین رفتنی بدانیم؛ مگر آنکه خود بهشتیان اراده کنند که مثلاً سایه تمام شود و حالتی جدید پیش آید.
سایههای فرح بخش و بی نظیر
اینکه میبینیم سایههای درختان در بهشت به عنوان یکی از نعمتها شمرده شده، نباید ذهن ما را محدود به همین سایههای زمینی کند؛ زیرا نعمتهای بهشتی با لذتهای زمینی، زمین تا آسمان تفاوت دارد. پس ما نباید همان درک خود از سایههای زمینی را بر سایههای بهشتی بار کنیم. سایههایی کشیده و فرح بخش که قرآن درباره آن فرموده: «وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِن تَحْتهَا الْأَنهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا لهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَه وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِیلا[نساء/۵۷] و آنان را که ایمان آورده و کارهاى نیکو کردهاند به بهشتهایى که در آن نهرها جارى است درآوریم، تا ابد در آنجا خواهند بود. و در آنجا صاحب زنان پاک و بیعیب شوند و در سایههاى کشیده و پیوسته و خنک جایشان میدهیم.» در انتهای آیه عبارت: "ظِلاًّ ظَلِیلا ” تأکیدی ویژه بر کشیده بودن آن سایهها دارد. سایههای فرح بخشی که بینظیر است.
سایههایی بدون خورشید سوزان
سایه همیشه هم لذت بخش نیست. اگر هوا گرم و خشک باشد و اگر خبری از نسیمی ملایم نباشد؛ دیگر سایه لذتی ندارد. در هواهای سرد نیز به سایه رفتن معنا ندارد. از این رو خداوند این نکته را هم متذکر شده که سایههای بهشتی، پناهگاه آفتاب سوزان نیست؛ چون اصلاً در بهشت، خورشیدی چنین سوزناک وجود ندارد: «مُّتَّکِینَ فِیهَا عَلىَ الْأَرَائکِ لَا یَرَوْنَ فِیهَا شَمْسًا وَ لَا زَمْهَرِیرًا وَ دَانِیَهً عَلَیهِمْ ظِلَالُهَا وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِیلًا[انسان/۱۴-۱۳] در آنجا بر تختها تکیه زدهاند نه هیچ آفتابى میبینند و نه سرمایى. سایههاى درختانش بر سرشان افتاده و میوههایش به فرمانشان باشد.» این حالت که آنها بر تختها تکیه زدهاند اشاره به راحتی، آرامش و آسایش آنها دارد؛ آن هم در اعتدال کامل هوایی[۱]. در اصل این حالت آنها، پاداش سختیها و مشقتهایی است که در دنیا و در مسیر بندگی چشیدهاند، میباشد. سختیهای دنیوی که در بهشت تبدیل به نعمت و لذت شده است. جایی که دیگر در آنجا نه آفتابى مى بینند تا از گرماى آن اذیت شوند، و نه زمهریرى تا از سرماى آن ناراحت شوند[۲].
خورشید و وجود سایه در بهشت
در آیه ۱۳ سوره انسان عبارت "لَا یَرَوْنَ فِیهَا شَمْسًا ” آمده است و آن به معنای این است که در بهشت، خورشید دیده نمیشود. این دیده نشدن خورشید را نباید به معنای نبودن خورشید دانست. متأسفانه برای برخی وجود سایه و دیده نشدن خورشید قابل هضم نبوده و اشکال تراشی کردند. اما با در نظر گرفتن خصوصیات بینظیر بهشت میتوان پاسخ اشکال آنها را داد. به علاوه آنکه این عبارت به معنای نبودن خورشید نیست بلکه در بهشت تابش ناراحت کننده خورشید وجود ندارد و این منافاتی با وجود سایههاى درختان بهشتى ندارد[۳]. از این روست که کلمه "شمس” را در عبارت، کنایه از گرما دانستهاند؛ نه آنکه از آن به عدم وجود خورشیدی تعبیر کرده باشند[۴].
نتیجه گیری
یکی از نعمتهای بهشتی نشستن بهشتیان زیر سایههای درختان است. نشستنی که به معنای پناه بردن از آفتاب سوزان نیست؛ چرا که در آنجا خبری از خورشیدی سوزناک نیست. بهشت جایگاهیست که نهایت راحتی و آسایش را برای بهشتیان به ارمغان میآورد؛ آسایشی که نتیجه تحمل مشقتها و سختیهای اهل ایمان در دنیاست.
پینوشت
[۱]- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى، ناصر، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ ش، ج۲۵، ص۳۶۳.
[۲]- المیزان فى تفسیر القرآن، طباطبایى، سید محمد حسین، دفتر انتشارات اسلامى، قم، ۱۴۱۷ ق، ج۲۰، ص۱۲۹.
[۳]- تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۳۶۳.
[۴]- تفسیر هدایت، گروه مؤلفان، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، ۱۳۷۷ ش، ج۱۷، ص۱۹۲.