به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، ارجا نیوز نوشت: یکی از دستورات مهم و ضروری اسلام که بین تمام فرقههای موجود در درون اسلام مورد اتفاق است و مختص به تشیع نیست، مساله «حجاب» است، لذا از ضروریات دین مبین اسلام محسوب شده و به هیچ وجه قابل انکار نیست. این مساله به صراحت در قرآن کریم بیان شده به نحوی که اگر کسی حتی غیر مسلمانی اندکی با قرآن آشنایی داشته باشد، به راحتی میتواند بفهمد که حجاب و پوشش از دستورات قرآن کریم بوده و از واجبات مورد تاکید اسلام است.[۱]
بسیاری از دختران جوان میپرسند چرا حجاب در اسلام به این شکل واجب شده و حدود آن چه میزان است و آیا حجاب تنها به چادر است و آیا چادر میتواند معیار خوب و بد بودن دختران باشد یا خیر؟ ما در این نوشتار اینگونه سوالات را پاسخ خواهیم داد.
در پاسخ به این سوال باید گفت: هر آیینی برای خود دستوراتی دارد، ما نیز پیرو دین مبین اسلام هستیم و قرآن کریم نیز به عنوان کتاب مقدس مسلمانان در دست ماست و ما باید برای سعادتمند شدن در آخرت، به دستورات این کتاب آسمانی عمل کنیم. در واقع قرآن کتاب زندگی و راه و رسم درست و سالم و پاکیزه زندگی کردن است و سعادت اخروی نیز متوقف بر عمل به دستورات آن است. یکی از مهمترین دستورات قرآن کریم حجاب است، آیات متعددی از قرآن کریم به این مساله اختصاص دارد و به زنان مومن دستور داده شده است که حجاب را رعایت کنند که در بالا به آیات آن اشاره شد.
اما در مورد اینکه حدود آن به چه شکلی است باید گفت: اسلام نوع پوشش را مشخص نکرده است و تنها معیار آنرا مشخص کرده است و فرموده بدن زن و حتی موی سر او در برابر نامحرمان لازم است پوشیده باشد، به نحوی که اولا: برهنه نباشد، ثانیا: از لباسهای چسبیده و بدننما استفاده نکند، یعنی کل بدن به جز قرص صرت و دستها تا مچ باید پوشیده باشد. لذا اینکه برخی دختران جوان لباسهای چسبیده و بدننما میپوشند، درست نیست و مخالف آیات قرآن عمل کردهاند.
بنابراین در پاسخ به این سوال که آیا حجاب تنها با چادر محقق میشود یا نه، باید گفت: چادر حجاب برتر است، اما اگر دختری از مقنعه استفاده کرده و مانتویی بلند و مناسب بپوشد که تنگ و بدننما نباشد و زیر آن نیز از شلوار مناسب استفاده کند که تنگ و بدننما نباشد، حجاب او درست است و گناهی مرتکب نشده است؛ اما او تنها نمره قبولی را گرفته یعنی ۱۰؛ اما اگر چادر هم بپوشد نمره او به ۲۰ ارتقا مییابد؛ لذا فرق چادر با غیر چادر در این نمره است، یعنی چادر حجاب برتر و عالی است و دختر مسلمان را زینت داده و آراسته و متین جلوه میدهد.
اما اینکه ممکن است برخی بگویند چادر دست و پا گیر است، یا در تابستان بسیار گرم است و اذیت کننده، در پاسخ خواهیم گفت: درست است که ممکن است مقداری اذیت شوید، اما در مقابل آن اجر و مزد فراوانی است؛ یعنی خداوند متعال به اندازه سختی عمل به آن اجر و مزد میدهد؛ این مطلب در روایات ما آمده است به طور مثال پیامبر اکرم فرمود: «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ أَحْمَزُهَا: بهترین اعمال سختترین آنهاست».[۲] یعنی هر عملی که برای ما سختتر باشد، اجر و مزد آن در نزند خداوند متعال بیشتر خواهد بود.
دختران جوان نیز باید برای خدا و به خاطر خدا مقداری اذیت شوند، این اذیت شدن هیچ اشکالی ندارد، بلکه فضیلت دارد، چون آخرت انسان را آباد میکند؛ باید به خداوند متعال اعتماد کرد، خداوند متعال عادل است و بدون شک بین دختری که با تمام سختیها و ملامتها چادر را انتخاب کرده و در مقابل همه تمسخرها، گرما و … ایستادگی میکند، ارزش و اجر و مزدش بسیار بیشتر از دخترانی است که تابع این فضا و جو شده و چادر خود را کنار میگذارند و مطمئنا درجات بیشتر از معنویت را طی خواهد کرد.
با توجه به این مطلب عرض میکنیم چادر معیار خوب یا بد بودن نیست، بلکه معیار خوب و بد بودن داشتن حجاب یا نداشتن آن است، حجاب هم که در بالا توضیح داده شد که چگونه محقق میشود؛ اما چادر میتواند معیاری برای بهتر بودن باشد، یعنی کسی که چادر را انتخاب میکند و به آن عشق میورزد، بدون شک از این حیث عالی است و بهتر از دختری است که چادر ندارد، البته به این معنا نیست که دختری که چادر ندارد، کافر و بیدین است؛ در واقع همان نمره ۱۰ و نمره ۲۰ است که گفته شد.
اما اینکه برخی از دختران میگویند حجاب مختص به اسلام است و مسیحیها حجاب ندارد؛ درست نیست، زیرا در مسیحیت هم حجاب وجود دارد و اینکه زنان آنها هم مانند برخی مسلمانان رعایت نمیکنند، به این معنا نیست که حجاب ندارند، بلکه حجاب دارند و مانند ما باید موی سر و تمام بدن خود را بپوشاندند، شما به خواهران مقدس نگاه کنید، آنها حجابشان کامل است و حجاب در اصل همین شکل بوده است و الان دین آنها تحریف شده و رعایت نمیکنند. پس مسیحیت و حتی یهودیها نیز به همین شکلی که اسلام دستور داده، حجاب دارند.
پینوشت
[۱]. منظور از آیه ۳۰ سوره نور چیست؟
http://www.welayatnet.com/fa/news/50866
[۲]. بحارالأنوار، ج ۶۷، ص ۱۹۱٫