به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، حجتالاسلام والمسلمین دکتر واعظی امروز 20 فروردین در نشست نسبیت متافیزیک و علوم انسانی از سلسله نشست های فلسفه و علوم انسانی در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: فلسفه، میتواند هویت بخش و قوام بخش علوم انسانی باشد؛ یعنی فلسفه میتواند قرائتی از علوم انسانی را تولید کند و برای شکل گیری و قوام یافتن نظامی دانشی به نام علوم انسانی به کار آید.
وی افزود: سنت های فلسفی متکثر میت وانند علوم انسانی متکثری را تولید کنند و یا به تعبیر دیگر، سنت فلسفی خاص، قرابتی با قرائتی از علوم انسانی دارد و اگر به یک سنت فلسفی دیگر بپیوندیم می توانیم گونه دیگری از علوم انسانی را داشته باشیم.
رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم بیان کرد: در دوران مدرن، این فلسفه مدرن با تطوراتی که در عقل مدرن پیدا کرد، زمانی که به اینجا رسید که کیک واقع را با جهاز مفهومی خود برش زد و یک دستگاه مرتبط به آگاهی از دریچه آن آگاهی کیک واقع را برش زد؛ در واقع خود ما وجه سازنده آبژه هستیم؛ سرایت این بصیرت و رویکرد به حوزه انسان و مطالعات انسانی باعث شد که فضای دانشی جدید و خاصی که از آن به علوم انسانی مدرن یاد میکنیم ایجاد شود.
وی گفت: سوال دیگر این است که آیا قبل از این دوران مدرن چیزی به نام علوم انسانی نداشتیم؟ نمیتوانیم تاریخ تولد علوم انسانی را در آستانه قرن 19 قرار دهیم؛ درست است که علوم انسانی مدرن در قرن 19 متولد شد یعنی سنت فلسفی مدرن در عرصه معارف مرتبط به انسان زایشی می کند که این قرائت از علوم انسانی با دوران ما قبل مدرن متفاوت است.
وی اظهارکرد: یکی از کارکردهای فلسفه آن است که یک سنت فلسفی میتواند قرائت متناسب با خود را از علوم انسانی داشته باشد؛ کما اینکه فلسفههای پست مدرن که از جهاتی با سنت فلسفی مدرن متفاوت هستند روی علوم انسانی خط بطلان نمیکشند بلکه قرائت خاص خود را از علوم انسانی به ارمغان میآورند؛ حتی نگاههایی چون هرمنوتیک فلسفی و... به گونه ای نیست که کل علوم انسانی را بلاموضوع کنند یا هیچ نگره ای نسبت به علوم انسانی نداشته باشند.
استاد حوزه ودانشگاه بیان کرد: هرمنوتیک فلسفی که همه فهمها را ناشی از موقعیت هرمنوتیکی فرد فهم کننده میداند، طبعا در فضای علوم انسانی و اجتماعی به نتایجی می رسد که با نگاه عصر روشنگری متفاوت است پس دیدگاههایی چون منظر گرایی نیچه و صورت تعالی یافته آن در فوکو اراده معطوف به قدرت را پشت همه مطالعات انسانی می بینید؛ سامان و جهت دهی و شکل دهی به آنچه نام آن را علوم انسانی و اجتماعی میبینیم مناسبات قدرت است.
واعظی اظهارکرد: در ادامه این بحث بوجود میآید که آیا فلسفه اسلامی و به صورت خاص حکمت متعالیه توان وظرفیت آن را دارد که علوم انسانی خاص خود را شکل دهد؟ کما اینکه گرایشات پوزیتویستی در شاخههای علوم انسانی را دارای ریشه در سنت فلسفی تجربه گرا میدانیم؛ یعنی سنت فلسفی که تجربه گرایی را مبنا و مجرای معرفت می داند، مولد علوم اجتماعی و انسانی پست پوزیتویستی می داند؛ یک سنت فلسفی مثل پست مدرن تلقی های متناسب با خود از علوم انسانی و اجتماعی را مطرح میکنند.
وی گفت: محور دیگر این است که اساسا، مباحث فلسفی وجود دارد که خود آنها، دانش درجه اول علوم انسانی است؛ یعنی اینگونه نیست که علوم انسانی برون مرزی داده های فلسفی قرار گیرد و ما از نسبت فلسفه با آنها بحث کنیم.
رئیس دفتر تبلیغات اسلامی اظهارکرد: اگر علوم انسانی را به یک تفسیر و تعریف موسع به همه دانش ها و مطالعات مربوط به انسان و امور انسانی اعم از امور روانی انسانی و رفتار انسانی، پدیدههای اجتماعی برآمده از روابط انسانی و فرآوردههای انسانی چون هنر وادبیات و شعر و... تعبیر کنیم، میتوانیم بیان کنیم که بخشی از این مطالعات، فلسفی و تجربی و بررسی اسناد تاریخی است.
وی تصریح کرد: زمانی که از نسبت بین علوم انسانی و فلسفه یاد می کنیم باید بگوییم که در این بخش ها به طور کلی علوم انسانی شامل این دسته از مطالعات فلسفی می شود یعنی این دسته از مطالعات فلسفه برون مرزی علوم انسانی نیستند بلکه بخشی از علوم انسانی هستند.
این استاد حوزه یادآورشد: در مقام بعدی ما به دنبال آن هستیم که از فلسفه و گزارههای فلسفی چه استفاده می توانیم در تولید علوم انسانی داشته باشیم؛ سخن دیگر آن است که آیا حکمت متعالیه ما و داده هایی را در اختیار ما قرار می دهد که از آنها بتوانیم در تولید دانش انسانی اسلامی بهره ببریم؟
واعظی اظهارکرد: در اینجا یک زمینه برای اثرگذاری و استفاده از فلسفه در تولید علوم انسانی اسلامی این است که برخلاف بسیاری از سنتهای فلسفی پست مدرن که این سنت ها سرسازگاری با گزارههای هنجاری و احکام توصیهای ندارد و از دل این نگاههای فلسفی در واقع احکام توصیهای و دانش هنجاری متولد نمیشود ولی در سنت فلسفه اسلامی بخشی از تولیدات، یک دانش هنجاری است؛ یعنی گزارههای ارزشی و توصیه ای را نسبت به انسان در درون مایه فلسفه اسلامی مشاهده میکنیم که نام آن را دانش هنجاری مینامیم که در علوم انسانی اسلامی به کار میآید.
رئیس دفتر تبلیغات اسلامی یادآورشد: در یک تقسیم بندی کلی اگر دانش انسانی را به سه بخش توصیفی، تبیینی و هنجاری تقسیم کنیم این دانش گزارهای تولید شده در فلسفه اسلامی می تواند به کار بخش سوم بیاید؛ یعنی در شاخههای علوم انسانی گاهی مطالعات توصیفی یعنی گاهی خروجی آن مطالعه تبیین وضع موجود است؛ در مطالعات نیمه بنیادین یا توسعه ای، به ترسیم وضع مطلوب پرداخته می شود.