کد خبر: 3591132
تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۰۷:۱۶

قرآن؛ خط رابطه بین خدا و انسان

گروه فعالیت‌های قرآنی: قرآن؛ خط رابطه بین خدا و انسان است پس وقتی به تلاوت مشغولی، چنان تصور کن که جبرئیل امین، از سوی خدا، این کلمات را هم‌اینک بر تو نازل می‎کند و تو شنونده سروش آسمانی و وحی خدایی هستی.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، چه موهبتی بالاتر از این‌که «کلام خدا» در اختیار توست؟ خداوند، با تو هم صحبت می‎کند، برای توهم «پیام» می‏فرستد، تو هم اگر بخواهی، می‎توانی همچون حضرت موسی(ع)، «کلیم خدا» شوی.چگونه؟ با خواندن «نماز» و «قران».
وقتی با طهارت جسم و جان، با نورانیت وضو و با «نیت قرب»، به نماز می‎ایستی و آن‌گاه که با دهانی پاک، دلی روشن، ضمیری خداجوی و قلبی خاشع، به «تلاوت» می‎پردازی، در هر دو حال، کلیم خدا شده‌ای.آن‌جا تو با «او» سخن می‌گویی، این‌جا، او با «تو» سخن می‎گوید.
وقتی به نماز قامت می‎بندی، چنین تصور کن که در پیشگاه و محضر آن رب جلیل و خدای هستی‎آفرین ایستاده‌ای و نیازت را با آن بی‎نیاز در میان می‎گذاری.
وقتی به تلاوت مشغولی، چنان تصور کن که جبرئیل امین، از سوی خدا، این کلمات را هم‌اینک بر تو نازل می‎کند و تو شنونده سروش آسمانی و وحی خدایی هستی.
آهنگ دلنشین، بر زیبایی قرائت می‎افزاید، اما هرگز مباد، که شیوه تلاوت و اسلوب قرائت، تو را از معنی و توجه به پیام‌های آیات، بازدارد.بکوش تا «الفاظ»، حجابِ «معانی» نشود و «کیفیت»، فدای «کمیت» نگردد.
«قرآن»، گنجینه معارف خدایی است و «قرائت»، کلید گشایش این گنج است. مگر می‎شود کسی گنجینه‌ای را بگشاید ولی ننگرد که در آن چیست و به چه کار می‎آید؟. «نماز»، وسیله ارتباط با خالق است مگر زیبنده است که کسی نماز بخواند، اما رشته ارتباط با معبود، هم‌چنان گسسته بماند؟ وقتی می‎توان دل را در «چشمه یاد» شست‌وشو داد، چرا ماندن در نیرنگ غفلت؟! وقتی می‎توان با «تلاوت» و «عبادت»، با خدا انس گرفت، چرا دوری و مهجوری؟! او، خواستار «وصل» است، ما چرا «قطع» کنیم؟ کمااینکه نشاط «روح» جسم را هم بانشاط می‎سازد.
تاثیر حالات روحی و درونی بر حالات جسم و ظاهر، بسیار جدی است.اثر ظاهر بر باطن نیز در جای خود محل تامل است.
شادابی و طراوت جوانان بخشی هم به روحیه، قوا، غرایز و نیروهای نهفته در جوان بازمی‌گردد.اگر جوانی افسرده دل و گرفته خاطر شد، توان و تحرک ظاهری و اجتماعی خویش را از دست می‎دهد.
آنن که سحرخیز و متهجدند و «خواب» را بر دیده خود راه می‎دهند و «بی‌حالی» را از خود طرد می‎کنند، از نیروی روحی ایمان و محبت به محبوب و معبود برخوردارند.این «عشق برتر» خواب و تنبلی را فراری می‎دهد.
انس با «یاد محبوب»، میزان تحمل و ظرفیت انسان را نسبت به بی‎خوابی و بیدار ماندن و نیایش شب و استغفار سحر و بهره‌گیری از لحظات ملکوتی «سحر» می‌افزاید.عشق به خدا، لحظات خلوت نیمه‌شب و صبحدم را، برای «شب‌زنده‌داری»، دوست داشتنی و لذت‌بخش می‎سازد کمااینکه در آیه 17 سوره آل‎عمران در این رابطه می‎خوانیم: «المستغرین بالاسحار» ویژگی بندگان عارف و عاشق است که از «فیض سحر» بهره‌مندند.
یکی‌از راه‌های کسب این توفیق، «زود خوابیدن» برای «زود برخاستن» است آنان که تا دیروقت و تا ساعتی از نیمه شب گذشته، هم‌چنان در شب‌نشینی و گردش و گفت‌وگو و تماشای فیلم و مسابقات ورزشی به سر می‎برند، روشن است که توفیق «سحرخیزی» ندارند.
جسم نیز استراحت و آسایش می‎طلبد، تا بتواند بار روح را بکشد.نباید «مدیون جسم» بود.این بدهکاری به بدن، سبب می‎شود نتوانیم از این مرکب، برای «سفر شبانه» و «اسراء معنوی» استفاده کنیم و دریغا از محرومیت از این نعمت روحبخش و شادابی‌آفرین.نگویید «نمی‎شود!» اگر بخواهید، خیلی از این «نمی‎شود»ها «می‎شود».
یادداشت: پرویز پرنیان، نویسنده لرستانی
captcha