به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) روزنامه قانون نوشت:كلانشهر تهران باوجود قرارگرفتن روی گسل زلزله و برخورداری از حجم زیادی بافت فرسوده، با مشکل محدوديت منابعي چون آب و زمين روبهرو است. از این رو برخی از کارشناسان معتقدند که جمعيت و میزان مهاجرت به این شهر باید كاهش یابد. همچنین بر اساس آمارها، بهدلیل مشکلات ناشی از آلودگی هوا، متوسط عمر شهروندان تهرانی کاهش یافته است. در این میان ترافیکهای سنگین و ضعف در سامانه حملونقل عمومی نیز جای خود دارد. از این رو انتقال پایتخت یکی از ضرورتهایی است که برخی با پافشاري دنبال آن هستند.مسئولان هریک به فراخور موقعیت یا سمت خود، بارها درباره انتقال یا ضرورت ساماندهی پایتخت سخن گفتهاند.
اما نکته این است که هم میان مسئولان دولتی و هم غیردولتی مانند شهرداری، این طرح مخالفان جدی دارد. باوجود این، ريیس جمهور درباره انتقال پایتخت معتقد است که «این اتفاق یک شبه و یک ساله رخ نمیدهد و ممکن است ۱۵ سال طول بکشد، بنابراین نباید نسبت به حل مشکلات این استان کوتاهی شود بلکه باید برای جمعیت زیادی که به استان تهران آمدهاند، فکری کرد. قرار نبود تهران چنین جمعیتی را در خود پذیرا باشد». از سوی دیگر، برخی از مدیران شهری، نه نسبت به انتقال کل پایتخت بلکه نسبت به انتقال بخشها و سازمانهای خاصی در این شهر اظهارنظر کردهاند. آنان معتقدند که نهادها و سازمانهايي كه حضورشان در تهران ضروري نيست، بايد از اين شهر بروند. این اظهارنظر شاید از آن رو صورت میگیرد که به باور این افراد، سازمانهای دولتی، هزینههای حضور خود در شهر تهران را نمیپردازند؛ پس بهتر است که از این شهر بروند. اما آنچه رفتن از تهران یا انتقال پایتخت را جدی کرده است، اظهارنظر ريیس سازمان محیطزیست بود که گفت: « اگر کودک دارید، از تهران بروید».
نگاه بخشنامهای به حل مسائل شهری و طرحها از جمله انتقال پایتخت، کارساز نیست زیرا یک پایتخت علاوه بر توسعه، آبادانی و دسترسیهای آسان به زیرساخت و توسعه راههای ارتباطی و امنیت نیاز دارد. همچنین انتقال کامل پایتخت، شدنی نیست؛ چراکه پايتخت به هر شهری منتقل شود، آن شهر نيز به مشکلات تهران دچار میشود. از طرف دیگر باتوجه به وضعیت بودجه کشور و هزینههای گزاف این طرح، به نظر میآید انتقال کامل پایتخت مصداق این ضربالمثل معروف «سنگ بزرگ، علامت نزدن است»، باشد. پس میتوان پرسید که آیا راهي جایگزین و راهی برای ساماندهی پایتخت و انتقال بخشی از این مرکز سیاسی و اداری به شهرهای همجوار تهران که زیرساخت مناسبی دارند، وجود دارد؟
اگر پایتخت را به هرجای کشور انتقال دهیم، بعد از 20 سال دوباره به سرنوشت تهران دچار میشویم. نمیتوان استانی مانند تهران با جمعیت 12 میلیون نفر را به شیوه سنتی اداره کرد. شاید کلید حل این مشکل، ساماندهی وضعیت موجود در پایتخت باشد. باتوجه به وسعت و جمعیت بالای استان تهران، نمیتوان دیگر این استان را تنها با یک اداره کل، اداره کرد زیرا جمعیت بسیاری از شهرستانهای استان تهران با جمعیت برخی از استانهای کشور برابری میکند. از این رو ضروریاست که در نحوه استقرار ادارههای کل در استان بازنگری شود زیرا بر اساس طرحهای کارشناسی شده، تفکیک ادارههای کل غرب و شرق استان و اصلاح نحوه تخصیص بودجه تهران در مقایسه با سرانه کشوری، مهمترین تصمیمات استراتژیکی است که باید در استان تهران اتخاذ شود. مردم شهرستانهای استان تهران مجبور هستند برای انجام کوچکترین کارهای اداری به تهران بزرگ مراجعه کنند که این موجب افزایش ترافیک و به تبع آن آلودگی هوا میشود.
به نظر میرسد نه تنها تمایلی به مرکززدایی از تهران نیست بلکه هیچ اداره یا سازمان و کارمندی دوست ندارد که از این شهر دل بکند و به شهر دیگری در همین استان برود. به عبارت دیگر، اگرچه از انتقال پایتخت سخن گفته میشود، اما واقعیت این است که ادارهها و سازمانها به همراه کارکنان آن، هرچه بیشتر تمایل دارند که در تهران متمرکز شوند. از این رو میتوان گفت که نه تنها انتقال پایتخت کار سادهای نیست و نزدیک به ناممکن است بلکه بعید به نظر میرسد حتی بتوان ادارههای کل را مجاب کرد که به شهرهای دیگر استان منتقل شوند.