محمدعلی حسیننژاد درباره این مهم که در شرایط امروز فرهنگ اولویت مسئولین و دولتمردان قرار ندارد، گفت: مساله کلی این است که سطح فهم و درک مسئولین ما در دورههای مختلف مخصوصاً مسئولین سیاستگذار فرهنگی یا درک ناقص،یا انحرافی یا کلاً درکی نسبت به فرهنگ و هنر ندارند. زیراسطح مدیریت کلان در مملکت همیشه نسبت به قابلیتهای فرهنگ و تمدنی، دانشمندان، علمی و دینی که باعث افتخار ما است به طور کلی در سطح پایین تری قراردارد حتی در حوزه اقتصاد و سیاست هم پایین است. «فرهنگ» ماهیت کاملا جدا از بخش های دیگر دارد و دنیا و مناسبات وساز و کارهای خودش را دارد با آن سطح درک نسبتی ندارد و سیاستمداران با حوزه فرهنگ بیگانه هستند.
وی درباره مقوله فرهنگ و هنر توضیح داد: دنیای فرهنگ و هنر یک ویژگیها، ماهیت و سازوکار درونی خودش را دارد طبعیتش با دنیای سیاست، اقتصاد، مهندسی و مکانیک متفاوت است و این بیگانگی عمومی است و در همه دوره ها دیده شده است. متاسفانه برخلاف تلقی که خودشان دارند و شعارهایی که در حوزه نگاه دینی و مذهبی می دهند، در حوزه فرهنگ به شرک بدل میشود. علت این است که فرهنگ یک پدیده سیال، زنده و در حال تحول است مثل طبیعت و هستی است اما سیاستمداران آن را مانند ابزار تلقی میکنند. ابزار دانستن عنصر و پدیده فرهنگ غلط است. فرهنگ و هنر مانند پدیده انسان، دین و طبیعت و... غیرمادی و چند وجهی هستند وقتی به شکل ابزار به این پدیده توجه کنیم یعنی «شرک». پرده های شرکی که جلوی دیدن واقعیتها را میگیرد.
تهیهکننده «طعم شیرین خیال» تاکید کرد: در نگاه دینی و آموزه های قرآن و ادیان دیگر پدیده های هستی را از هم تفکیک می کند و برخی را جماد می داند که باید برای آن ها مهندسی کرد اما برخی تلفیقی از ماهیت مادی و معنوی است و تبلور اصلی آن در فرهنگ و هنر است که اگر با نگاه دینی به آن نگاه کنیم نباید فرهنگ و هنر را ابزار ببینیم.
وی درباره اقداماتی که در این حوزه در دورههای مختلف صورت گرفته است، گفت: در طول دورههای مختلف در این حوزه اقداماتی صورت گرفته اما درست نبوده زیرا با این مقوله فرهنگ و هنر ابزارگرایانه برخورد شده و فرهنگ و هنر را مانند سیاست می دانند و میخواهند آن را مهندسی کنند اما چون از فرهنگ و هنر تلقی غلط دارند آن را شبیه سیاست می دانند و در اقداماتی هم که صورت میگیرد تعارضاتی بهوجود میآورد و هر گز به نتیجه نمی رسد یا باعث اخلال و تضعیف حوزه فرهنگ و هنر می شود زیرا نوع اقدامات و تصمیمات با ماهیت این بخش ها متفاوت است. هر گونه دخالت و اقدامی که منشاء ابزار گرایانه داشته باشد باعث تخریب آن می شود مسائل در این حوزه حل نمی شود و بیشتر پیچیده تر می شود.
عضو هیات انتخاب جشنواره سی و پنجم فیلم فجر در ادامه تاکید کرد: در دورههای اخیر در مواقعی که دولتمردان میخواستند اقدامی در این حوزه انجام دهند باعث پیچیده تر شدن مسایل فرهنگی و هنری شده و در مواقعی که به حوزه فرهنگ توجه نداشتند باعث شده فرصت ها از بین برود در مجموع کلا در بخش فرهنگ و هنر یا متوقف باشیم یا عقب بیافتیم این درحالی است که جریان فرهنگی و هنری اگر به شکل اصولی هدایت و مدیریت نشود در هر حال در درون جامعه و خودش فعال است زیرا پدیده زنده است .با نگاه دینی اگر به این مهم توجه کنیم همه اجزاء هستی زنده و در حال تحول هستند. اگر مراقبت و مدیریت نشوند ممکن است نتایجی را بوجود بیاورد. این نتایج در مواقعی که تفوق امر سیاسی و مهندسی وجود داشته باشد باعث انحراف فرهنگی خواهد شدو ضربه های کاری را به ساختار فرهنگی جامعه را می زند و اخلاقیات را تحت تاثیر قرار میدهد زیرا اخلاقیات در حوزه فرهنگ اجتماعی است. وقتی ناهنجاری اخلاقی زیاد میشود ریشه آن دخالتهای مهندسی شده در امر فرهنگ است که باعث می شود سرمایه فرهنگی و اجتماعی ملت دچار گسست و تخریب میشود و از آن هنجارهای غیرمتعارف به وجود می آورد و هنجارهایی که باعث رواج رفتارهای غیراخلاقی میشود.
حسیننژاد در پاسخ به این سوال که چه راهکاری را پیشنهاد میکنید گفت: در واقع سیاستمداران باید به یک درک عمومی برسند که باید با نگاه دینی به این مقوله توجه کنند و ماهیت این حوزه با دیگر حوزه ها از جمله سیاست و اقتصاد متفاوت است و میتوانند دو کار انجام دهند یا دولت باید هر گونه تصمیم گیری و دخالت را در حوزه فرهنگ و هنررا به کسانی که اهل این حوزه بسپارند یا اینکه اول سعی کنند نسبت به این تفاوت ماهوی پدیده فرهنگ و هنر و سیاست آگاه شوند و با گرفتن مشاوره یا مطالعه توانایی شان را بالا ببرند تا متناسب با آن پدیده تصمیم بگیرند.