به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) فارس نوشت: مؤسسه قرآنی بیتالاحزان حضرت زهرا(س) از حدود 20 سال پیش در یکی از روستاهای توابع استهبان استان فارس کار خود را آغاز کرد و امروز شعب این مؤسسه در سراسر کشور گسترده شده است.
درحالی شعب مؤسسه بیتالاحزان در اغلب استانها فعال بود که تا سه سال پیش بیتالاحزان در تهران شعبهای نداشت. علت این موضوع هم هزینههای سنگین تهیه فضا در تهران بود.
اما این اتفاق از حدود سه سال پیش رخ داد و در همین مدت تاکنون دو شعبه و دو مدرسه شبانهروزی حفظ قرآن کریم توسط این مؤسسه در تهران راهاندازی شده است.
محوریت فعالیتهای مؤسسه بیتالاحزان در تهران مسجد جابری است که برنامههای قرآنی مختلف مؤسسه در تهران از جمله راهاندازی مدارس شبانهروزی حفظ قرآن کریم با همت و فعالیتهای جهادی امام جماعت مسجد جابری حجتالاسلام جابر نوبختی شکل گرفته است.
برای آشنایی بیشتر با فعالیتهای مؤسسه بیتالاحزان تهران دقایقی با حجتالاسلام نوبختی به گفتوگو نشستیم که در ادامه تقدیم میشود.
سلام، شما در کسوت روحانیت هستید چه شد که این راه را انتخاب کردید؟
من متولد 1341 اراک هستم، یک ساله بودم که به همراه خانواده تهران آمدیم، حدود 14 سال داشتم که برای اولین بار به زیارت امام رضا(ع) مشرف شدم، شنیده بودم که در سفر اول به مشهد هر حاجتی داشته باشید امام رضا(ع) اجابت میکند. من هم از امام رضا(ع) علم خواستم که صلاح اهل بیت(ع) این بود که به راه و طلبگی وارد شوم، البته اجداد ما روحانی بودند و من هم به این راه علاقه داشتم.
سال 59 به عضویت سپاه درآمدم و به جبهه رفتم و همان زمان در آسایشگاه دیدم یکی از دوستان کتابی میخواند که تا آن روز ندیده بودم، گفتم این چه کتابی است، گفت: این کتاب جامع مقدمات است و مربوط به مدرسه آقای مجتهدی است، خلاصه پرسوجو کردم و مدرسه آقای مجتهدی را پیدا کردم و نامنویسی کردم. بعد از ظهرها به مدرسه آقای مجتهدی میرفتم و در طول روز هم در سپاه مشغول بودم، اما در ادامه علاقه بیشتری به درس و بحث پیدا کردم از این رو صبحها به مدرسه علمیه میرفتم و در سپاه نیمه وقت فعالیت میکردم تا اینکه سال 63 از سپاه خارج شدم و به صورت تمام وقت به حوزه علمیه رفتم. نهایتاً در حدود سالهای 68 -69 به عرصه تبلیغ وارد شدم.
حضور شما در مسجد جابری به چه سالی بازمیگردد، آیا از همان سال در مسجد جابری حضور داشتید؟
سال 71 به عنوان امام جماعت مسجد جابری کار خود را آغاز کردم آن زمان مسجد جابری حدود 250 متر فضا در داخل کوچه بود، پس از مدتی فعالیت تصمیم به گسترش مسجد گرفتم زیرا مسجد برای ادامه فعالیتهایش به توسعه نیاز داشت و در مجموع سال 75 کار نوسازی را آغاز کردیم.
مسجد جابری چه سالی ساخته شده بود؟
این مسجد سال 1323 توسط مرحوم حاج محمدحسن جابری که یکی از مالکان این منطقه بود ساخته شد. وی در زمان کشف حجاب تنها دخترش کشف حجاب میکند، زیرا دامادش یک سرهنگ بود، مرحوم جابری از این اتفاق دلگیر میشود و املاکش را وقف این مسجد میکند و برای فرزندش به ارث نمیگذارد.
بنایی که مرحوم جابری ساخته بود تا سال 1344 وجود داشت و در این سال بازسازی شد، تا اینکه سال 1375 ما هم به این نتیجه رسیدیم که مسجد باید توسعه پیدا کند، پس بنای قدیمی را تخریب کردیم و سه ملک کنار خیابان را خریداری و کار ساخت مسجد را آغاز کردیم. آن زمان با 36 هزار تومان کار را آغاز کردیم، مبلغ بسیار ناچیزی بود و با نصف این پول یک پلاکارد بزرگ 10 متری تهیه کردیم و روی آن نوشتیم «توکلت علیالله».
بسیاری از بزرگان محل گفتند با این جمله به تنهایی نمیتوانید این کار بزرگ را به سرانجام برسانید. ما کلنگ کار را زدیم و به لطف خدا و با کمک خیران در مدت 4 سال هم املاک جانبی را خریداری کردیم و هم بنای مسجد را به صورت کامل ساختیم. در ساخت این مسجد کرامتها و معجزات زیادی دیدیم که بحث مفصلی دارد. اما به هر حال اگر انسان در این مسیر گام بردارد رحمت الهی شامل حالش خواهد شد. رهبر معظم انقلاب میفرمودند: من در دوران جبهه حس میکردم که فرماندهی این میدانها را کسی دیگری برعهده دارد. اینجا هم همین بود و از جاهایی کمک رسید که فکرش را نمیکردیم.
اصولاً در مساجد بیشتر به موضوع عترت میپردازند و قرآن فقط به تلاوت یک صفحه بعد از نماز ختم میشود. اما امروز شاهد هستیم که در مسجد جابری فعالیتهای گستردهای در زمینه قرآن برقرار است آیا از روز اول این دغدغه شما بود؟
من اساساً به دنبال انجام کارهای ماندگار هستم و از روز اول به دنبال این بودم که در کنار برنامههای مختلف در حوزه عترت یک برنامه مستحکم و ماندگار در حوزه قرآن داشته باشیم. طرحهای تابستان، دورههای مختلف و حتی جلسه قرآن راهاندازی کردیم اما هیچ یک از این کارها آن چیزی نبود که به دنبالش بودم حدود 8 سال استاد اخوان اقدم در مسجد کرسی تلاوت داشت اما به هر حال فعالیتها موفق نبود و حتی کرسی تلاوت استاد اخوان تعطیل شد، البته هدف ما یک عقبنشینی قهرمانانه برای رونق کار بود از این رو فعالیتهای مختلف را امتحان میکردیم.
چطور با بیتالاحزان آشنا شدید؟
یک روز در پیادهرو در حال راه رفتن بودم که یک جوان به نزد من آمد و سلام و علیک کرد و گفت: ما یک مؤسسه قرآنی هستیم و فعالیتهایی داریم. میتوانیم با شما همکاری داشته باشیم؟ من هم از وی دعوت کردم به مسجد بیاید و با هم صحبت کنیم این جوان آقای شهسوار مدیر روابط عمومی مؤسسه بود.
با بررسیهایی که انجام دادم متوجه شدم فعالیتهای این مؤسسه بسیار منظم و گسترده است و میتوان همکاری بسیار خوبی با آنها داشت.
به هر حال از آنجایی که ما به دنبال یک فعالیت گسترده در حوزه قرآن بودیم و عزیزان بیتالاحزان هم به دنبال داشتن پایگاهی در تهران بودند همکاری ما خیلی سریع شکل گرفت.
آقای شهسوار گویا به برخی از مراکز مشاوره املاک سپرده بود که جایی را برای راهاندازی شعبه مؤسسه کرایه کنند و یکی از بنگاهها هم یک خیر را به آنها معرفی کرده بود و آن خیر که آقای بشیری نام داشت ساختمانی را در اختیار عزیزان قرار داد، البته برای مدت چند سال و به این صورت شعبه شهرری یعنی اولین شعبه مؤسسه در تهران راهاندازی شد.
حدود دو سال بعد صاحب ملک، ساختمانش را طلب کرد من با یک خیر دیگری به نام حاج رضا خشرو تماس گرفتم و ماجرا را برایش بازگو کردم که کمک کند تا شعبه شهرری تعطیل نشود.
وی بعدها برای من تعریف کرد هنگامی که تماس شما قطع شد با خود گفتم: نوبختی به دنبال چه چیزهایی است و چرا از من این درخواست را کرد. اما چند روز بعد یک معامله ملک داشتم و با خود گفتم اگر این کار سر بگیرد یک ملک برای بیتالاحزان در شهرری تهیه میکنم.
مدتی بعد با من تماس گرفت و ضمن تعریف ماجرا گفت: من میخواهم کمک کنم و به هر حال در همان منطقه و در جای بهتر یک ساختمان خریداری شد و وقف بیتالاحزان کرد و شعبه شهرری دوباره کارش از سر گرفته شد.
اما به هر حال ما به دنبال این بودیم که در کنار مسجد جابری هم فعالیت قرآنی را دایر کنیم، دو آپارتمان در کنار مسجد بود که از سالها قبل ما به دنبال خرید آنها بودیم اما مالکش راضی نمیشد. درست در همین حال مالک قصد فروش کرد و ما دو واحد را خریدیم که دیوار به دیوار مسجد بود و این کار را به نیت بیتالاحزان کردیم و شعبه شماره 2 در اینجا دایر شد و در آن دورههای روخوانی، روانخوانی، حفظ، حفظ تخصصی و مهد قرآنی دایر کردیم.
با فعالیت بیتالاحزان در تهران و رسانهای شدن کارها افراد مختلف درخواست کار قرآنی داشتند، از جمله ورامین، دربندسر و جاهای مختلف. اما دیدیم که نیاز است در همین تهران نیرو تربیت کرد و نمیتوان از استان فارس نیرو به تهران آورد چون تهیه مسکن و دیگر هزینهها برای آوردن مربی از شهرستانها بالا بود. به این ترتیب پیشنهاد دادیم که مؤسسه در تهران مدرسه شبانهروزی دایر کند تا حفاظ مدرسه در ادامه تربیت شوند و به صورت تخصصی شعبات را در تهران دایر کنند.
یعنی شما تصمیم گرفتید از ابتدا حافظ قرآن تربیت کنید و این حفاظ را به عنوان مربی و مدیر ارتقا دهید؟
بله؛ اما خیلی از دوستان میگفتند: هزینههای راهاندازی مدرسه شبانهروزی بالا است و این امر امکان ندارد. اما ما گفتیم: خدا کریم است و کار را آغاز کردیم. هنگامی که کار آغاز شد نیروی دریایی سپاه پیشنهاد داد که جا به ما میدهند و ما سایر کارهای مدرسه را انجام دهیم و به این ترتیب فضا برای راهاندازی مدرسه حفظ قرآن تأمین شد.
این اتفاق روحیه ما را بسیار بالا برد و توانستیم مدارس را راهاندازی کنیم اما مدتی کوتاهی از کار مدارس نگذشته بود که مدارس حفظ قرآن خصوصاً مدرسه برادران با مشکلاتی روبهرو شد و باید به دنبال پیدا کردن فضا برای مدرسه برادران میرفتیم.
تا اینکه تصمیم گرفتیم که مدرسه برادران را به یکی از موقوفات مسجد که حدود 470 متر بود انتقال دهیم. در این فضا قبلاً پیشدبستانی داشتیم و حدود دو سال بود که پیشدبستانی هم تعطیل شده بود و ما به دنبال یک فعالیت دیگر در این موقوفه بودیم. اما با بروز مشکلات برای مدرسه حفظ برادران تصمیم بر آن شد که مدرسه را به آنجا انتقال دهیم.
طرح رحله برگزار شده بود و حدود 15 تا 20 روز مهلت داشتیم که کار مدرسه شبانهروزی حفظ را آغاز کنیم. من به دوستان مدرسه گفتم: شما در این ایام کار گزینشها را انجام دهید ما تلاش میکنیم مکان را برای مدرسه فراهم کنیم و به این ترتیب با سرعت این موقوفه را برای مدرسه آماده کردیم.
این موقوفه برای دوران مرحوم جابری است یا خیری برای مدرسه آن را تهیه کرد.
این ملک حدود 70 سال قبل توسط مرحوم جابری وقف مسجد شده بود و امروز پس از 70 سال فعالیتی در آن شکل گرفت که هر قرآنآموز روزانه 5 جزء قرآن میخواند و قطعاً اجرا بالایی نصیب مرحوم جابری خواهد شد.
بخشی از فضا به عنوان خوابگاه و بخشی هم برای کلاس آماده شد و مدرسه با ظرفیت 20 نفر کار خود را آغاز کرد. مدرسه خانمها هم فعلاً در ساختمانی که نیروی دریایی سپاه داده بود کارش را آغاز کرده و البته باید برای مدرسه خواهران هم به دنبال فضا باشیم زیرا باید در پایان سال تحصیلی ساختمان را تحویل دهیم.
برای مدرسه خواهران محلی را پیدا کردهاید؟
فعلاً نه اما امیدواریم که این اتفاق رخ دهد. متأسفانه حسینیههایی که در کشور ساخته شده به جز ایام محرم فعالیت دیگری در طول سال ندارد و میتواند این فضا در طول سال در خدمت قرآن قرار گیرد. اما این اتفاق و این فرهنگ در کشور نهادینه نشده و شاهد هستیم حسینیههای کشور به جز ایام محرم در طول سال بیاستفاده هستند.
وقتی یک حافظ قرآن تربیت میشود تا پایان عمر هر چه قرآن بخواند و هر چه یاد دهد اجرش به افرادی که او را در حفظ قرآن یاری کردهاند، میرسد. از طرفی یک حافظ قرآن میتواند یک نیروی متعهد برای اداره کشور باشد. این که حضرت آقا میفرمایند: ما باید 10 میلیون حافظ داشته باشیم برهمین اصل است که ما 10 میلیون نیروی متخصص و متعهد قرآنی برای اداره کشور داشته باشیم زیرا انقلاب ما بیشک نقطه آغاز انقلاب جهانی امام زمان(عج) است.
افسران این عرصه چه کسانی هستند و چه کسانی این شایستگی را دارند که در رکاب حضرت ولیعصر(عج) باشند باید چنین افرادی تربیت شوند.
ما برای المپیک از چهار سال قبل خیز برمیداریم، حال برای انقلاب جهانی امام زمان(عج) چه کردهایم آیا از مدتها قبل زمینههای ظهور را فراهم کردهایم، آیا سرباز تربیت کردهایم، البته نظام جمهوری اسلامی این کار را میکند اما حرکت کم و ضعیف است.
اصلاً این کار یک اشتغالزایی است، ما جوانان را بیاوریم، قرآن را حفظ کنند، متخصص شوند و به دیگران آموزش دهند، همین مؤسسه بیتالاحزان را ببنید در حوزه قرآن چقدر اشتغالزایی کرده است.
شما برای فعالیتهای قرآنی بیتالاحزان تهران افقی ترسیم کردهاید که مثلاً باید بعد از چند سال به آنجا برسید؟
هدف و نقطه نهایی ما تربیت سرباز برای امام زمان(عج) است، البته اگر کار یک چشمانداز داشته باشد خوب است اما به لحاظ اینکه ما جهادی کار میکنیم با دست خالی کار را شروع میکنیم. اگر بخواهیم علمی جلو برویم کار پیش نمیرود زیرا باید در ابتدا یک سری امکانات و بودجههایی داشته باشیم. اگر منابع تأمین نباشد نمیتوان برنامهریزی کرد و افق ترسیم کرد. ما کار را با دست خالی شروع کردیم و جمله «توکلت علی الله» را گفتیم و جلو رفتیم و ظرف سه سال دو مدرسه شبانهروزی و دو شعبه مؤسسه راهاندازی کردیم. ما اگر بنشینیم که امکانات برایمان فراهم شود کار جلو نمیرود، مرحوم آیتالله انوری به ما میگفتند؛ شما کار را شروع کنید باقیاش را خدا پیش میبرد.
ما در ذهنمان ترسیم کردهایم که در نقاط مختلف تهران مدرسه شبانهروزی داشته باشیم که فعلاً این مقدار محقق شده است.
باید به گونهای عمل کنیم که از قرآن استفاده کنیم همین روخوانی قرآن برکات زیادی دارد چه برسد به درک معانی و مفاهیم، روایت است خانهای که در آن قرآن خوانده شود مانند گوهری در آسمان میدرخشد. یا اگر کسی یک بار آیةالکرسی را بخواند خداوند فوجی از ملائکه را میفرستد که او را حفظ کنید، اگر دو بار بخواند دو فوج از ملائکه را میفرستد و اگر سه بار بخواند من خودم شما را حفظ میکنم.
باید مردم اینها را بدانند که فقط با خواندن قرآن چه برکاتی در انتظار آنها است حال چه رسد به درک مفاهیم و به کار بستن نسخههای قرآن در زندگی.
در پایان حرفی دارید؟
من مدتی است مربی درس مهدویت در بنیاد مهدی موعود(عج) هستم و روزهای یکشنبه کتاب نگین آفرینش را برای حافظان مدارس تدریس میکنم و مسائل مهدویت را بیان میکنم و به لطف خدا قرآن و عترت را در کنار هم پیش میبریم. همچنین بنا داریم با کمک مؤسسه در کل شعب و مدارس مؤسسه این کار را انجام دهیم.