به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، خداوند هستی را آفرید تا انسان از آن بهره گیرد.بدینسان استفاده از نعمتهای الهی با رعایت شرابط و ضوابط مقرر، مانند حلال بودن درآمد، عدم اسراف و تبذیر در اموال و غیره و ادای حقوق دیگران از دستورات واجب است.
خداوند متعال در آیات متعددی، نعمتهای خویش را برمیشمرد و انسانها را به استفاده از انها تشویق میکند تا بدین وسیله انسان به نعمت دهنده توجه کند، اما اینکه استفاده کردن از نعمتها با چه نیتی و با چه انگیزهای باشد، مورد بحث است چرا که بیگمان رفتار انسان ریشه در اندیشه و نیت او دارد کمااینکه در روایات آمده است که: «نیت حقیقت عمل است» بدینسان روشن است که انسان باید انگیزههایی از مصرف داشته باشد که شکلدهنده چگونگی رفتار اوست».
برخی از این انگیزهها در اثر نیازهای معقول و واقعی بهوجود میآید، مثبت و مورد تایید و تشویق اسلام است و برخی از این انگیزهها که در اثر نیازهای خیالی و غیرمعقول پدید میآید، منفی و مورد نهی و منع اسلام است.بنابراین برخورد انسانها با نعمتها ناشی از انگیزه و نیت انهاست.
از موارد مثبت مصرف میتوان به حُب خدا و طلب رضای او اشاره کرد.تعالیم اسلامی به انسان بهگونهای جهت میدهد که تمام حرکات و ابعاد زندگیش در جهت خداوند و برای قرب به حضرت حق باشد.مصرف نیز نوعی از رفتار آدمی است پس از قاعده، مستثنی نیست.بنابراین، مطلوب اسلام این است که انگیزه غایی مصرف نیز در جهت خدا و انگیزههای متوسط بهجای هدف غایی قرار نگیرد.
یکیاز موارد مصرف با نیت و انگیزه خدایی، انفاق است شرع مقدس اسلام بر مسأله انقاق تاکید فراوانی دارد و در این زمینه آیات متعددی وارد شده است که مردم را به انفاق دعوت میکند؛ ازجمله در آیه 261 سوره بقره با این مضون «مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»، در این رابطه میخوانیم: «مَثَل (صدقات) كسانىكه اموال خود را در راه خدا انفاق میكنند همانند دانهاى است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشهاى صد دانه باشد؛ و خداوند براى هر كس كه بخواهد (آنرا) چند برابر میكند، و خداوند گشايشگر داناست».
انفاق در راه خدا این است که یک کار خیر با نیت خدایی انجام تا موجب خشنودی خدا شود و راه خدا اختصاص به کار خاصی ندارد، زیرا کلمه فیسبیلالله بهطور مطلق ذکر شده است.
کسیکه مقداری از مالش را انفاق میکند، گرچه بهخاطرش میگذرد که این مال بدون عوض از دستش رفته، اما با اندکی تامل درمییابد که جامعه انسانی بهمنزله شخص واحدی است که اعضای مختلفی دارد و در عین اختلاف در هدف زندگی مشترک و از لحاظ اثر و فایده با هم مربوطند و از اینروی اگر یکیاز آنها، فاقد نعمت صحت و سلامت شد و از کار خود بازماند، سایر اعضا نیز متاثر خواهند شد.
در اجتماع نیز بهواسطه انفاق، اگرچه فایدهای از دست کسی میرود اما در عوض کار دیگری اصلاح میشود در صورتیکه انفاق در راه خدا و به طلب خشنودی او باشد، افزایش یافتن از لوازم تخلفناپذیر آن است.همچنین خدای متعال در آیه 265 سوره بقره با این مضمون « وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» میفرماید: «و مَثَل (صدقات) كسانىكه اموال خويش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق میكنند، همچون مَثَل باغى است كه بر فراز پشتهاى قرار دارد (كه اگر) رگبارى بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد، و اگر رگبارى هم بر آن نرسد، بارانِ ريزى (براى آن بس است)، و خداوند به آنچه انجام میدهيد، بيناست».
در این آیه، انفاق در راه خدا مورد ستایش قرار گرفته است و البته انفاق ریایی و انفاقی که بعد از آن منت و آزادی است مورد خشنودی خدا نیست.
خدای متعال در آیه 195 سوره بقره فرمموده است: «وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ؛ و در راه خدا انفاق كنيد و خود را با دست خود به هلاكت ميفكنيد و نيكى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست میدارد».
احسان امری مافوق عدالت است زیرا در عدالت باید هر آنچه انسان به دیگران میدهد در مقابل چیزهایی باشد که قبلاً از آنها گرفته یا بعداً میگیرد؛ اما در احسان، انعام و نیکی، ابتدایی است و در آن استحقاق بهمعنی عدالت شرط نیست بلکه بالاتر از عدل است از اینرو احسان و نیکی واجب نیست؛ در حالیکه اجرای عدالت واجب و لازم است.البته واژه احسان بهمعنای وسیعتری نیز استعمال میشود که کارهای خوب واجب را شامل میشود و در مقابل افساد قرار میگیرد چنانچه خدای متعال در آیه 77 سوره قصص میفرماید: «وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ؛ و با آنچه خدايت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنيا فراموش مكن و همچنانكه خدا به تو نيكى كرده نيكى كن و در زمين فساد مجوى كه خدا فسادگران را دوست نمیدارد».
همچنین خداوند متعال در آیه 128 سوره نحل فرموده است: «إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ؛ در حقيقت خدا با كسانى است كه پروا داشتهاند و [با] كسانى [است] كه آنها نيكوكارند».
تقوا و احسان هر یک، سبب مستقلی برای موهبت نصرت الهیه و ابطال مکر دشمنان دین و دفع آنان است.علاوهبر این آثار نیک دیگر دارد که به خود نیکوکار برمیگردد، چون باعث میشود ثروت در اجتماع به گردش درآید، امنیت عمومی و سلامتی در جامعه پدید آید و شخص نیکوکار مورد محبت قرار گیرد.
خداوند، پاداش انفاقکنندگان را اعماز پاداشهای دنیوی و اخروی میدهد ازقبیل: طیب نفس و سلامت روح و محفوظ ماندن جانها از آنچه دلهای کفار بدان مبتلا است: چون تشویش خاطر، پریشانی قلب، تنگی سینه و خضوع و دلدادگی در برابر اسباب ظاهری و مادی.
در مقابل تفاخر و تکاثر، افراط در مصرف،حسادت و چشم و همچشمی، مصرف منفی نعمتهای خداست.
اگر انسان مصرف چیزی را به انگیزه تفاخر بر دیگران و ابزار امتیاز و خودنمایی انجام دهد و یا بهخاطر رقابت و چشم و همچشمی مصرف کند، مورد نکوهش اسلام است و از انگیزههای منفی مصرف بهشمار میرود.
تفاخر در مصرف تا آنجا محکوم است که پیشوایان الهی از مصادیق پایین آن نیز نهی کردهاند خداوند متعال در قرآنکریم آیه 83 سوره قصص میفرماید: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ؛
آن سراى آخرت را براى كسانى قرار میدهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند و فرجام [خوش] از آن پرهيزگاران است» .
رسول مکرم اسلام فرموده است: «هرکس لباسی بپوشد که بدان مباهات کند و مردم به او نگاه کنند، خداوند به او نظر نمیکند تا آن لباس را از تن درآورد».
همچنین در آیه 20 سوره حدید با این مضون «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ» آمده است: «بدانيد كه زندگى دنيا در حقيقت بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به يكديگر و فزونجويى در اموال و فرزندان است [مثل آنها] چون مث ل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد سپس [آن كشت] خشك شود و آن را زرد بينى آنگاه خاشاك شود و در آخرت [دنيا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نبست».
این در حالی است که خصال پنجگانه دنیا شامل لعب و بازی، لهو و سرگرمکننده، زینت، تفاخر، تکاثر است که همه اینها همان موهوماتی است که نفس آدمی بدان و یا به بعضی از آنها تعلق خاطر و وابستگی پیدا میکند، اموری خیالی و زائلی است که برای انسان باقی نمیماند و هیچیک از آنها برای انسان کمال نفسانی و خیری حقیقی جلب نمیکند.
یکی دیگر از انگیزههای منفی مصرف، مصرفگرایی افراطی است که از آن در متون اسلامی به بطر یاد شده است.بطر حالت روانی و سبکسری است که به انسان در اثر بدرفتاری با نعمتها و بیتوجهی در ادای حق نعمت و بکارگیری آن در غیر جهت مصرفش عارض میشود.
یکی دیگر از انگیزههای منفی مصرف، حسادت و همچشمی است و حال آنکه هر قدر ارزشهای اسلامی در جامعهای، بیشتر حاکم شود، این انگیزه تاثیر خود را بیشتر از دست میدهد؛ زیرا ارزش انسانها در جامعه اسلامی براساس مقدار ارزیابی نمیشود و اینگونه نیست که کسیکه بیشتر مصرف میکند، ارزش اجتماعی او نیز افزون میشود.
از مجموعه دستورات اسلامی در زمینه مصرف چنین به دست میآید که الگوی مصرف در اسلام مبتنی بر تمتع و انتفاع از مواهب الهی، قناعت و پرهیز از اسراف و تبذیر است.
یادداشت: حجتالاسلام محمد سوریخرمآبادی