کتاب «داستانن من» سرگذشت زندگی استیون جرارد کاپیتان افسانهای لیورپول از سوی نشر گلگشت روانه بازار کتاب شد.
قلب چیز مهمی است. در زمانهای که شاید همه چیز را با خط کش و یا ماشین حساب اندازه میگیرند پیدا کردن انسانهایی که ورای همه چیز از قلب مایه میگذارند کاری دشوار است. حالا این میان، در فوتبال میلیون دلاری امروز که شاید خیلی اوقات نتایج و حتی قهرمانها هم بیشتر با پول متمایز میشوند تا فوتبالشان، پیدا کردن فوتبالیستی که با تمام وجود و از اعماق قلبش بازی کند، باید غیر ممکن باشد، اما نیست. چرا؟ چون ورزشگاه آنفیلد بندر لیورپول جایی است برای ممکن شدن غیرممکنها و استیون جرارد، کاپیتان افسانهای آنها، از معدود کسانی است که از قلبش خرج میکند، از وجودش.

امروز جرارد 36 سالهاست و 27 سالش را در همان آنفیلد رویایی گذرانده است. نوشته زیر بخشی از آخرین کتاب اوست که توسط نشر گلگشت به چاپ رسیده و روانه بازار شده است:
«زندگی سادهتر بود. روزهای شادم در فوتبال هنوز برایم درخشانند. روزهایی که بیست سال پیش اتقاق افتادند، سال 1996، زمانی که 16 ساله بودم. دو سال اولم را در کمپ تمرینی جوانان ملوود سپری کردم. زمین را تی میکشیدم، کفشها را تمیز میکردم و توپها را باد میزدم، در این بین فوتبال بازی میکردم، فوتبال، فوتبال و فقط فوتبال.
مثل بهشت بود. اگر بتوانم به گذشته برگردم تا ابد در آن دو سال خواهم ماند.
هر روز صبح با اتوبوس از بلوبل به زمینهای تمرینی ملوود در وست دربی میرفتم. اگر دیر از خواب بیدار میشدم، که به ندرت اتفاق میافتاد، باید دوبار خط عوض میکردم، چرا که با حقوق هفتهای 47 پوند امکان تاکسی گرفتن نبود.
خندهام میگیرد وقتی یاد روزی درسال 2014 میافتم که پیشنهاد 13و نیم پوندی قطریها را برای دو سال بازی رد کردم.
در آکادمی ماهی یکبار حقوق دریافت میکردیم. اما باشگاه به والدینم، جولی و پل، هفتهای 40 پوند میداد تا کمک خرجی باشد. پدر و مادرم که در تمام طول مسیر من را حمایت کردند، قلبهای بزرگی داشتند. اگر در خانه پسر خوبی بودم، تمام آن چهل پوند مال من بود. آن پول اندک از طرف لیورپول و پدر و مادر، برایم ارزشی بسیار بیشتر از هزاران پوندی است که این روزها به نوجوانان در فوتبال میدهند.
در پایان ماه، روز حقوق، بلافاصله به مرکز شهر میرفتم و تیشرت یا یک جفت کفش میخریدم بعد به مک دونالد میرفتم و بقیه پول را خرج میکردم و این یعنی برای سه هفتهونیم جیبم خالی میشد. اهمیتی نمیدادم. فوتبال همه چیزم بود.
کتاب «داستان من» زندگینامه استیون جرارد با ترجمه ماشااله صفری از سوی نشر گلگشت روانه بازار کتاب شده است.