به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)،
جهان اقتصاد، در بررسی مناسبات تجاری، سهم ایران با همسایه کوچک اما ثروتمند جنوبی، تنها ۱۱۴ میلیون دلار است که با توجه به ارزش کل تجارت هر یک، مشخص میشود که این کشور عربی علاقه چندانی به تجارت با ایران نداشتهاست.
در نگاهی عمیقتر به سیاستهای اقتصادی قطر، مشخص میشود که این همسایه کوچک اما ثروتمند نه تنها علاقهای به توسعه مراودات اقتصادی با ایران نداشته که در بسیاری مواقع همراهی با جبهه عربی که با هدایت عربستان علیه ایران شکل گرفتهاست را در اولویت قرارداده است.
در چنین شرایطی، با روشن شدن آتش اختلاف میان عربستان و قطر که به کاهش و حتی قطع روابط چهار کشورعربستان، امارات، مصر و بحرین با قطر منجر شدهاست، شرایطی را فراهم خواهدکرد که این کشور به دنبال جایگزینهایی برای تداوم فعالیتهای اقتصادی خود باشد.
این روند موجب شده تا در اقتصاد ایران، خصوصا در بخش خصوصی، اشتیاقی برای برقراری روابط تجاری با این کشور ایجاد شود، اتفاقی که چندی پیش به دنبال چالش موقتی که میان دو کشور ترکیه و روسیه، تجربه شد و البته حاصل آن برای اقتصاد ایران تقریبا هیچ بود.
اگرچه اقتصاد این دو کشور تفاوتهای زیادی دارد و قطریها شرایط سختگیرانهای که روسها برای تجارت با دیگر کشورها تعیین کردهاند را اعمال نمیکنند، اما برای ورود به این صحنه باید پاسخ چند سؤال را به طور شفاف و بدور از هر هیجانزدگی کاذب بررسی کرد، از جمله اینکه آیا قطریها تمایلی به جایگزین کردن ایران به جای شرکای دیرینه خود دارند؟
همچنین اینکه، با توجه به بنبستی که قطریها در آن گرفتار شدهاند، آیا حاضر هستند با افزایش رابطه با ایران، چهار کشور تحریم کننده، خصوصا عربستان را خشمگینتر کنند؟
در شرایط کنونی که ایران در آن قراردارد و پس از چندین سال تنش در عرصه سیاست بینالملل، در حال حرکت به سمت ساحل آرامش و بهبود روابط با دیگر کشورها خصوصا در منطقه خاورمیانه است، آیا ورود به این مناقشه عربی – عربی، به صلاح کشور است؟
بدون در نظر گرفتن همه حواشی سیاسی و در صورت تمایل قطریها، ایران تا چه میزان توانایی پاسخگویی به نیازهای اقتصاد قطر را دارد؟
دست آخر آنکه، هزینه برقراری یا توسعه روابط اقتصادی با قطر برای ایران چقدر است و در صورت پایان یافتن اختلافات میان این پنج کشور عربی، قطر تا چه میزان به روابط اقتصادی جدید که با ایران برقرار کرده، متعهد خواهد ماند؟
این در حالی است که بسیاری از دیپلماتهای ایرانی که به دلیل مسؤلیتهایی که برعهده داشتهاند با شرایط و سیاستهای کشورهای عربی به خوبی آشنا هستند، ورود به این مناقشه را به صلاح ایران نمیدانند و حتی برخی با بدبینی بیشتر اما واقعی معتقد هستند که بسیاری از کشورهای عربی از جمله قطر در هر شرایطی سعی میکنند، نگاه ایرانستیزی و یا حداقل ایرانگریزی خود را حفظ کنند.
با این حال اقتصاد ایران بالاخص بخش خصوصی این روزها هیجانزده نگاه مشتاق خود را به اقتصاد قطر دوخته و عجولانه دستان خود را برای فشردن دستان همتایان قطری خود دراز کردهاند، حال باید دید آیا قطریها این دستها را پس زده یا از سر ناچاری خواهند فشرد و البته باید نگران بود که در صورت برقراری ارتباط، با پایان یا کاهش یافتن تنش، دستان خود را برای فشردن دستان شرکای قدیمی پس خواهند کشید یا خیر!!
این در حالی است که پایگاه اطلاعرسانی اتاق بازرگانی ایران در نگاهی تحلیلی به روابط اقتصادی ایران و قطر چنین نوشتهاست،
بررسی آمارهای تجارت خارجی ایران در سال ۹۵ حاکی از این است که حجم کل تجارت ایران با قطر در این سال کمی بیش از ۱۱۴ میلیون دلار بوده که از این میزان ۱۱ میلیون و ۱۹۶ هزار دلار (معادل ۰٫۰۲۶ درصد کل واردات ایران) به واردات ایران از قطر اختصاص داشته و ۱۰۳ میلیون و ۴۹ هزار دلار (معادل ۰٫۲۳ درصد از کل صادرات ایران) نیز به واردات قطر از ایران مربوط بوده است. سابقه ۱۰ ساله تجارت ایران و قطر نیز نشان دهنده سطح اندک روابط دو کشور در سالهای گذشته است.
گرچه این حجم از مبادله اقتصادی بین دو کشور در مقایسه با حجم کل تجارت خارجی ایران بسیار ناچیز است اما با توجه به قطع رابطه اقتصادی دو شریک اول تجاری قطر با این کشور، پتانسیل افزایش این مبادلات تا حدود ۵ میلیارد دلار هم وجود دارد.
در حقیقت، محاصره اقتصادی قطر از سوی ۴ کشور عربستان، امارات، مصر و بحرین در حالی همچنان ادامه داد که ارتباط زمینی این کشور منحصر به ارتباط با عربستان بوده و در حوزه حملونقل دریایی نیز کاملاً به امارات وابسته بوده است. بر این اساس با قطع ارتباط اقتصادی عربستان و امارات با قطر، عبور روزانه حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ کامیون از مرز زمینی این دو کشور مختل و حملونقل دریایی کالا از امارات به قطر نیز متوقف شده است. در این شرایط با گسسته شدن زنجیره تأمین نیازهای بازار قطر، عملاً فرصت بیبدیلی برای حضور ایران در این بازار فراهم شده است که البته از دست رفتن آن نیز چندان غیرمحتمل نیست.
قطر که عنوان ثروتمندترین کشور جهان را نیز یدک میکشد، کشوری است با حدود ۲٫۶ میلیون نفر جمعیت که درآمد سرانه آن حدود ۱۳۰ هزار دلار است. این کشور ثروتمند از دو شریک اول تجاری خود، یعنی امارات و عربستان سالانه حدود ۴ تا ۵ میلیارد دلار مواد غذایی وارد میکند که با مسائل اخیر عملاً باید جایگزین مناسبی برای آن بیاید. در این میان، ایران بهعنوان کشوری که با قطر ۲۵۰ کیلومتر مرز آبی دارد و برای حمل دریایی کالا به این کشور حداکثر نیازمند ۱۲ ساعت زمان است میتواند گزینه مقبولی باشد.
بنا بر آنچه گفته شد، قطر ناگزیر است جایگزینی برای واردات مایحتاج خود از عربستان و امارات انتخاب کند و ایران با در نظر گرفتن شرایط جغرافیایی، مذهبی و فرهنگی، بهترین جایگزین خواهد بود اما جدای از اینکه مدتزمان تداوم تنش در روابط کشورهای عربی با قطر مشخص نیست، ایران نیز برای دستیابی به بازار قطر رقبای نسبتاً سرسختی مانند عمان، هند و چین خواهد داشت و ازاینرو در صورت اهمال ایران برای حضور پرقدرت، تکرار قضایای بازار روسیه پس از تنش این کشور با ترکیه، دور از تصور نخواهد بود.
از سوی دیگر، طبق اظهارنظر فعالان حوزه حملونقل دریایی، کالاهای موردنیاز قطر با شناورهای فلزی غیر کنوانسیونی به این کشور حمل خواهد شد که ظرفیت کمتری دارند و سریعاً قادرند این کالاها را به مقصد برسانند اما از دیگر سو، بالا بودن قیمت سوخت باعث میشود کرایه حمل این کالاها افزایش یابد و قیمت تمامشده آن برای مصرفکننده در بازار قطر بالا باشد. مسعود پلمه رئیس هیات مدیره انجمن کشتیرانی و خدمات وابسته میگوید: هرچند در ابتدای امر کالاهای ایرانی بتوانند باقیمت تمامشده بالا در بازار قطار دوام بیاورند اما بههیچوجه قدرت رقابت نخواهند داشت و بازار ماندگاری در انتظار آنها نخواهد بود مگر اینکه نرخ سوخت تعدیلشده و کالای ایرانی باقیمت مناسب به بازار قطر عرضه شود.
علی شفایی