کد خبر: 3618221
تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۴

خانواده، جامعه و محیط آموزشی در نشر فرهنگ عفاف و حجاب موثرند

کانون خبرنگاران نبأ: حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی‌طباطبایی در یادداشتی نوشت: خانواده كه محل رشد و تربيت و پرورش فرزند و تحويل آن به جامعه است در راستاي بيان احكام دين و آموزش آن به فرزندان، نقش به سزايي دارد چنانچه در آيه 6 سوره تحريم به آن اشاره شده است.

به گزارش کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ، حجت‌الاسلام والمسلمین سید حسن محمدی‌طباطبایی، پژوهشگر و فعال حوزوی یادداشتی را به مناسب هفته عفاف و حجاب در اختیار کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ، گذاشت.
متن یادداشت بدین شرح است:
قبل از ورود به مبحث زير بيان مي‌كنيم كه روي سخن با افرادي است كه به دلايل مختلف موفق به آشنايي با احكام اسلامي و عمل به آنها نشده‌اند، غرض از به تحرير درآوردن مطالب فوق يادآوري عمل به احكام و دستورات دين مبين اسلام و از جملة آنان مسئله حجاب و حدود آزادي براي زنان است كه متأسفانه به جهت كم توجهي و يا بي توجهي بعضي زنان به اين مسئله روز به روز شاهد مفاسد حاصل از اين بي توجهي در جامعه اي كه به نام جامعه اسلامي مزين گشته هستیم.
در طول ادوار گذشته تا به حال خداوند جهت اينكه كار بشر را به خودش وانگذارد از جانب خود بسوي آنها رسولاني را فرستاد تا آئين و روش درست زندگي كردن را به آنها بياموزد و آخرين رسول فرستاده بسوي ارشاد بندگان، پيامبر اسلام (ص) هستند كه كامل ترين دين را جهت هدايت بندگان از جانب خدا آورده است، خداوند در سوره نحل آيه 89 مي‌فرمايد نازل كرديم بسوي تو كتاب را در حالي كه روشن كننده هر چيز است.
اگر پيامبر(ص) 23 سال زجر رسالت را بدوش كشيد به خاطر اين مسئله بود كه مردم دين حق را به تمامه و كماله و از زواياي مختلف ببينند و  با تمام احكام و دستورات آن آگاه شده و در عرصه عمل به آنها جامة عمل بپوشند اين در حالي است كه پيامبر در عصري به تبليغ و تبيين دين خود و احكام آن پرداخت كه مردم اُمي (درس نخوانده) مشرك و جاهل بودند و همين مردم با توجه به آشنا شدن به دين اسلام توسط تبليغ پيامبر(ص) و شعار آن كه يكتاپرستي و گوش سپردن به فرامين خدا بود، از جهالت خارج شده و كم كم به اسلام گرويدند و خود را موظف در مقابل عمل كردن به دستورات دين اسلام ديده و به فرامين آن جامة عمل پوشاندند و اكنون در جامعه ما و در عصري كه به نام عصر پيشرفت صنعت و تكنولوژي معروف است و جامعه در سطح علمي و فرهنگي و درك بسيار بالايي قرار دارد متأسفانه نقطة اشتراك ما با مردم عصر پيامبر مي‌باشد ولي با اين تفاوت كه آنها  مردمي  اُمي، مشرك و جاهل از نظر فكري و علمي بودند ولي ما با وجود ادعاي مسلماني و زندگي كردن در جامعه اي كه صددرصد معارف اسلامي در آن موجود است و در عرصه تبليغ اين معارف، هيچ گونه قصوري صورت نگرفته و از نظر علمي در سطح بسيار بالايي قرار داريم، نسبت به بسياري از احكام دين اسلام جاهل بوده و يا اصلاً خود را موظف نمي‌دانيم كه به سراغ احكام دين برويم و آنها را در قالب زندگي خود پياده كنيم و اينك با بيان مطالب فوق به ذكر بعضي از مواردي كه ممكن است منشأ اين بي توجهي (عدم آگاه شدن به احكام دين و به طور خاص عدم توجه کافی به مسئله حجاب و عفاف) باشد اشاره مي‌كنيم:
خانواده: بي اهميتي خانواده ها نسبت به عمل كردن و تبيين معارف دين و عدم آموزش آن به فرزندان، جامعه و مدرسه... شخص در جامعه يا در مدرسه خواه و نا خواه با بعضي ازافراد آشنا شده و برخورد مي‌نمايد كه آن افراد از عمل كردن به احكام دين بي بهره‌اند و نسبت به عمل كردن به اين احكام توجهي ندارند و معاشرت با اين افراد خود مي‌تواند سبب دور شدن فرد از محدودة عمل به دستورات دين گردد خانواده كه محل رشد وتربيت و پرورش فرزند و تحويل آن به جامعه مي‌باشد در راستاي بيان احكام دين و آموزش آن به فرزندان، نقش بسزايي دارد چنانچه در آيه 6 سوره تحريم مي‌فرمايد اي كساني كه ايمان داريد (در اطاعت حق بكوشيد و از معصيت خدا پرهيز كنيد)و خودتان و اهل عيال و خانوادة خودتان را حفظ كنيد از آتشي كه آتشگيرة آن آدميان و سنگ (گوگرد) است و بر آن آتش ملائكه اي دل سخت و بي رحم مأمورند كه نافرماني خدا نمي‌كنند (در اجراي عذاب) و آن چه كه به آنها حكم شود انجام مي‌دهند(حال  اي پدر و مادر اگر فرزند خود را دوست مي‌داريد آنها را با دست خود به آتش دوزخ نيندازيد، آنها را به بد حجابي و بي نمازي و بي عفتي و . . . تربيت نكنيد كه نتيجه آنها آتش سوزان است، هم براي شما و هم براي آنها، و تقليد اهل زمانه نكنيد بلكه دستور خدا و پيغمبرتان را مراعات كنيد تا درمانده و پشيمان نشويد و در آخرت به عذاب مبتلا نگرديد و در نزد پيغمبر اسلام رو سفيد باشيد.)
 نمونه اي از تربيت درست اسلامي را در نامة 31 نهج البلاغه از جانب حضرت علي (ع) خطاب به امام حسن(ع) مي‌توان ديد: يا بُنَيَّ أَنَّ أَحَبَّ ما أَنْتَ آخِذٌ بِهِ إِلَيَّ مِنْ وَصِيَّتي ، تَقَوي اللهِ، والْإقْتِصارُ علي ما فَرَضَهُ اللهُ عَلَيْكَ اى فرزندم، كه بهترين و محبوبترين چيزى كه از اين اندرز فرا مى‌گيرى، ترس از خداست و اكتفا به آنچه بر تو واجب ساخته و گرفتن شيوه اى كه پيشينيانت، يعنى نياكانت و نيكان خاندانت بدان كار كرده‌اند.... و اينك چون روي سخن با افرادي است كه بنابر دلايلي از حجاب كاملاً اسلامي بي بهره‌اند اين مثال را مي‌زنيم: در خانواده‌اي كه پدر خانواده اهل خوش‌گذراني و غرق در دنيا‌پرستي است و نسبت به احكام اسلامي از قبيل نماز ، روزه ، خمس و ... و حجاب زن و فرزندان خانواده  بي اهميت مي‌باشد و يا مادر خانواده از نظر پوشش اسلامي و محدوديت هاي آن مراعات مَحرم و نامَحرم را نكرده و نسبت به اين موضوع كم اهميت مي‌باشد و خوراك او بغض، حسادت، غيبت و ساير موارد غير اخلاقي بوده و خود را در قبال عمل به معارف دين مسئول نمي‌داند و در محيط خانواده به جاي عمل به دستورات اسلام و آموزش آن، توجه افراد خانواده به شادي هاي غير اخلاقي و... جلب شود، مسلماً دختري كه در اين خانواده پرورش يافته، تحت تأثير محيطي كه در آن قرار گرفته، خواسته و ناخواسته همانند آنها خواهد شد و كسي نيست كه نحوه درست پوشش، مطابق احكام دين اسلام را به او بياموزد و خود دختر نيز طبيعتاً تحت تأثير محيطي كه در آن قرار گرفته نسبت به پذيرش اين مسأله بي‌اهميت بوده و رغبتي از خودشان نمي‌دهد.
و متأسفانه مشكل بعضي از ما مسلمانان اين است كه يا به مسائل و احكام اسلامي آشنايي نداريم ويا اگر مختصر آشنايي داريم متأثر از رفتار و كردار پدر و مادر مي‌باشد كه ما نيز به تبعيت از آنها و به صورت چشم بسته به همان آموخته ها عمل مي‌كنيم و نمي‌توانيم به خود بقبولانيم كه اعمال ما صحيح و كامل نيست بلكه يك كپي برداري از رفتار پدر و مادر است كه ممكن است اشتباه باشد وخود را موظف نمي‌دانيم كه در پي اصلاح درست افكار و ايده ها و اعمال خود باشيم و بطور قطع عامل خانواده و محيط آن سبب بروز اين مشكل در مورد رفتار اين دختران شده است، با توجه به بيان مطالب بالا روشن شد عاملي كه سبب شده ما نسبت به عمل و آگاهي به احكام و دستورات دين مبين اسلام و وظايف خود، بي توجه باشيم مواردي از قبيل رفتار پدر و مادر و محيط اطراف كه باعث جهالت ما نسبت به عمل كردن به وظايفمان شده است مي‌توان باشد.
عجب اين است كه سنگ مسلمان بودن و تشيع را به سينه مي‌زنيم و حال آنكه رفتار و عملكردمان همخواني با عقيده ايمان ندارد جهت روشن شدن مطلب به چند حديث زير توجه فرماييد و بعد از آن خود قضاوت كنيد كه آيا ما بجز لقلقه زبان عملكردمان با تعريفي كه از شيعه و مسلمان شده است، همخواني دارد؟
 مسلمان به كسي مي‌گويند كه در برابر اوامر و نواهي حق تعالي تسليم باشد، امام باقر(ع) در حديثي پيرامون وظايف مسلمان بعد از ذكر چند وظيفه چنين بيان مي كنند (مضمون حديث ) از وظايف مسلمان تلاش نمودن جهت عمل كردن به احكام اسلام و ترك كردن كارهاي حرام و زشت كه در دين اسلام از آنها نهي شده است مي‌باشد، شيعه كه در اصل لغت به معناي پيرو مي‌باشد به كساني گفته مي‌شود كه جانشيني پيامبر اكرم(ص)راحق اختصاصي خاندان رسالت مي‌دانند و در معارف اسلام پيرو مكتب اهل بيت مي‌باشند.
حال ببينيم در مكتب اهل بيت خصوصيات شيعيان چگونه بيان گرديده:
امام صادق (ع) مي‌فرمايند همانا شيعة علي (ع) كسي است كه شكم و فرج پارسا دارد و سخت مي‌كوشد و براي خالق خود كار مي‌كند و اميد ثواب او دارد و از كيفر او مي‌ترسد، هرگاه آنان را ديدي، همان ها شيعه ما هستند.  
و در حديث ديگر مي‌فرمايند شيْعَتُنَا أَهْلُ الهُدي و أَهْلُ التُّقي وَ أَهْلُ الْخَيْرِ وَ أَهْلُ الأَيْمَانِ و ..... شيعيان ما اهل هدايت ( مورد هدايت واقع شده) و اهل تقوي ( پرهيزگاري) و اهل خير و اهل ايمان و ... مي‌باشند.
پس بیایم با استعداد از درگاه باری تعالی و توسل به مصداق اتم حجاب و عفاف حضرت زهرا(س) اگر کوتاهی و یا غفلتی از ما سر زده به خود آمده و به گلولژه ایمان عملی در کنار ایمان نظری جامعه عمل بپوشیم.
سید حسن محمدی‌طباطبایی
captcha