این پیوند، پس از اسلام به ویژه از زمان غزنویان، با تسخیر هند توسط محمود غزنوی (329 ق) رو به پیشرفت و فزونی نهاد. از این زمان، زبان فارسی به یکی از زبانهای مهم شبه قاره تبدیل شد. مهاجرت ایرانیان به هند از قرن هشتم شتاب بیشتری به خود گرفت و نفوذ فرهنگ و زبان فارسی به هند در دوره تیموریان به اوج خود رسید. با روی کار آمدن صفویان در ایران، سیل مهاجرت شاعران و روشن فکران ایرانی به شبه قاره آغاز شد؛ چنان که جایگاه و پایگاه فرهنگ و زبان فارسی در این سرزمین از اصفهان، پایتخت صفویان، رونق بیشتری یافت. حاکمان این منطقه، صحبت به زبان فارسی را فخر می دانستند، به این زبان شعر میسرودند و با تکریم شاعران و نویسندگان و گویندگان فارسی بر رونق این زبان میافزودند. به همین جهت برخی شاعران و عارفان ادیب ایران به دلایل گوناگون سیاسی، معیشتی و ... این مکان را پناهگاه خود یافته و دورهای را در شبه قاره هند به سر بردهاند.
زبان فارسی 800 سال بر تارک اندیشه، روابط، سیاست، اقتصاد و فرهنگ مردم هند حاکمیت داشت. به گونهای که کلیه آثار مهم فرهنگی، مذهبی، سیاسی، ادبی، مکاتبات، اسناد شخصی و دولتی و احکام قضایی هند به زبان فارسی نوشته میشد و مدتهای مدیدی، این سرزمین مهد پرورش شعر و ادب فارسی بود. آثار گرانبها و نسخ خطی بسیار ارزنده موجود در هند، حکایت از این واقعیت دارد.
کشورهای شبه قاره هند، میراثدار مطالعات زبان فارسی در چهار قلمرو زیر هستند:

با نفوذ استعمار انگلیس و تسلط زبان انگلیسی در منطقه، زبان انگلیسی به تدریج جای زبان فارسی را گرفت.هرچند زبان فارسی در شبه قاره هند، به اندازهای ریشهدار بود که بعد از روی کار آمدن انگلیسیها، دهها سال به عنوان زبان رسمی باقی ماند و بازهم در مدارس دینی و اکثر مدارس دیگر تدریس میشد.تجزیه شبهقاره هند نیز از زمان تسلط استعمار انگلیس بر این سرزمین پیریزی شد و در 15 اوت 1947 (23مرداد1326) شبه قاره هند به دو پاره هند و مسلماننشین تقسیم شد که بخش مسلماننشین در دو طرف بخش هندونشین قرار گرفت و پاکستان شرقی و غربی نامیده شد. سپس در سال1971بخش مسلماننشین، خود به دو کشور مستقل تقسیم شد. پاکستان شرقی به نام بنگلادش تغییر نام داد و پاکستان غربی نیز همان پاکستان فعلی است.
زبان فارسی در هند
زبان فارسی هشت قرن پیش توسط ایرانیان مهاجر به هند وارد شد و حدود 700 سال زبان رسمی و دیوانی این کشور بود، بهگونهای که کلیه آثار مهم فرهنگی، مذهبی، سیاسی، ادبی، مکاتبات، اسناد شخصی و دولتی و احکام قضایی هند به زبان فارسی نوشته میشد. اوج رونق این زبان در هند مربوط به دورة مغولان هند است. در این دوره بسیاری از شعرا و ادبا از ایران به هند مها جرت کرده و این منطقه را به کانون زبان فارسی تبدیل کردند. کتابهای بسیاری در قرون میانه هند به زبان فارسی تالیف شده که امروزه این نسخ خطی در کتابخانههای متعددی وجود دارد و تعداد آنها به بیش از یک میلیون نسخه میرسد. فارسی باستان در ردیف زبانهای کلاسیک هندی چون سانسکریت شمرده میشود و این خویشاوندی، خود زمینه ساز گفتوگوی چند هزار ساله میان تمدن ایران و هند بوده است.

در اوایل سده چهارم هجری، در سِند شاعری ظهور کرد مشهور به رابعه بنت کعب که اشعار فصیح دلکشی از او در قدیمیترین تذکرهها نقل شده است و میرساند که در زمان او، زبان فارسی در سِند رواج داشته است.
هندوستان روزگاری مهد هنر خوشنویسی بود و تعداد استادان و بزرگان این هنر در هندوستان کم نبودند. اگرچه بسیاری از هنرمندان از ایران، افغانستان و آسیای مرکزی به این کشور مهاجرت کردهاند، اما در این کشور نیز هنرمندان بزرگی مانند محمدحسین کشمیری، حافظ ابراهیم، محمد باقر زرین قلم، حافظ نورالله و نیز حتی خوشنویسان هندو و غیر مسلمان مانند سرب سینگ ماناک دهلوی، جگنات داس و ... وجود داشتند.
پیش از آنکه هندوستان مستعمره انگلستان شود، زبان فارسی دومین زبان رسمی این کشور و زبان فرهنگی و علمی بهشمار میرفت. اما پس از استعمار انگلیسیها در سال 1832 زبان انگلیسی به تدریج جایگزین زبان فارسی شد.
در دوره تسلط انگلیسیها اگر چه اندکی از رونق زبان و ادب فارسی در هند کاسته شد، اما به کنار نهاده نشد. پس از استقلال هند در 1947/1325 توجه مسئولین مملکتی و ادب دوستان هندی به زبان و ادب فارسی اگر چه به سالهای دوره سلاطین آل مملوک و گورکانی باز نگشت، اما همچنان و کمابیش به روندخود ادامه داد و علیرغم مشکلات پیش رو، همواره جزو برنامههای فرهنگی مسئولان دو کشور قرار گرفت که از این جمله میتوان به تاسیس خانههایفرهنگ در دهلی، بمبئی وحیدرآباد به وسیله جواهرلعل نهرو، تاسیس کرسیهای زبان وادبیات فارسی در دانشگاههای دهلی، ملیه اسلامیه و مدارس توسط ابوالکلام آزاد اشاره کرد.
در حال حاضر زبان و ادبیات فارسی به عنوان یک رشته تحصیلی در نزدیک به 40 دانشکده و در مدارس علوم دینی و بعضی از دبیرستانهای هند، تدریس می شود. در میان عامه مردم نیز تأثیرات زبان و ادبیات فارسی به قدری است که ریشهها و آثار آن را در مکالمات و گفت و شنودهای روزمره مردم کوچه و بازار به خوبی میببینیم.
امروزه زبان فارسی، رونق اولیه خود را از دست داده است. هرچند با همت روشنفکران و دانشمندان این سرزمین، مانند ابوالکلام آزاد، جواهر لعل نهرو، اقبال لاهوری، ذاکرحسین و رابیندرانات تاگور، شاعر معروف هند و... تاحدودی از نابودی زبان فارسی جلوگیری به عمل آمده است. طبق گزارشی درسال1977/1355، از مجموع 96 دانشگاه رسمی و دولتی در هند، زبان و ادبیات فارسی در20 دانشگاه در مقطع کارشناسی، در36 دانشگاه در مقطع کارشناسی ارشد و در 10دانشگاه در مقطع دکتری تدریس می شده، بنابراین در66 دانشگاه کرسی زبان و ادبیات فارسی دایر بوده است؛ البته این آمار مدارس دینی، مراکز اسلام شناسی، دبیرستان ها و دانشگاههایی که زبان فارسی در آنها به صورت اختیاری تدریس می شده را شامل نمیشد. مهمترین این دانشگاهها که دارای بیش از50 دپارتمان زبان فارسی هستند عبارتنداز: دهلی، جواهرلعل نهرو معروف به جنیو، جامعه ملیه اسلامیه، بمبئی، پتنا، علیگر، عثمانیه، الله آباد، لکنهو، بنارس، مدارس، کلکته، بهوپال، پونا، بمبئی، کشمیر، سرینگر، گجرات، احمدآباد، ناگپور، پنجابی، بیهار، بنگال، گواهاتی.

بر طبق آمار 20 سال بعد در 1992/1372 در200 دانشگاه و دانشکده هند تا مقطع لیسانس عمومی و فقط در12 دانشگاه تا مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی تدریس میشود و این حاکی از کاهش میزان ادامه تحصیل دانشجوی هندی در رشته زبان و ادبیات فارسی مقطع تحصیلات تکمیلی است. در حال حاضر طبق گزارش رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سال 1395/2016 در بیش از 300 دانشگاه و کالج مهم هند دوره های آموزش زبان فارسی دایر است.
افراد مؤثر در حوزه زبان و ادب فارسی در هند:
شعرا و نویسندگان ایرانی همچون عرفی شیرازی، نظیری نیشابوری، صائب تبریزی، کلیم کاشانی، قدسی مشهدی، طالب آملی، غزالی مشهدی، حزین لاهیجی، واله داغستانی، ظهوری ترشیزی، نوعی خبوشانی و محمد قاسم هندوشاه استرآبادی از جمله کسانی هستند که در این دوره به هند مهاجرت کرده و با پدید آوردن سبک هندی مورد توجه سلاطین گورکانی هند قرار گرفتند.
آقایان رابیندرانات تاگور و راجارام موهان در مناطق بنگال و کلکته، میرسید علی همدانی در منطقه کشمیر، امیر خسرو دهلوی، امیر حسن دهلوی، بیدل دهلوی، غنی کشمیری، میرزا غالب، مسعود سعد سلمان، ابوالفرج رونی، منهاج الدین جوزجانی، علی هجویری، معین الدین چشتی و شیخ عبدالقادر گیلانی.
علامه اقبال لاهوری و شخصیت هاییی مانند علامه میرحامد حسین، مفتی محمد عباس شوشتری 300 کتاب و رساله به زبان فارسی نوشتهاند؛ کتابهای آب زلال، ظل ممدود روائح القرآن از جمله این آثار است.
آسیبشناسی زبان فارسی:
راهکارها: