به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، خبرنگاری، حرفهای است كه شب و روز و تعطیلات ندارد، این جملهای است که در اولین روز ورود به حرفه خبرنگاری میشنویم، اما برخلاف حجم انبوه کار، استرسها و ناملایمات، خبرنگاری را شغل نمیدانند، حقوقهای کم؛ فراتر از خط فقر، بیمههای نصفه و نیمه و گاهی اصلاً هیچ، غر و لندهای سردبیر، نگاه وسواسگونه ادارات، عکسها و تیترهای جنجالی، همه اینها بخشی از روزگار ناخوش خبرنگاران است.
خبرنگار همواره باید در جلسات و همایشها بجای مسئولان خواب، بیدار باشد و هوشیار. هیچگاه ردیف اول صندلیهای اتاق جلسات نمینشیند اما زودتر از تمام مسئولان در برنامهها حاضر میشود. با این وجود به ندرت کسی قدر این تلاشها را میداند، به ندرت نامی از خبرنگار برده میشود البته بجز در نشستهای خبری، گویی خبرنگار وظیفه دارد حرفهای گفته و ناگفته مدیران را به دلخواه آنها بازگوید و اگر روزی نگفت باید پاسخگو باشد. برخی از روابط عمومی ادارات هم همواره نگاه طلبکارانه به خبرنگار دارند انگار خبرنگار باید جبران کم کاریهای آنها باشد.
البته این مشقات شامل همه خبرنگاران نمیشود عدهای هم به نام خبرنگار، حرمت میشکنند، یا میرزا بنویس مسئولان میشوند یا سیاهی حزب سیاسی خود را بر حقیقت میکشند و البته نان خوبی هم از آن میخورند. در این میان خبرنگار رسانه قرآنی بودن سختتر است چراکه معیار میشود قرآن، نه توان نوشتن دروغ داری و نه نگفتن حقیقت.
اگر نقد کنی، میگویند توهین به قرآن کردهای و اگر تعریف کنی وجدانت تو را میآزارد. میخواهی بیاخلاقیهای عدهای را درباره قرآن برای جامعه بازگویی، عدهای توهین و تهدید و وعده شکستن قلم میدهند. میخواهی دیگری را در راه قرآن تشویق کنی عدهای تنگ نظر سد راهت میشوند.
بعضی هم که توان جنگیدن با اراده خبرنگار را ندارند از وسیلهای بنام اتهام استفاده میکنند و عدهای دیگر خود را پشت بعضی نهادها پنهان میسازند یا آنقدر بیکارند که در فضای مجازی در ژست دلسوزانه کاری جزء تخریب و توهین ندارند اینها بیکاران عرصه خبرنگاری و البته مجری اهداف خاص برخی سیاسیون هستند.
خبرنگار آگاه و خداترس فقط از حقیقت مینویسد و میداند صندلی مدیران هر روز جایگاه کسی است و این قلم خبرنگار است که همیشه خواهد ماند، روز خبرنگار نیز بیانگر انبوهی از مشکلات و مطالبات بر زمین مانده است روزی که امیدی به خوب بودن آن نیست.
اما با وجود تمام این مشکلات و نامهربانیها، خبرنگار دلسوز همچنان از حقیقتهای تلخ و زیبا مینویسد و لنز دوربین خود را بر خنده پیرمردی دست فروش زوم میکند و تجلیل حقیقی را در لبخند مردمی میداند که گرهای از مشکلاتش باز کرده است.