به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، پیامبراسلام(ص) برای نبرد با دشمنان میخواهد از شهر خارج شود علی(ع) با خود فکر میکند که در تمام جنگها در رکاب پیامبر اسلام(ص) شمشیر زدم، در احد دفاع جانانه نمودم و در خندق ضربتی بر دشمن وارد نمودم که «افضل من عبادة الثقلین» شد و در خیبر پیامبراسلام(ص) پرچم را به من داد. آیا در این جنگ هم با پیامبر ختمی مرتبت همراه هستم یا نه؟ پس چرا پیامبر(ص) مرا دعوت نکرد؟
قلب علی(ع) پُرتلاطم است، ناگهان پیامبراسلام(ص) میفرماید: «علی باید در شهر بماند، نماز اقامه کند، به پیران و سالخوردگان رسیدگی کند و مایحتاج زنان و بچهها را فراهم کند....
فراغ پیامبر اسلام(ص) بر علی(ع) سخت است اما چه کند امر پیامبر(ص) است و اطاعت واجب است؛ اما عدهای وسوسهگر گفتند: معلوم نیست علی چه کرده که پیامبر(ص) او را با خود به غزوه نمیبرد. علی(ع) اندوهگین شد، فرمود: یا رسولالله! مرا در بین زنان و بچهها میگذارید؟ پیامبر(ص) فرمودند: «ای علی، آیا راضی نمیشوی جایگاه تو نسبت به من مانند جایگاه هارون نسبت به موسی باشد، الا اینکه بعد از من پیامبری نیست».
خداوند متعال در آیات 29 تا 32 سوره طه با این مضمون «وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي﴿29﴾ هَارُونَ أَخِي﴿30﴾ اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي﴿31﴾ وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي» میفرماید: «حضرت موسی(ع) بناست به کوه طور برود، دست به دعا بلند میکند و میگوید: بار پروردگارا، وزیری از اهل من برایم قرار بده و آن وزیر برادرم هارون باشد و با او پشتم را محکم کن و او را در کار من شریک گردان» و در آیه 142 سوره اعراف با این مضون «وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ» آمده است: «و با موسى سى شب وعده گذاشتيم و آنرا با ده شب ديگر تمام كرديم تا آنكه وقت معين پروردگارش در چهل شب به سر آمد و موسى [هنگام رفتن به كوه طور] به برادرش هارون گفت در ميان قوم من جانشينم باش و [كار آنان را] اصلاح كن و راه فسادگران را پيروى مكن».
تمام اموریکه برای موسی(ع) بود، برای هارون هم بود، حتی شراکت در امر نبوت. اما هر آنچه موسی(ع) برای هارون خواست، پیامبر اسلام(ص) نیز برای علی(ع) خواست، غیر از مقام نبوت؛ زیرا حضرت محمد(ص) خاتمالنبیین است.
در صحیح بخاری آمده است: با توجه به آیات قرآن و دو روایت مذکور هر آنچه اعماز وزارت و صدارت و شرکت در امر برای موسی نبی(ع) بود، برای امیرالمؤمنین علی(ع) هم هست؛ اما شراکت در امر، چون پیامبر اسلام(ص) خاتم پیامبران است، آنچه که مولای متقیان با پیامبر اسلام(ص) شریک است، امر امامت است، چون نبوت تمام میشود؛ اما هر قومی امامی دارد، پس علی(ع) وزیر پیامبر(ص) است، برادر پیامبر(ص) و شریک در امر امامت است.
(صحیح مسلم، باب فضائل علی بن ابی طالب، ص 1041، ذیل حدیث 2404)
علی(ع) از پیامبر است و پیامبر از علیدر صفحه 658 صحیح بخاری آمده است که: وجود مقدس امیرالمؤمنین علی(ع) در مرتبهای ار کمال است که پیامبر عظیمالشأن اسلام(ص) میفرماید: «تو از من هستی و من از تو هستم».
با توجه به این روایت که دریای معارف در آن جمع است و در واقع ناظر به حدیث منزلت است و در ذیل آیه مباهله است که در آنجا امیرمؤمنان(ع) نفسِ رسول خدا(ص) قلمداد شده است.
هنگامیکه علی(ع) از پیامبر(ص) باشد، در تمامی مراحل از پیامبر است.در غزوه تبوک اگر جانشین پیامبر در مدینه است، جان پیامبر در میان مردم است.قوام دین رسول خدا(ص)، مولیالموحدین علی بن ابیطالب(ع) است؛ لذا رباب بصیرت بدانند اینکه: «پیامبر از علی است و علی از پیامبر است» به وضوح در غزوات مختلف مشاهده میشود.
در جنگ احد و جنگ خیبر، ضربت علی(ع) در روز خندق، دفاع از جان پیامبر اسلام(ص) است و قدرت علی(ع) در جنگ بدر همه دلیل بر این مدعاست که: اگر نبود شمشیر امیرمؤمنان(ع) و ندای «لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار» معلوم نبود چه بر دین اسلام وارد میشد.
برگرفته از کتاب «اهلبیت(ع) در صحیحین» تالیف حجتالاسلام والمسلمین علیرضا هراتی مطلق