به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قزوین علی دل زنده پژوهشگر معماری برداشتی از كتاب مباني عرفاني هنر و معماري اسلامي دكتر بلخي قهي داشته که در ادامه این یادداشت را با یکدیگر میخوانیم:
ملاصدرا تجلي را ظهور مي داند و با تعابيري چون نزول، افاضه،تجلي، نفس رحماني، محبت افعالي، عليت ياد ميكند.
صدرالدين قونوي نيز تجلي را ظهور و آشكار شدن صورت هر چيز ميداند كه حقايق عيني از آن حيث كه در غيبت فرا دارند جز به آن صورت آشكار نميگردند.
منبع اصلي اين كلمه بدون هيچ شبههاي قطعاً منتسب كلام پروردگار در قرآن كريم و كلام اميرمؤمنان علي (ع) در نهج البلاغه و احاديث منتسب به امام جعفر صادق (ع) است.
از جمله آياتي كه تجلي در آن بيان شده است آيه شريفهاي است كه به دعوت موسي (ع) به كوه طور و تكلم خداوند با وحي است.
حضرت موسي از خداوند مي خواهد خود را بر او نماياند. جواب خداوند در ابتدا « لن تداني» است اما از موسي خواسته ميشود كه به كوه نگاه كند پس اگر كوه بر سرجايش ماندگار شد شايد مرا تواني ديد. پس در هنگامي كه پروردگار بر آن كوه جلوه كرد كوه متلاشي شد و موسي بيهوش افتاد و وقتي به خود آمد گفت منزهي تو، سوي تو باز ميگردم و من مؤمن نخستينام.
« فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا»
امام صادق (ع) ميگويد اين تنها مقداري محدود از نور خداوند بوده است مثل نوري كه از سوراخ سوزن عبور ميكند بنابراين تجلي خداوند امر ممكني است ولي چون در ظهور آن از بين رفتن طرف تجلي وجود دارد خداوند مانع اين تجلي ميشود.