کد خبر: 3661345
تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۶
چند قدم با خادمان و زائران حسین(ع)/

«اینجا دروازه‌های بهشت» است/ فضای سنگرها در چذابه زنده است

گروه اجتماعی: من رزمنده هستم. فضایی در سنگرها بین ما رزمنده‌ها بود که فارغ از دنیا بودیم. همیشه حسرت می‌خوردم که چطور می‌شود این فضا را در جامعه در خانواده، بین همکارها تسری دهیم، امروز در چذابه همان حال و هوا زنده شده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، روبروی یکی از مواکب ایستاده‌ایم، زنی را تماشا می‌کنم که در کنار دخترش نشسته و کفش زائران را واکس می‌کند، صدایی از پشت سر می‌شنوم که می‌گوید: «اینجا دروازه‌های بهشت» است. سرم را بر می‌گردانم، مردی وسط چند جوان ایستاده و با هم حرف می‌زنند. جلو می‌رویم و از او می‌خواهیم چند کلامی برای ما درباره این جا و جایی که به سویش می‌رود حرف بزند.

خود را عبدالفتاح اهوازیان معرفی می‌کند و می‌گوید: ما امروز صبح از تهران رسیدیم. از صبح تا به حال در شوک این خدمات‌رسانی مردم هستیم.

ماندیم کی از اینجا دل بکنیم برویم آن سمت، محبت مردم اینجا زیاد است تا این چند کیلومتر را طی کنیم و از مرز رد بشویم، خود این یک دهه طول می‌کشد. چون قدم به قدم مهر و محبت و خوبی مردم را می‌بینی.

قبلاً ما در جنگ با خوزستانی‌ها بودیم. الان همان شور و شوق و کمک مردم به جبهه‌ها و رزمنده‌ها را اینجا احساس می‌کنیم. دستشان درد نکند قدم به قدم اینجا تکریمت می‌کنند و دل‌کندن از اینجا سخت است.

من به مردم ایران توصیه می‌کنم؛ آنها که نمی‌توانند بروند کربلا، بیایند مواکب ایرانی‌ها سمت چذابه را ببینند و بشوند: «یا محول‌الحول والاحوال و حوّل حالنا الی احسن‌الحال» آدم دگرگون می‌شود.

زندگی همه‌اش بازار و کلک و سود و جریمه و دنیا و ترافیک و بیکاری نیست؛ اینجا از زنده بودن لذت می‌بری. لذت می‌بری که انسان اشرف‌المخلوقات است و از عشق حسین(ع) لذت می‌بری و دین پیامبر(ص). از این لذت می‌بری که این کشور یک ولایت فقیه دارد که توانسته است این انسجام را بین مردم ایجاد کند.

من رزمنده هستم فضایی در سنگرها بین ما رزمنده‌ها بود که فارغ از دنیا بودیم. همیشه حسرت می‌خوردم که چطور می‌شود این فضا را در جامعه در خانواده، بین همکارها تسری دهیم. اینجا بدون شرح است یعنی آن فضای برادری، برابری، عشق، گذشت، انسانیت را اینجا می‌بینیم.

می‌بینیم اینجا مردم با علاقه و گاهی به زور خدمات می‌دهند برای این خدمات در شهر پول می‌دهیم، 10 درصدش را هم به ما نمی‌دهند ولی اینجا از جان و دل مایه می‌گذارند اینجا محشر بهشتی‌ها و محبان حسین(ع) است.

به همه توصیه می‌کنم به ویژه آنها که از مردم دورند، به ویژه مسئولان، آدم‌هایی مثل من که از مردم دوریم بیایند ببینند بین مردم چه خبر است. اینجا همان سال 59 اول جنگ است؛ همان انقلاب سال 57 است همان دهه محرم و عشق و صلابت اهل‌بیتی است.

قول می‌دهم هر که بیاید اینجا یکسال این روحیات معنوی مردم از سرش نپرد؛ امام حسین(ع) یک حدیث دارد می‌فرماید: هر کس مزار مرا زیارت کند تعهد می‌دهم تا یک سال با مرگ بد از دنیا نرود. عشق حسین(ع) را باید با چشم سر ببینیم اگر مثل این مردمِ ایثارگر که با دل و جان کار می‌کنند، امام حسین(ع) را ببینیم مطمئناً عشق امام در جان ما لانه می‌کند و ما را در این مسیر حفظ می‌کند.

الفِ درس امام حسین(ع) اینجا است؛ ایثار.

من دیشب با یک کاروان 15 هزار نفری از پاکستان در راه بودم؛ 15 هزار نفر پاکستانی از بلوچستان با مجازات و کتک از مرز خود رد شدند و به عشق ابی‌عبدالله(ع) حرکت کرده‌اند آنها می‌گفتند وقتی وارد ایران شدیم بوی عشق حسین(ع) به مشاممان رسید؛ این عشق را فقط باید در این مسیر احساس کرد.

بعد از آنکه گفت‌وگوی ما با عبدالفتاح اهوازیان تمام شد، مردی دنبالمان آمد و گفت: سردار اهوازیان بود.

captcha