قرآن کریم در آیه 21 سوره روم میفرماید:«وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانه هاى او اينكه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد آرى در اين [نعمت] براى مردمى كه مى انديشند قطعا نشانههايى است». شما میدانید هر بنائی ملاط لازم دارد و نمی شود خانه ای را با سنگ و آجر و آهن تنها بنا کرد بلکه ملاط می خواهد. در بنای خانه ازدواج هم این گونه است. اگر به یاد داشته باشید روزهای اول روایتی را خواندم که پیغمبر اکرم (ص) فرموده است:
رسول اکرم(ص) میفرماید: «ما بُنِیَ بِناءُ فِی الاِسلامِ اَحَبِّ اِلی اللهِ عَزَّوَجلَّ مِنَ التَّزویجِ؛ هیچ بنائی افضل از تشکیل خانواده نیست. و ملاط این بنا محبت و رحمت است. همان گونه که اگر مصالح ساختمانی ملاط نداشته باشد ویرانه ای بیش نیست اگر در خانواده هم محبت نباشد ویرانهای بیش نیست».
دو بحث در اینجا مطرح است: یک بحث این است که چه چیزهایی این محبت خدادادی را از بین میبرد و دیگر این که چه چیزهایی محبت در خانه را زیاد میکند.
1 – تندخوئی
اول چیزی که محبت را از خانه می برد و شیشه محبت را می شکند تند خوئی است. اختلاف، تندی، پرخاشگری، شیشه محبت را زود می شکند. اگر زن در مقابل شوهر زبان دراز شد، پرخاشگر شد همان جمله اولش یک ضربه به احساس مرد می زند. اگر مرد تند خو شد همان فریاد او، تندی او، در مرتبه اول یک ضربه به محبت می زند و اگر خدای نکرده این تندخوئی از طرف هر دو ادامه پیدا کند قطعاً شیشه محبت شکسته می شود. و بالاتر بگویم محبت به نفرت مبدّل می شود. به سنگدلی و قسارت مبدّل می شود.
مخصوصاً اگر در تند خوئیها و پرخاشگریها زخم زبان باشد و العیاذ بالله کسی را به رخ او بکشند. یعنی مثلاً زن مردی را به رخ شوهرش بکشد بگویید ببین چه زندگی خوبی دارد، چه مرد خوبی است یا العباذ بالله مرد زنی را به رخ زنش بکشد بگویید ببین زن همسایه چه زن خوبی است. این جمله باندازه ای کوبندگی دارد که نه فقط محبت را از بین می برد بلکه نفرت می آورد، نه فقط رحمت و دلسوزی را از بین می برد که قساوت و سنگدلی می آورد. باید مواظب باشیم این گونه امور در زندگی ما نباشد.
2 – فحش و کتک
اگر در زبان مردی و یا زنی العیاذ بالله فحش باشد این مرد و زن شخصیت ندارند. خدا و پیغمبر خدا و ائمه طاهرین با آنها قهرند.
شخصی رفیق همیشگی امام صادق (ع) بود هرکجا امام صادق (ع) می رفت دنبال او بود. روزی امام (ع) در راه بود و او هم دنبال امام صادق(ع)، غلام این مرد عقب ماند صدایش کرد غلام نشنید مرتبه دوم صدا زد غلام نشنید و جواب نداد مرتبه سوم عصبانی شد گفت یابن الفاعله با تو هستم یعنی ولدزنا. همین که ناسزا و فحش به زبان این مرد آمد امام (ع) ایستاد و دست به پیشانی مبارک زد یعنی عزا شد سپس گفت: سبحان الله، به مادرش تهمت زنا زدی؟ من تا الان تو را آدم با ورعی می دانستم ولی الان معلوم شد که چنین نیست. گفت یا بن رسول الله مادرش مشرک است.
امام(ع) فرمود: مگر نمی دانی که هر قومی برای خودش قانون ازدواج دارد؟ دیگر حق نداری با من باشی. روای حدیث می گوید دیگر ندیدم که این مرد با امام صادق (ع) راه برود.
از این روایت چه استفاده میکنیم؟ اگر کسی به بچه اش فحش دهد و لو تقصیر داشته باشد اگر به خانمش فحش دهد ولو تقصیر داشته باشد اگر یک خانمی به شوهرش فحش دهد و لو تقصیر داشته باشد خدا از او قهر می کند. و از طرفی این فحش مجسم می شود و بصورت بدی هم مجسم می شود و رفیق او در عالم برزخ و قیامت است و در قیامت رسواست.