کد خبر: 3662954
تاریخ انتشار : ۲۲ آبان ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۲
استاد حوزه علمیه:

تفاوت فلسفه عرفان غرب با اسلام بنیادین است

گروه معارف: محقق و استاد حکمت اسلامی حوزه تفاوت میان فلسفه عرفان غربی با اسلامی را ماهیتی، بنیادین و گوهرین ذکر کرد.

به گزارش خبرگزاری بین‎‏المللی قرآن(ایکنا) از قم، حجت‎الاسلام والمسلمین کیاشمشکی ظهر امروز در نشست علمی درآمدی بر فلسفه عرفان در مدرسه عالی امام خمینی(ره) گفت: اصل چیستی فلسفه عرفان و اینکه معرفت و دریافت‎های عرفانی جنبه شناختی دارد یا خیر و یا با چه ابزاری می ‏توان دریافت های معرفتی شناختی را تبیین کرد در این عرصه باید بحث شود.
وی افزود: در عرصه چیستی فلسفه عرفان باید گفت فلسفه در غرب با فلسفه اسلامی یک تفاوت گوهرین و بسیار مهم دارد؛ به خصوص با مطرح شدن مباحثی چون اصالت وجود از سوی صدرالمتالهین تفاوت اندیشه اسلامی با غربی مشهودتر شد.
وی گفت: در اینجا باید دو فلسفه عرفان غربی و اسلامی را برابر با سنت فلسفه تعریف کنیم؛ تعریف فلسفه عرفان در مفهوم غربی قابل نگرش است زیرا لفظ فلسفه عرفان از زایش های اسمی غربی است؛ مباحث بوعلی سینا در اواخر اشارات، از جمله مباحثی است که در عرصه فلسفه عرفانی مطرح است با این نگاه که خود بوعلی سینا نیز این مباحث را با نیت فلسفه عرفان ذکر نکرده است ولی در کل این مباحث را باید در عرصه فلسفه عرفان بارشناسی کرد.
استاد فلسفه و حکمت اسلامی حوزه بیان کرد: جنس مباحثی که بوعلی مطرح می کند که تحت تاثیر فلسفه اسلامی است ولی ماهیت آن، فلسفه عرفان است؛ ماهیت مباحث بوعلی با فلاسفه عرفان غربی کاملا متفاوت است.
وی گفت: پس از بوعلی سینا بزرگانی چون سهروردی در مباحث خود به تحلیل فلسفی دریافت های عرفانی می پردازد که این مباحث در رویاهای صادقه و عوالم انبیا رخ می دهد؛ وی نیز ذیل مباحث حکمی این بحث را مطرح کرده است.
کیاشمشکی بیان کرد: ملاصدرا در شواهدالربوبیه و اسفار به مباحث فلسفه عرفان می پردازد؛ فلسفه عرفان در سنت ما ذیل مباحث مابعدالطبیعه قرار می‎گیرد و با همین الگو نیزباید به سراغ فلسفه عرفان برویم.
وی گفت: در غرب ماجرا، کاملا متفاوت است و تحولاتی که در ماهیت فلسفه رخ داده است داستان را عوض می‎کند؛ پس از کانت روح فلسفه در غرب متحول شد که به سمت معرفت شناسی رفت زیرا پیش از کانت وجودشناختی مرسوم بود.
وی افزود: رسالت فلسفه و غایت و مباحث فلسفه تحت تاثیر چرخش های متوالی در غرب قرار گرفت و به تبع ماهیت فلسفه های مضاف نیز تغییر کرد.
کیاشمشکی یادآورشد: مابعد الطبیعه در سنت ما تاملاتی در باب وجود است؛ اصولا حکمت ما بعدالطبیعه موضوع وجود به ماهو موجود را مورد بحث قرار می دهد؛ موضوع فلسفه مطالعه وجود است و علوم دیگر به مباحث ماهیت‎ها می‏‎پردازد؛ مابعدالطبیعه به وجود تعلق دارد و مرکز ثقل تمام عناصری که به مابعدالطبیعه می پردازد با وجود سروکار دارد.
وی افزود: ملاصدرا از ماهیت به عنوان اینکه وجهی از وجود وجود است بحث می‏ کند؛ ملاصدرا در خصوص جسم نیز تعریف وجودی می رسد؛ همه عناصر در فکر ملاصدرا از حیث وجودی به آن میپردازد.
استاد فلسفه و حکمت اسلامی حوزه یادآورشد: فلسفه‎های مضاف ما نیز با همین رویکرد تاملی در باب وجود هستند؛ فلسفه اخلاق رویکردی ماهیت شناسی دارد ولی فلسفه اخلاق در فلسفه اسلامی فلسفه ای وجودی است.
وی گفت: فرق بین علم و فلسفه در غرب در نوع پرسش هایی است که مربوط به ظواهر ماهیت یا وجوه تجربه پذیر ماهیت است؛ زمانی که فلسفه عرفان از روانشناسی عرفان متمایز می شود بازهم از حیث ماهیتی آن را تغییر نمی دهند.
کیاشمشکی اظهارکرد: فیلسوف با عقل و عارف با قلب و شهود به کشف وجود می پردازد؛ فیلسوف ما با شناسایی مفاهیمی خاص به بحث مرتبط به وجود می‎رسد؛ به همین دلیل باید گفت که حکمت متعالیه عرفان الوجود مفهومی است.
وی گفت: حوزه مفاهیم عقلی، حوزه حصولی است که در غرب نیز همین مفهوم مد نظر است یعنی وقتی از عقل محض سخن می گویند عقل با مفاهیمی کار می کند که عقل تجربی نیست.
وی اظهارکرد: عنصر ممیزه ما با غرب مفاهیم وجودی و ماهوی است؛ عقل محض و پیشاتجربی در غرب نیز عقل ماهوی است وبا مفاهیمی کار می کنند که می توانند عاری از وجود نیز معنی شوند.
کیاشمشکی گفت: معظل امروز فلسفه غرب واقع گرایی است که در عرصه های مختلف فلسفه های مضاف نیز آنها را درگیر کرده است؛ آنها متوجه شده اند که مطالعات و فلسفی آنها سیستم، معقول و منسجم است ولی می توان آن را فرض کرده که این سیستم واقعی نباشد.
وی گفت: همه فیزیکدانان ساختار طبیعت را که بر اساس فیزیک انیشتین و نیوتن و کوانتوم است را قبول دارند ولی بیان می کنند که ممکن است که واقعیت نداشته باشد.
این استاد فلسفه و حکمت اسلامی یادآورشد: مساله زمانی فجیع تر می شود که الهیات ناواقع گرا در غرب نیز امروزه به شدت مطرح است؛ یعنی دستگاه‎هایی از باورهای دینی وجود دارد ولی واقعی نیست.
captcha