کد خبر: 3663614
تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۷

«مشرکی در خانواده پیامبر» صرف بازخوانی تاریخ نیست

گروه فرهنگی: لفته منصوری با بیان اینکه «مشرکی در خانواده پیامبر» صرف بازخوانی تاریخ نیست، گفت: عبارت‌های زیادی در این کتاب هست که برداشتی به مثابه دانای کل از ما فی‌الضمیر اشخاص شده است، سپس همین توصیفات مبنای نتیجه‌گیری قرار گرفته است، در نتیجه این کتاب در اصل یک بازخوانی صرف نبوده است؛ یک بازسازی در تاریخ در آن اتفاق افتاده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، نشست نقد و بررسی کتاب «مشرکی در خانواده پیامبر» تالیف حسن محدثی و بیژن عبدالکریمی شامگاه گذشته 23 آبان با حضور علاقه‌مندان به حوزه کتاب در کتابخانه شهید رجایی اهواز برگزار شد.

منصور کوهی‌رستمی، سرپرست نهاد کتابخانه‌های عمومی استان خوزستان در آغاز این نشست ضمن گرامیداشت هفته کتاب و کتابخوانی، به بیان سیاست‌های کتابخانه‌های عمومی پرداخت و گفت: کتابخانه‌های عمومی استان با توجه به استانداردهای بین‌المللی و با نگاه به افق چشم انداز 1404 نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور به دنبال ارتقای شاخص‌های کمی و کیفی و اجرای برنامه های فرهنگی محتوای و کیفی در کتابخانه های عمومی خواهد بود.

وی ادامه داد: به دنبال آن هستیم که در هر کتابخانه یک بخش تخصصی راه‌اندازی کنیم و هر کتابخانه را به عنوان بخش تخصصی یک موضوع معرفی کنیم تا علاقه‌مندان موضوعات مختلف مثل فرهنگ و هنر، دفاع مقدس و ... بدانند کدام کتابخانه منابع موردنظر را در اختیار آنها قرار می‌دهد. نقد و بررسی یکی از کارهای مهمی است که کتابخانه‌ها می‌توانند انجام دهند. متأسفانه نقد و بررسی در فضای فرهنگی کشور جدی گرفته نشده است.


کوهی‌رستمی با بیان اینکه حوزه نقد و کتابخوانی پیوند عمیقی با هم دارند، گفت: کتاب‌سازی و نشر کتاب‌های بدون محتوا یکی از معضلاتی است که در پی عدم نقد جدی کتاب در کشور پدید آمده است. اگر نقد را جدی بگیریم اثرات بسیاری در حوزه کتاب خواهد داشت. نقد عالمانه نقدی است که نکات قوت و ضعف کتاب را بررسی کند این کار می‌تواند علاقه‌مندان به حوزه نقد را جلب کند ما با برگزاری جلسات نقد می‌توانیم مخاطبی را پرورش دهیم که هم از خواندن کتاب لذت می‌برد و هم نگاه نقادانه به آن دارد.

وی با بیان اینکه کتابخانه‌های عمومی باید بتوانند ذائقه مردم را تغییر دهند، گفت: تشکیل نشست‌های نقد و بررسی یک خلأ در استان است که باید برای آن برنامه‌ریزی کنیم و نقادان حرفه‌ای پرورش دهیم.

در ادامه لفته منصوری، دانش‌آموخته‌ جامعه‌شناسی سیاسی به نقد این کتاب پرداخت و گفت: «مشرکی در خانواده پیامبر» کتابی متفاوت است. این کتاب یک داستان تاریخی است که با کتاب‌هایی که تحت عنوان تاریخ اسلام خوانده‌ایم، تفاوت دارد و تفاوت آن ناشی از رویکرد دو نویسنده آن است. حسن محدثی نویسنده اصلی کتاب جامعه‌شناس است و بیژن عبدالکریمی نویسنده دوم آن یک فیلسوف. حسن محدثی به مدت دو سال این کتاب را می‌نویسد و بعد آن را به عبدالکریمی می‌سپارد که مقدمه نوزده‌ صفحه‌ای بر آن می‌نویسد و موجب می‌شود این کتاب موقعیت ممتازی پیدا کند.

منصوری در ادامه با بیان اینکه کتاب را از منظر نقد جامعه‌شناختی مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد، گفت: نقد جامعه‌شناختی به دو موضوع تأکید دارد. یک. تألیف کتاب تا چه حد متأثر از شرایط اجتماعی بوده و زمینه‌های اجتماعی آن چیست؟ و دو. کتاب موردنظر چه پیامدها و تأثیراتی بر جامعه دارد؟

وی در ادامه به طرح این پرسش که چرا دو نویسنده اصرار دارند که کلمه «مشرک» بر روی جلد کتاب قرار گیرد، گفت: منظور از مشرک، ابوالعاص داماد پیامبر(همسر زینب) است که بعدها مسلمان می‌شود؟ و اصرار نویسنده به طرح این عنوان روی جلد، به رویکرد این کتاب بازمی‌گردد.

این منتقد پس از مرور فصل‌های کتاب و بیان مختصری از داستان آن گفت: هر دو نویسنده ادعا ندارند که داستان‌نویس هستند. داستان کتاب از فصل اول آغاز می‌شود. فصل ششم این کتاب از شکوهمندترین فصول کتاب است که در آن با حالت‌ها، احساس‌ها و درگیری‌های درونی زینب دختر پیامبر آشنا می‌شویم؛ زینبی که همسرش(ابوالعاص) در جنگ بدر مقابل پیامبر قرار گرفته است. در فصل هشتم تا دهم کتاب، نویسنده تئوری اساسی خود را مطرح می‌کند و طی این فصول، رفتار کریمانه پیامبر(ص) با قلم ادبی ـ تاریخی بازگو می‌شود.

منصوری گفت: در این بخش‌ها نویسنده به مثابه دانای کل احساسات پیامبر(ص) را برای ما بازگو می‌کند. بخش زیادی از این فصل‌ها توضیح مکنونات قلبی و حالات رسول خدا(ص) یا ابوالعاص و زینب است. مثل این جمله که «پیامبر به خوبی به عشق میان زینب و ابوالعاص واقف بود.» اینجا دیگر تاریخ و نقل روایت نیست، تفسیر است. نویسنده وارد قلب پیامبر(ص)، زینب یا ابوالعاص شده و به هیچ منبعی ارجاع نمی‌دهد.

وی در ادامه گفت: این کتاب در رابطه با هدف خود گفته است به هیچ وجه هدفش این نیست که کسی را به ایمان دعوت کند. این کتاب به گفته خود در پی آن است که از طریق برجسته کردن وجوهی انسانی از یک حکایت بسیار انسانی، فقط خواهان نشان دادن این حقیقت ساده است که واقعیت‌های تاریخی با آنچه عموماً در جهان غیرمسلمان در خصوص پیامبر اسلام(ص) اندیشیده می‌‌شود، بسیار فاصله دارد. این مطالب در صفحه یازده کتاب آمده است.

این منتقد توضیح داد: مخاطبان این کتاب به گفته نویسندگان در ابتدا غیرمسلمانان هستند. گروه‌های تکفیری که با تعصب و به نام اسلام و پیامبر(ص) دست به جنایت می‌زنند. نویسندگان امیدوارند این گروه‌ها با خواندن این کتاب ببینند پیامبر(ص) با یک مشرک چگونه رفتار می‌کند. مسلمانان نیز که مخاطب دیگر کتاب هستند، تاریخ را با عینک عقاید خود می‌بینند. از این رو نویسندگان تلاش می‌کنند تاریخ را فارغ از عقیده بازخوانی کنند. مسأله کتاب این است که تاریخ اسلام بر مبنای جهت‌گیری‌های فرقه‌ای نوشته است و می‌خواهد با این تفکر مبارزه کند. رویکرد کتاب تاریخ‌شناسی و تاریخ‌نگاری انتقادی از راه فراروی از میراث مخرب فرقه فرقه شدن اسلام است و نتیجه آن را برای آرامش امروز و رهایی از جنگ‌هایی می‌داند که در نتیجه نگاه ایدئولوژیک به تاریخ به وجود آمده‌اند.

منصوری گفت: نویسندگان مسئله کتاب را خوب پرورش داده‌اند اما در ارتباط با رویکرد کتاب، نویسنده می‌گوید تاریخ سنتی از پشت  عینک ایدئولوژی به آن نگاه می‌کند. یعنی گزینشی برخورد می‌کند. به طور مثال جنگ‌های پیامبر(ص) را برجسته می‌کند و جنبه‌های رحمت را کمرنگ. اما خود نویسنده در تاریخ‌نگاری خود گزینشی عمل کرده است. پیش‌فرض نویسنده رحمانیت پیامبر(ص) است. گرچه در هیچ مطالعه‌ای علمی نمی‌توان کل پدیده‌ها را بررسی کرد اما نویسنده باید پیش‌فرض‌های خود را به مخاطب معرفی کند و بی‌طرف بودن خود را رعایت کند.


وی ادامه داد: مورخ خوب کسی نیست که توصیف‌گر حوادث باشد، پیش‌فرض‌ها و ارزش‌های یک مورخ زاویه دید اوست و مورخ از این زاویه دید است که می‌تواند به تاریخ نظر کند. تاریخ‌نگار انتقادی کسی است که به پیش‌فرض‌های خود آگاهی دارد و آنها را به مخاطب معرفی می‌کند و تا آخر به آنها وفادار است. نویسنده در این کتاب گذشته را بازآفرینی کرده و با آن دیالوگ برقرار کرده و از آن برای امروز استفاده کرده است. از این رو مورد انتقاد تاریخ سنتی قرار گرفته است.

این منتقد به نقد یافته‌های کتاب پرداخت و گفت: در کتاب «مشرکی در خانواده پیامبر» روایت‌گری و پردازش مستندات در قالب داستان انجام شده است و بنا ندارد صرفاً گزاره‌های تاریخی را ببیند، بلکه آنها را در یک مسیر منظم با رعایت توالی زمانی و توصیف‌های ادبی و تخیلی تفسیر کرده است. به همین جهت واقعه تاریخی را آن گونه که پیش‌فرض‌های علمی تاریخ‌نگاری انتقادی می‌خواهد منعطف کرده است.

منصوری ادامه داد: درون‌مایه یا مضمون کتاب،‌ ارائه تصویری از رابطه عاشقانه‌ای است که ادعا شده برداشت‌های فرقه‌گرایانه و ایدئولوژیک و تئولوژیک از تاریخ اسلام مانع انتشار و فهم و درک ما از این مضمون انسانی شده است. نویسنده پس از پررنگ کردن اغراق‌آمیز مضمون عشق در استان با چالشی مواجه می‌شود و در صفحه 131 می‌نویسد: «تاریخ به ما نمی‌گوید چرا ابوالعاص حاضر نشد به خاطر همسرش زینب که به او عشق می‌ورزد فوراً مکه را ترک کرده و در کنار همسرش زندگی کند.» نویسنده می‌گوید این این یک نکته ابهام در تاریخ است اما شاید اشکال از نویسندگان است که در عشق اغراق کرده‌اند.

این جامعه شناس گفت: فصل سیزدهم کتاب «برتر از اعتقاد» نام دارد. نویسندگان معتقدند اعمال بر اعتقاد برتری دارد. برای نویسنده عقیده ابوالعاص مهم نیست، رفتار ابوالعاص مهم است و معیار ارزیابی انسان در کتاب باورهایشان نیست بلکه اعمالشان است. همان‌قدر که نویسنده به غیر ایدئولوژیک بودن اثر تأکید کرد و متن هم بنا دارد به تحولات واقعی صدر اسلام پایبند باشد، اما به خوبی نتایجی که مخاطب باید در زندگی امروز به کار بندد، در خلال داستان بیان می‌شود. اکنون‌گرایی و تاریخ زمان حال آنقدر در این کتاب فربه شده که خوانندگان پیام‌های سیاسی و اجتماعی برای زندگی امروز خود از سطرهای کتاب دریافت می‌کنند.

وی اظهار کرد: کتاب می‌کوشد تصویری دیگرگونه از شخصیت پیامبر اسلام(ص) ارائه دهد که با معیارهای امروزی ما وفاق بیشتری داشته باشد. گرچه نویسنده در مصاحبه‌ای بیان کرده است: «ما نمی‌خواستیم اسلام صدر را تجددمالی بکنیم یعنی چیزی از آن بیرون بکشیم و آن را متجددانه نشان دهیم.» نویسنده بنا دارد حساب دین را از تاریخ دین جدا کند.

منصوری در پایان گفت: هنگامی که پای تجزیه و تحلیل جامعه‌شناختی با شیوه داستانی به یک واقعه تاریخی باز می‌شود، دانای کل در داستان ظهور یافته و بر ساخته‌های قلم، تخیل او موضوع داستان را پیش می‌راند. عبارت‌های زیادی در کتاب هست که برداشتی به مثابه دانای کل از ما فی‌الضمیر اشخاص شده است به ویژه در جایی که مکنونات قلبی پیامبر(ص) و زینب دخترش را بیان می‌کند. سپس همین توصیفات مبنای نتیجه‌گیری قرار گرفته است. در نتیجه این کتاب در اصل یک بازخوانی صرف نبوده است؛ یک بازسازی در تاریخ در آن اتفاق افتاده است. نویسندگان مشرکی در خانواده پیامبر دست به یک بازآفرینی در تاریخ اسلام زدند.

 iqnakhouzestan@

captcha