به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) تسنیم نوشت: به برکت استقرار جمهوری اسلامی به جای طواغیت، امور قرآنی در ایران رونق یافته و از جمله مسابقات قرآنی متعددی با رویکردهای عمومی و درون سازمانی و حتی صنفی و قشری در کشور برگزار میشود.
اما وقتی به حضور هرساله تعدادی مشخص و تقریبا غیر متغیر از قاریان و حافظان قرآن کشور در مسابقات متعدد مینگرم که گفته میشود تعداد آنها به بیش از 70 مسابقه میرسد و هزینهای در حدود 300 میلیارد در سال دارد، اولین مسئلهای که برایم مطرح میشود این است که توانمندی قاریان و حافظان قرآن کشور که در هر مسابقه با صدم نمرهها از یکدیگر متمایز میشوند در چند مسابقه در سال باید به اثبات برسد؟
آخرین دست از این مسابقات که اکنون در حال برگزاری است مرحله نهایی جشنواره ملی دانشجویان و دانشگاهیان است که اغلب قاریان و حافظان راهیافته به فینال آن عنوانداران مسابقات ملی و بینالمللی سازمان اوقاف و امور خیریه هستند.
البته مسابقات دانشجویی در این یادداشت موضوعیت ندارد بلکه نمونه و بهانهای برای طرح این سؤال است که «آیا واقعا اگر افرادی یک بار در مسابقهای ملی یا بینالمللی رتبه ممتازی را آورده باشند، حضور آنها در مسابقات مکرر، آن هم در حالی که رقیبانشان اکثرا افراد تکراری و یا به مراتب ضعیفتر از خودشان هستند، توجیهی دارد؟»
و از آن مهمتر، کسانی که سالهاست حضور تکراری افراد معدود و مشخصی را در مسابقات گوناگون قرآنی میبینند و میدانند که سال آینده هم اغلب همین افراد در اکثر این مسابقات شرکت میکنند، چگونه به خود اجازه میدهند که بارها این مسابقات را برای عدهای مشخص برگزار و پولهای بیتالمال را هزینه بیلان کاری خودشان بکنند؟
نگارنده بارها از زبان همین کسانی که این مسابقات را برگزار میکنند شنیده است که «برگزار کردن مسابقه، آسانترین فعالیت قرآنی است» چرا که تمام لوازم آن از داور، مسابقهدهنده و سالن برگزاری گرفته تا پول و اتوبوسهایی که تماشاچی به سالن مسابقات بیاورند به وفور در کشور یافت میشوند. و اما برگزاری یک مسابقه قرآن فقط نیاز به ساماندهی و مدیریت دارد که البته آن را به ندرت میتوان یافت. بماند که داوری و اجرای این مسابقات هم حداقل برای مدتی توسط افراد خاصی قرق میشود.
در پاسخ به این مسائل، آنچه که بر اساس مشاهدات مییابم این است که برگزار کردن مسابقه برای عدهای و شرکت کردن در آن برای عدهای دیگر تبدیل به شغل و نشان موفقیت شده است.
این شغل برای عدهای که کار خود را در دادن مسابقه و یا برگزار کردن آن به خوبی انجام میدهند آوردههای خوبی از قبیل عناوین قاری و حافظ بینالمللی و ممتاز، مدیر موفق و خادمالقرآن و جایزه و تقدیر دارد و برای عدهای دیگر که به صدم نمرهها از رقبای خود جاماندهاند چیزی جز استرس، سرخوردگی، تکرار هر ساله یک مسابقه و دویدن از این مسابقه آن مسابقه ندارد.
از بسیاری از دوستان قاری و حافظ قرآن خود شنیده و گاه دیدهام که ایام مسابقه برای دستیافتن به عناوین ملی و بینالمللی پر استرسترین ایام برای خود و خانوادههایشان است، تا جایی که این فضای پر استرس را اصلیترین عامل ناکامی خود میدانند.
برگزاری چهلمین دوره مسابقات سراسری قرآن در ارومیه و حواشی آن که پررنگتر از هرسال بود، منجر به گفتوگوها و حتی تشکیل پویشی برای ایجاد تغییراتی در مسابقات شده است و از طرفی نیز ستاد عالی هماهنگی مسابقات قرآن کریم نیز اقدام به تهیه «سند جامع برگزاری مسابقات قرآن کریم» کرده است که امیدواریم تمام این اقدامات منجر به ساماندهی اوضاع مسابقات قرآن کشور شود.
اما واقعا به نظر میرسد که کشور ما در هریک از سطوح ملی و بینالمللی نیاز به بیش از یک مسابقه ندارد و تمام افراد از دانشگاهی، نظامی، فرهنگی، کارگر، روحانی، ورزشکار، بینا و نابینا و... با قید تفکیک سنی و جنسیتی میتوانند همگی در یک مسابقه فراگیر ملی و بینالمللی شرکت کنند.
نکته حائز اهمیت در این خصوص این است که مراحل قبل از مسابقات فراگیر ملی نباید مسابقات ملی درون سازمانی یا درون صنفی و در نهایت تلاش برای سهمیهگیری برای مسابقات اوقاف باشد، چرا که حائزان این سهمیهها هم کسانی به غیر از همان مسابقهدهندگان تکراری مسابقات گوناگون نیستند که قصد دارند از این روزنه برای حضور در مسابقات کشوری اوقاف بدون طی مراحل مقدماتی آن که به مراتب مشکلتر از مسابقات سازمانی یا صنفی خودشان است بهره ببرند.
آنچه که باید جایگزین مسابقات اقماری منتهی به مسابقات سازمان اوقاف شود، آموزش و سپس سنجش دقیق هنرها و معارف قرآنی است، کاری که برخلاف برگزاری مسابقه سخت و زمانبر است، اما میتواند با راهی کردن چهرههای جدید به هر دوره از مسابقات، نمایی واقعیتر را از فعالیتهای قرآنی کشور ترسیم کند.