گروه اجتماعی: انسانهایی که دل بزرگی دارند فقط میتوانند اعضای بدن عزیزان خود را اهداء کنند تا در سایه بخشش و بزرگواری آنها 27 هزار بیماری که در صف اهدای عضو هستند بتوانند دوباره به زندگی باز گردند.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از آذربایجانشرقی، این انسانهای بزرگ با این کار و بخشش خود و با تصمیم بههنگام و ارزشمند در سخت ترین لحظات زندگی اشکها را به لبخند تبدیل کرده و جانی دوباره به همنوع خود میبخشند.
پدر و مادر افشین ارحمی نیز از جمله همان افراد سخاوت مندی هستند که در همان لحظات اولیه وقتی شنیدند پسرشان دچار مرگ مغزی شده است بدون از دست دادن وقت زیر برگه اهدای عضو را امضاء کردند.
آنها برای این که با رفتن افشین نام و خاطرش از یادها نرود اعضای بدن او را اهدا کردند تا بیماران چشم انتظار از رنج بیماری خلاص شوند.
مادر افشین در گفتوگو با خبرنگار ایکنا از پسرش می گوید که افشین 23 ساله و دانشجوی رشته کامپیوتر بود.
او از عصر نخستین روز ماه مبارک رمضان سال 91 حرف میزند که افشین به دلائل نامعلوم در خانه دچار سردرد شده و ناخودآگاه در جلوی روشویی حمام نقش بر زمین میشود.
بلافاصله او را به بیمارستان میرسانند بعد از معاینات تخصصی و انجام آزمایشهای لازم تیم تخصصی بیمارستان سکته مغزی را برای افشین اعلام میکنند و بعد از نیم ساعت میگویند متاسفانه فرزند شما دچار مرگ مغزی شده است و علاجی ندارد. و من با خود می اندیشم واژهها چه حقیرند برای بیان یک احساس، احساسی که پدر و مادر افشین در لحظهای که تیم پزشکی اعلام میکند متاسفانه فرزند شما دچار مرگ مغزی شده است و من نمیتوانم احساس آن لحظه پدر و مادر افشین را در قالب کلمات بر زبان بیاورم.
پنج سال پیش پدر و مادر افشین اعضای بدن فرزندشان افشین را به چهار بیمار نیازمند اهدا کردند و هم اکنون قلب افشین در سینه «معصومه ضیائی» یک بانوی میانسال بوکانی میتپد و دو کلیه افشین به «الهه حقیقتنژاد» و «علیاکبر مردانی» در شیراز اهدا شده و کبد وی نیز به «پرستو کتابی» دختر 13 سالهای در شهرستان هریس در آن زمان پیوند زده شده است.
پدر افشین با دلی مطمئن و سرشار از اطمینان خاطر میگوید: افشین من همیشه زنده است چرا که قلبش دارد میتپد و کلیههایش 2 نفر را به زندگی برگردانده است و کبد پسرم نیز به پرستو پیوند زده شده است پس من چگونه بگویم پسرم زنده نیست.
وی گفت: وقتی مرگ مغزی فرزندم قطعی شد و دکترها از بازگشت مجدد وی قطع امید کردند بدون این که در بیمارستان از تیم پزشکی یا پرستاری فردی به ما پیشنهاد بدهد که میتوانید اعضای او را اهداء کنید ما خودمان به تیم پزشکی پیشنهاد کردیم که اعضای بدن فرزندمان را به بیماران نیازمند اهداء میکنیم.
پدر افشین که خود رزمنده سالهای عشق و حماسه و هشت سال دفاع مقدس است و شاهد به شهادت رسیدن بسیاری از همرزمان خود است، میگوید: جوانان ما در هشت سال دفاع مقدس با خون خود ایثار کردند و حالا اهداء کنندگان عضو نیز در زمره همان شهیدان هستند که با اهدای اعضای بدن خود بسیاری از بیماران را از مرگ حتمی نجات می دهند.
وی با اشاره به این که 27 هزار بیمار در کل کشور در صف انتظار برای دریافت عضو هستند خاطرنشان کرد: هموطنان عزیز در صورتی که با مرگ مغزی اعضای خانواده خود مواجه شدند برای رضای خدا به این کار خداپسندانه و خوب اقدام کنند تا به این صورت یاد و نام فرزندانشان هیچگاه فراموش نشود.
مادر افشین نیز میگوید: تمام هموطنان ما باید بر روی فرهنگسازی اهدای عضو تلاش کنند تا اعضای بدن افراد مرگ مغزی شده به راحتی در خاک دفن نشود.
وی افزود: تمام افتخار ما این است که چهار بیمار طی پنج سالی که پیوند زده شدهاند سرحال و خیلی خوب زندگی میکنند و ما با همه این خانواده به صورت تلفنی ارتباط داریم و حتی به صورت خانوادگی نیز در رفت و آمد هستیم.
آن سوی قصه ما دختری است 18 ساله به نام پرستو که دچار بیماری کبدی شده مبتلا شدنش به بیماری سیروز کبدی دیگر طاقت او را بریده بود و او به همراه مادرش راهی شیراز شده بودند تا با توکل بر خدا عمل پیوند انجام گیرد.
وقتی از مادر پرستو در مورد علت بیماری دخترش میپرسم خاطرات تلخ آن روزها در ذهنش مجسم شده و تعریف میکند: هفت سال قبل بود و ما در یکی از روزهای ماه مبارک رمضان در تدارک مهمانی این ماه عزیز بودیم، ناگهان پرستو دچار سردرد و حالت تهوع شد آن روز حال خوشی نداشت، صبح فردا او را به دکتر بردم، دکتر برایش آزمایش نوشت با دیدن جواب آزمایش تشخیص اولیه پزشکان این بود که کبد دخترم کم کار شده است و باید بستری شود، بعد از بستری گفتند دچار بیماری هپاتیت شده و بعد از 15 روز اعلام کردند به بیماری سیروز کبدی مبتلا شده است.
کتابی افزود: پرستو یک سال تمام تحت نظر پزشکان بود و پس از آن پزشک معالجش گفت باید برای پیوند به بیمارستان نمازی شیراز بروی و هر چه زودتر باید اقدام کنید.
چشم انتظاری مادر و پرستو برای پیوند پنج ماه طول کشید و آنها طی این مدت در مسافرخانهای در شیراز اقامت داشتند.
مادر پرستو میگوید: طی این مدت تیم پزشکی شیراز با هر فردی که مرگ مغزی شده و کبد وی جهت پیوند به شیراز ارسال شده بود از پرستو آزمایش میگرفتند ولی جواب هیچکدام از آنها مثبت نبود به طوری که پرستو برای عمل پیوند 10 بار به اتاق عمل رفت ولی هیچکدام از آنها جواب نداد.
و سرانجام خواست خداوند این بود اکیپی که کبد افشین را از تبریز راهی شیراز کرده بودند تا به یک بیمار پیوند زده شود نصیب پرستو میشود و همان لحظه انجام آزمایشات مجدد و باز هم رفتن به اتاق عمل، اما این بار دیگر جواب آزمایشها مثبت بود و عمل پیوند کبد با موفقیت انجام میگیرد.
مادر پرستو اضافه می کند: بعد از این که عمل پیوند انجام شد به توصیه دکتر، پرستو هفت ماه مداوم تحت مراقبتهای ویژه بود و بعد از هفت ماه نیز به مدت دو سال او را با هواپیما به شیراز میبردم و تحت نظر دکتر بود.
وی با اشاره به اینکه برای بسیاری از اهالی روستا و شهرستان ما قابل باور نبود که با عمل پیوند میتوان به بیماران نیازمند زندگی بخشید، ادامه داد: اهدای کبد افشین به پرستو و بهبودی حال دخترم سبب فرهنگسازی در این منطقه شده است به گونهای که یکی دیگر از خانوادهها در شهرکلوانق شهرستان هریس نیز وقتی فرزندش دچار مرگ مغزی شده بود اعضای بدن فرزندش را اهدا کرده است.
پرستو همیشه وجود افشین را در کنار خود حس میکند و تاکنون یک بار بر سر مزار افشین آمده است، با او حرف زده، درد دل کرده، اشک ریخته و از تمام دلتنگیهایش با سخن گفته است و البته روح افشین همه آنها را نظارهگر بوده و همان شب نیز در خواب به مادرش سفارش کرده است مبادا بگذارید پرستو احساس دلتنگی کرده و اذیت شده و برنجد.
طبق اظهارات کتایون نجفی زاده، رئیس شبکه فراهمآوری اعضاء پیوندی وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی در همایش پیوند اعضاء در تبریز ، 27 هزار بیمار در سراسر کشور در صف انتظار دریافت عضوهستند و متاسفانه 90 درصد افرادی که در لیست انتظار هستند به دلیل فراهم نشدن عضو پیوندی فوت میکنند.
روزانه 7 تا 11 نفر از هموطنان ما به دلیل کمبود اهداءکننده جان خود را از دست میدهند.
در کشور ما سالانه 5 تا 8 هزار نفر دچار مرگ مغزی میشوند که از این تعداد سالانه اعضاء 2 هزار و 500 تا 4 هزار نفر قابل اهدا ا ست اما متاسفانه 700 نفر راضی به اهداء عضو میشوند.
فرد مرگ مغزی شده با اهدای ارگانها و نسوج خود میتواند یک تا هشت نفر را از مرگ نجات دهد و همچنین میتواند از معلولیت یک تا 53 نفر جلوگیری کند.
گزارش از معصومه درخشان