آیا میشود روزی فرا برسد که ما از قرآن این کتاب بزرگ الهی در امور کلی و جزئی زندگی خویش بهره بگیریم.در بازار و پاساژ، آیات مربوط به خرید و فروش حلال و آیاتی که ربا را مذمت کرده است و آیاتی که دعوت به قرض دادن به برادران مسلمان میکند، تلاوت شود.در مدارس و آموزشگاهها آیاتی درباره مقام علم و وظیفه علما و عالم با عمل است، قرائت گردد.در محلهها و اجتماعات از آیات مربوط به دوری از غیبت و سوءظن و مسخره کردن دیگران تلاوت شود.در بین جوانان از آیات مربوط به دوری از فحشاء و منکرات گفتوگو شود.در محفلها آیاتی که درباره معجزات پیامبران و آیاتی که مربوط به معاد است، قرائت گردد.در خانهها و کاشانهها، با آیات الهی چنان انس ایجاد گردد که بهجای صرف اوقات در کنار فیلمهای بیمحتوا و مضر و سرگرمیهای بیفایده، در مورد آیات مختلف قرآنکریم سخن به میان بیاید و ....
بیگمان قرآن همان قانون همگانی و کاملی است که از هیچ سو، باطل در آن راه ندارد.پس شایسته همه زمانها و مکانهاست و اگر مسلمانان چنان که باید، بدان چنگ زنند، دوباره سیادت گذشته خویش را بازخواهند یافت.
در کتاب سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی(ره) آمده است: «امام خمینی(ره) هر روز در ماه رمضان 10 جزء قرآن میخواند یعنی در هر سه روز، یک دور قرآن میخواندند، در ماه رمضان برادران خوشحال بودند که دو دور قرآن خواندهاند، ولی بعد میفهمیدند که امام 10 یا یازده بار قرآن خواندهاند» در مورد اهمیت و عظمت قرآن همین بس که انیشتن نیز در رابطه با این کتاب آسمانی گفته است: «قرآن کتاب جبر یا هندسه یا حساب نیست بلکه مجموعه قوانینی است که بشر را به راه راست هدایت میکند.راهی که بزرگترین فلاسفه دنیا از تعریف و تعیین آن عاجز هستند».
شیخ عبدالکریم حائری یزدی، استاد امام خمینی(ره) فرموده است: «رسول خدا(ص) برای ما دو چیز را به ودیعه گذاشت: قرآن و اهلبیت(ع).اما اهل تسنن، قرآن را گرفتند و اهلبیت(ع) را رها کردند ما هم اهلبیت(ع) را گرفتیم و قرآن را رها کردیم».
«آیتالله محمدی گلپایگانی از آیتالله بهجت مبنی بر عدم اختصاص توسل به قرآن در شبهای قدر، نقل کرده است قرآن بر سر گرفتن و توسل به این کتاب عزیز، در همه زمانها و مکانها باید مورد توجه ما باشد.اگر تمسک به قرآن مجید در کنار توسل به ائمه قرار بگیرد، نیرویی دو چندان به مؤمنان میبخشد».
در صفحه 46 جلد چهارم کتاب سرگذشتهای تلخ و شیرین قرآن آمده است: «شیخ غلامرضا نیشابوری نقل میکند که در سال 1329 به مکه مشرف شدم.در هنگام برگشت، سوار کشتی بودم.جریان جالبی را دیدم که نشان از احترام فوقالعاده بعضی از اهل سنت به قران کریم حکایت میکرد. از احترام فوقالعاده بعضی از اهل سنت به قرآنکریم حکایت میکرد.یکیاز محترمین اهل سنت با عدهای از هم کیشانش در کشتی بودند خودم مشاهده کردم که هر زمان آن مرد محترم میخواست قرآن تلاوت کند، قرآن را در دست میگرفت و به مردم دستور میداد که بهجهت احترام قرآن، هیچکس بالاتر از آن قرار نگیرد! در این موقع کسانیکه در احترام قرآن، هیچ کس بالاتر از آن قرار نگیرد! در این موقع کسانیکه در مکان بالاتری قرار داشتند، پایین میآمدند و با خضوع در محلی که همسطح و یا پایینتر از قرآن بود مینشستند و به تلاوت آن فرد گوش میدادند وقتی تلاوت پایان مییافت همه به جای خود بازمیگشتند!».
باید توجه داشت که کلام خدا انسانهای زیادی را تکان داده و زیر و رو نموده است از جمله اینکه روایت است که: «عربی به مسجد آمد و از پیامبر درخواست کرد به او قرآن یاد دهد حضرت به یکی از مسلمانان فرمود که او را گوشه مسجد ببرد و آیاتی را به او بیاموزد.او هم مرد عرب را به کناری برد و شروع به آموختن سوره «زلزال» به او نمود.وقتی به آیات «فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره» عرب پرسید: واقعاً خدا از تمام اعمال خوب و بد انسان خبردارد و آنها را در قیامت به بندهاش نشان میدهد؟ گفت: آری.عرب گفت: فهیمیدم.سپس خداحافظی کرد و رفت.مسلمان نزد پیامبر رفت و داستان عرب را به حضرت گفت.حضرت فرمود: این مرد دانشمند برگشت».
اولیا خدا و قرآن
عبدالله بن مسعود میگوید: روزی پیامبر اکرم(ص) از من خواست آیاتی را برایش تلاوت کنم، گفتم: یا رسولالله برای شما قرآن بخوانم در حالیکه قرآن بر شما نازل شده است.پیامبر فرمود: دوست دارم از زبان تو بشنوم.من هم آیاتی را خواندم که ناگاه اشکهای پیامبر سرازیر شد.
«امام حسن(ع) وقتی به آیات بهشت و جهنم میرسید، اشک از چشمانش میآمد»و امام رضا(ع) هر سه روز یک ختم قرآن میکرد و میفرمود: اگر بخواهم میتوانم در کمتر از سه روز هم ختم نمایم ولی من هیچ آیهای را نمیخوانم الا اینکه درباره آن فکر میکنم که برای چه و در چه محلی فرو فرستاده شده است.اکثر شبها را احیا میداشت و هر شب نماز جعفر طیار را میخواند و اکثر روزها روزه بود.در بستر که دراز میکشید صدای قرائت قرآن حضرتش به گوش میرسید.وقتی در تلاوت قرآن به آیهای میرسید که در آن ذکر بهشت یا جهنم شده بود، گریه میکرد و از خدا بهشت را میطلبید و از جهنم به خدا پناه میبرد.وقتی یک عبا به دعبل خزایی هدیه داد، فرمود: در این عبا هزار شب، شبی هزار رکعت نماز خواندهام و در این عبا هزار ختم قران کردهام».
یکیاز صفات بارز آیتالله بروجردی، احترام به قران بود.گاه کتابی را مطالعه میکرد، به آیهای میرسید که نویسنده در نوشتهاش به آن استشهاد کرده بود، در این هنگام، یعنی در وقت خواندن آیه، لحنش عوض میشد.مانند این بود که در مشهد و عالم دیگری بود.روزی از طرف یکیاز سران کشورهای عربی، هیأتی خدمتشان رسیده بودند و قرآنی را بهعنوان هدیه تقدیم ایشان کردند.در هنگام تقدیم قرآن، آن مرحوم با کهولت سن و حال خاصی که داشتند، ایستادند و قرآن را تحویل گرفتند.سپس نشستند و پیش از آنکه با اعضای هیئت سخنی بگویند، قرآن شریف را گشودند و با صدای بلند، آیاتی را تلاوت فرمودند و قرآن را در جای مناسبی گذاشتند سپس تعارفات معمولی را با مهمانان انجام دادند.
یادداشت: حجتالاسلام والسلمین محمدتقی صرفیپور