چند وقتی است فروشگاههای زنجیرهای به هدف گروهی از رسانهها تبدیل شده و به بهانههای مختلف چون تخفیفها و حراجهای غیرواقعی، موضوعاتی مطرح میشود که با واقعیت فاصله بعیدی دارد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) جهان اقتصاد نوشت: فروشگاههای زنجیرهای در ایران قدمت بیش از نیم قرن دارند، چنانکه اولین فروشگاه زنجیرهای در سال ۱۳۴۰ تأسیس شد.
در سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس به دلیل شرایط ویژهای که بر بازار کشور حاکم بود، فروشگاههای زنجیرهای اندکی با مأموریتهای اصلی خود فاصله گرفتند و در سالهای ابتدایی دهه ۷۰، به تدریج شرایط تغییر کرد.
در سالهای میانی دهه ۸۰، فروشگاههای زنجیرهای برای افزایش سهم از بازار، برنامههای اصلاحی و توسعهای را در دستور کار قرار دادند و با آغاز دهه ۹۰ و تولد فروشگاههای زنجیرهای جدید، فروشگاههای زنجیره بیش از پیش مورد توجه مصرفکنندگان قرارگرفتند.
بهرغم افزایش فروشگاههای زنجیرهای و تعدد شعب آنها و همچنین تلاش برای حرکت در مسیر دستیابی به استانداردهای جهانی این گروه از فعالان بازار خردهفروشی، اما همچنان در مقابل دیگر واحدهای صنفی سهم ایشان از بازار ناچیز است و خوشبینترین کارشناسان سهمی ۱۰ درصدی برای فروشگاههای زنجیرهای قائل هستند.
اگرچه قریب به اتفاق کارشناسان و صاحبنظران حضور و فعالیت فروشگاههای زنجیرهای در بازار خردهفروشی کشور را اجتناب ناپذیر میدانند، اما متاسفانه برخی فعالان صنفی و همچنین رسانهها در مقاومتی غیرمنطقی، به دنبال متوقف کردن و یا حداقل ممانعت از توسعه این بخش از اقتصاد کشور هستند.
آنچه مسلم است، فعالان صنفی به دلیل منافع شخصی و نهایتا صنفی در برابر فروشگاههای زنجیرهای مقاومت میکنند، اما اینکه چرا برخی رسانهها تخریب غیرمنطقی را پیش گرفتهاند، جای سؤال دارد؛ سؤالی که اولین پاسخ آن را میتوان در نگاه سرمایهستیزی و تخریب سرمایهداران جستجو کرد، میراث نامبارکی که یادگار سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب است که بهرغم مخالفت بزرگان انقلاب و نظام، گروهی با این دیدگاه به اقتصاد کشور آسیبهای جدی و جبران ناپذیری زدند.
متاسفانه باید اذعان داشت که همچنان این تفکر در اذهان درصد کمی از جمعیت کشور وجود دارد و تأسفبارتر اینکه گروهی از اهالی قلم و رسانه، همچنان حامی و مروج این نوع دیدگاه هستند.
در خصوص اهمیت فروشگاههای زنیجرهای، مباحث و مسائل زیادی مطرح شده و گفتن دوباره از آنها برای افرادی که نمیخواهند با واقعیت روبرو شده و حقیقت را بپذیرند، تکرار مکرارت بوده و شاید اثری نداشتهباشد.
اما شاید اشاره با اتفاقی که بازار تهران روز گذشته با آن روبرو شد، بتواند مستندی برای تبیین اهمیت حضور و فعالیت فروشگاههای زنجیرهای در بازار کشور باشد.
در شرایطی که کشور با دوره خشکسالی روبرو است و بارش برف مانند آنچه از شنبه شب در پایتخت باریدن گرفت به آرزویی بزرگ تبدیل شدهبود، بالاخره آسمان دست از لجاجت و ابرها دست از خساست برداشته و رحمت الهی باریدن گرفت و کیفیت و کمیت آن به اندازهای بود که رفت و آمد نه فقط در اتوبانها و معابر شهری که در بزرگراهها و جادههای خارج شهر مختل شد تا جاییکه بسیاری از شرکتها که واحدهای تولیدی آنها در خارج از شهر است، نتوانستند محصولات خود را به فروشگاهها برسانند.
این اتفاق موجب شد تا برخی از واحدهای صنفی عرضه کننده محصولات غذایی و خوراکی و اقلام مصرفی یا به طور کلی اقلام سوپرمارکتی نتوانندف تولیداتشان را به واحدهای صنفی برسانند.
آنچه مسلم است بارش برف در تهران طولانی نبوده و براساس پیشبینیها تا ظهر امروز (دوشنبه ۹ بهمن) متوقف خواهدشد و مشکل تأمین کالا مرتفع خواهد شد، اما فرض را بر این بگیریم که اگر بارش برف بیش از این بود و اختلال در مسیرهای مواصلاتی ادامه مییافت، چه اتفاقی در کلانشهری چون تهرانی رخ میداد.
در چنین شرایطی، حضور و فعالیت فروشگاههای زنجیرهای به دلیل در اختیار داشتن شبکه زنجیره سرد، در کمترین زمان ممکن نیاز کالایی شهروندان را تأمین و محصولات مورد نیاز را به شبکه توزیع تزریق کنند.
در واقع فروشگاههای زنجیرهای به دلیل داشتن وجود شبکه زنجیره سرد و همچنین انبارهای دپو کالا که به صورت شبانه روزی در حال فعالیت هستند، این امکان را دارند تا برای ۲ الی ۴ روز کالای مورد نیاز را تأمین کنند.
در تجربیات جهانی،در مواردی که به دلیل وقوع حوادث طبیعی مانند زلزله و بارندگیهای طولانی مدت و وقوع سیل و یا هر اتفاق دیگر که موجب تخریب یا مسدود شدن جادهها و مختل شدن رفت و آمد شده، فروشگاههای زنجیرهای با تأمین نیازهای کالایی شهروندان، از تشدید تبعات منفی و عواقب ناخوشایند حوادث جلوگیری کردهاند.
علاوه بر این مورد نادر، باید پذیرفت که امروز حضور و فعالیت فروشگاههای زنجیرهای در اقتصاد بازار، امری اجتناب ناپذیر است و حضور ایشان به تأمین مستمر و مداوم کالا، تعدیل قیمتها و تغییر الگوهای رفتاری مصرفکنندگان کمک میکند.
نباید فراموش کنیم که تا چند سال پیش از این بسیاری از خانوادهها در تبعیت از رفتارهایی که از گذشته به ارث رسیده عادت به خرید عمده کالا داشتند و بعضا مصرف یک سال یک کالا را یکجا خریداری و در خانه نگهداری میکردند که اینگونه رفتارها خصوصا با زندگی آپارتمان نشینی امروزی مغایرت دارد و بیشک فعالیت فروشگاههای زنجیرهای که در هر زمان از روز امکان تأمین و خریداری سبد کامل کالا را فراهم میکند به تغییر چنین رفتارهایی کمک میکند.
همچنین فروشگاههای زنجیرهای در شکستن اقتدار آنچه که از آن به مافیای بازار تعبیر میشد و بعضا انحصار یک یا چند محصول را در اختیار داشت، کمک بزرگی کردند، اتفاقی که تا چند سال پیش اقتصاد کشور گرفتار آن بود و در مقاطعی کالایی در بازار نایاب میشد تا افزایش قیمت آن توجیه شود و در نهایت اینکه فروشگاههای زنجیرهای با ایجاد فضای رقابتی شرایطی را فراهم کردهاند که در کیفیت کالا و خدمات و همچنین قیمت، مصرفکنندگان در اولویت قراردارند و شاید این گزینه مهمترین عاملی باشد که گروهی حضور ایشان در اقتصاد بازار را تحمل نمیکنند.