به گزارش ایکنا از لرستان، قاسم میرزایی از شهدای لرستان در بیستم اردیبهشتماه سال 45 در یكیاز خانوادههای زحمتكش شهرستان بروجرد متولد شد. خانوادهای در انتظار رسیدن مسافری بهاری بود تا محیط خانه آنان را جلوهای سبز دهد. در همان شب غنچه وجود قاسم میرزایی شكوفا شد و در دامن پُرمهر مادر و آغوش گرم پدر دوران طفولیت را آغاز كرد.
با گامهای مصمم و كودكانه خود راه دبستان را پیش گرفت و دوره راهنمایی را نیز با موفقیت به پایان رساند و با گرفتن مدرک اول دبیرستان از ادامه تحصیل منصرف شد.
زمانیكه با انقلاب آشنا شد برای حفاظت از دستاوردهای آن به پایگاه مقاومت بسیج در محله پیوست و در برگزاری مراسم دعا همكاری میكرد. قاسم با پوشیدن لباس مقدس سپاه پاسداران به دفاع از مرزهای كشور پرداخت.
در 25 خردادماه سال 65 در مریوان در اصابت تركش به قلبش روح ملكوتی او در میان شعلههای آتش به پرواز درآمد و بعد از سه سال پیكر پاكش را به زادگاهش آوردند و در بهشت شهدای بروجرد به خاک سپردند.
یادداشتهایی از شهید میرزایی
هیچ قطرهای د رمقیاس حقیقت و در نزد خدا از قطره خونی كه دراه خدا ریخته شود بهتر نیست.خدایا شهادت در راه خودت را نصیب من گردان كه شیرینترین مرگهاست.خدایا تو شاهدی كه من چیزی عزیزتر ازجانم ندارم كه فدای اسلام و قرآن بكنم. خدایا شكر میكنم كه توانستم راه شهیدان را ادامه دهم و به محبوبم بپیوندم.خداوندا از تو میخواهم كه مرگم را در رختخوابم قرار ندهی بلكه مرگی را نصیبم كنی كه درآن افتخار است یعنی كشته شدن در راه هدفم اسلام.
ای زندگان زمین برای ما مردگان شهیدان اشک نریزید كه ما زنده و جاویدیم بلكه برای خود گریه كنید. معبود و معشوق من تو را سجده كه مرا خریدن براستی تو را سجده كه مرا خریدی.شهادت شربت گوارایی است كه شهید با نوشیدن آن عطش قلبش آرام میگیرد.
پدرم آیا ازاینكه از وجود پُرثمرت یک شهید پرورش یافته و در مكتب الهی بیرون آمده است افتخار نمیكنی؟برادرم تو اسلحه خونین مرا از زمین بردار و تا پیروزی نهایی راهم را ادامه بده.زمانیكه جسدم بر دوش شماست اگر با چشم دل بنگرید چشمم بهسوی كربلاست.
خوشا به سعادت كسیكه درراه الله و برای الله و بهخاطر الله شهید شود.از كانال شهادت است كه راه حسین(ع) تداوم مییابد.اگر مردن و خاكی هست خدایا آن كشته شدن در راه تو باشد.آیا این رسم انسانیت است كه ما بمانیم و یاران بهسوی لقاءالله بروند مگر ما لیاقت آنرا نداریم.
ای معبود، ای معشوق، حجابهایم را بد، قفسهایم را بشكن، زنجیرهایم را پاره كن تا بهسوی تو پر كشم.
بهطور یقین درك كردهام كه شهادت تصادفی نیست بلكه لیاقت و سعادتی است بزرگ.شهادت نزدیكترین و سریعترین راه تقرب به خدا است.شما را توصیه میكنم كه به حبلالله بپیوندید كه امروز امام امت حبلالله استمعلمان عزیز بیشتر زحمت بكشند و دانشآموزان را به راه راست هدایت كنند.
یک پاسدار باید الگو باشد چراكه او نمونه اسلام است. برادران مسلمان باید این انقلاب به دست امام زمان داده شود و این احتیاج به هوشیاری دارد.
ولایت فقیه دنباله رسالت انبیا ست و باید حفظ بماند و همیشه در خط آن باقی ماند و ازآن منحرف نشود. انقلابیكه با خون هزاران شهید برپا شد هیچوقت رو به انحطاط نخواهد رفت.مگر من جانم از بندگان مخلص خدا چون مطهریها و بهشتیها ارزشمندتر است.جهاد اكبر مبارزه با نفس است كه امیدوارم به این مهم نائل شوید و به آرامش برسید.
كاروان عاشقان كربلا درحركت است از كاروان عقب نمانید مرگ میرسد چه بخواهی چه نخواهی حسین زمانتان خمینی را تنها نگذارید زیرا او سفیر حضرت مهدی است.
وصیتنامه شهید قاسم میرزایی
این وصیتنامه را هنگامیكه از صحت كامل برخوردار هستم بر روی كاغذ میآورم با اینكه همیشه میدانستم كه لیاقت فیض عظیم شهادت نصیبم نخواهد شد ولی همیشه حس میكردم كه اگر وصیتنامه ننویسم گناهی مرتكب شدهام خصوصاً هنگامیكه وصایای شهدا عزیز را میبینم فكر میكنم وای بر من كه چگونه در آخرت جواب این خونها را باید بدهم لذا بدین وسیله وصیتنامه خود را در مورد خانواده و برادران و آشنایان مینویسم. با توجه به اینكه ازاوایل انقلاب در مسیر انقلاب اسلامی حركت نموده و اكثر اوقاتم درهمین راه مقدس بوده است، به همین خاطر نسبت به خانوادهام رسیدگی نكردهام بهخصوص پدر و مادرم و از همین وضع همیشه احساس ناراحتی داشته و دارم و هیچوقت نتوانستم خود را قانع كنم كه هدف مقدس اسلام و مسئولیت سنگین خون شهدا كه بر گردن ماست رها كنم، بدین وسیله از پدر و مادرم عذر خواسته و طلب بخشش دارم، از حقی كه بر گردن من دا شتهاند و نتوانستم این حق را ادا كنم ولی خانوادهام بدانند كه هرگز از ذهن من خارج نشدهاند و فكر نكنند كه نسبت به آنها بیتفاوت بودهام ولی پاسخ خون شهدا سنگینتر بوده است.
مادر عزیزم از تو میخواهم دیگر فرزندانت را خوب تربیت كرده كه انشاءالله دلسوزانقلاب واسلام باشند.
از كلیه برادران و خواهران كه مرا میشناسند درخواست دارم كه برای من از خدا طلب بخشش كنند شاید بهخاطر حرمت دعای مؤمنین خداوند از تقصیراتم بگذرد.
احساس میكنم بار گناهانم و خطاها بر دوشم سنگینی میكند بهخصوص دعای كسانیكه به جبهه میروند كه دعای آنها مستجاب میشود از كسانیكه در جزئیات زندگی من بوده و با من برخورد داشتهاند میخواهم برادرانیكه از من بدی دیدهاند درگذرند.
برادران عزیزتر از جانم داداش محسن و داداش پرویز از شما میخواهم كه برادر كوچک خودتان را حلال كنید و حق برادری كه همانا زیارت و شفاعت است بر من ادا كنید و درآخرت نیز مرا شفاعت كنید و اگر كسی را سراغ دارید كه از من بد دیده یا ناراحتی دیده از شما میخواهم كه نزدش بروید و ازاو رضایت بگیرید. دیگر اینكه مقاومت را فراموش نكنید كه خداوند بار سنگین انقلاب اسلامی را بر دوش شما است مسلمان گذاشته و ما را درآزمایشی عظیم قرار داده است این راه شهیدان است كه با خون سرخشان بر دیوار ایران نوشتهاند.دیگر آنكه كلمات روح خدا رهبر عزیز را كه همانا خط او خط رسول خداست دقت كرده و تا آخرین نفس او را لبیک گویید وجود امام امروز برای ما معیار است راه او راه سعادت است و انحراف از راهش خسران دنیا و آخرت است.بازهم ازاینكه نتوانستم برای خانوادهام بهطور كلی مثبت باشم از همه پوزش و طلب آمرزش میكنم.
انتهای پیام