
حجتالاسلام والمسلمین منصور کیانی، مدرس حوزه علمیه دزفول در گفتوگو با ایکنا از خوزستان، ضمن تسلیت سالروز شهادت امام موسی کاظم(ع) گفت: امام موسی کاظم(ع) در 25 رجب سال 183 ه.ق به شهادت رسیدند؛ اما نحوه شهادت ایشان با شهادت دیگر ائمه یک فرقی دارد و آن این است که ایشان در قعر و سجون و تاریکی زندانها به شهادت رسیدند.
وی اظهار کرد: یک سؤالی که درباره نحوه شهادت ایشان قابل تأمل و دقت است این است که یک خلیفه مقتدری مثل هارونالرشید که مقتدرترین خلفای عباسی بود و در اوج اقتدار نظامی و سیاسی و اقتصادی بود، چرا از امام موسی کاظم(ع) اینقدر میترسد که مجبور است او را مدتی در بصره زندانی کند و بعد او را نزد خود آورده و در بغداد زندانی سازد؟
کیانی گفت: مورخان این پرسشها را مطرح کرده و گفتهاند آیا امام موسی کاظم(ع) قصد قیام و براندازی داشته است؟ آیا نعوذبالله جرم و جنایتی مرتکب شده است؟ پاسخ به این سؤال برای ما یک درس و عبرت است و کم و بیش برای ما میتواند عملیاتی هم شود. سؤال این است که چرا هارونالرشید با آن اقتدار کمنظیر از مردی مانند امام موسی کاظم(ع) که توانایی مالی و جسمی ندارد و از امکان نظامی برخوردار نیست باید بترسد و او را زندانی کند؟ چرا هارون اصرار دارد امام را زندانی کند و بغض و نفرت مؤمنان را برای خود بخرد؟ آیا این از بیسیاستی هارون است یا سیاست اوست؟
وجود ایمان و تقوای متراکم در وجود امام موسی کاظم(ع)هارون را میترساند
این مدرس حوزه ادامه داد: به ظاهر این کار خلاف سیاست و زرنگی در حکومتداری است؛ بالاخره حکومتداری یک نظم و نسقی دارد. اما حقیقت این است که هارون مجبور است که این کار را بکند. یکی از عواملی که هارونالرشید امام را زندانی کرد به دلیل وجود ایمان و تقوای متراکمی است که در وجود امام موسی کاظم(ع) بود؛ چراکه این تقوا جذب کننده است، مردم را به دور خود جمع میکند و او را مورد محبت و احترام بیش از حد مردم قرار میدهد.
این محقق دینی با بیان اینکه «فاقد شی از واجد آن میترسد»، توضیح داد: کسی که ایمان و تقوای ضعیفی دارد از انسان مؤمن با تقوی میترسد. همه امکانات در اختیار هارون بود؛ اما یک قدرت معنوی فوقالعادهای در وجود امام هست که هارون الرشید فاقد آن است.
وی در ادامه درباره حقیقی یا اعتباری بودن ایمان و تقوی گفت: گفت آیا واقعاً ایمان و تقوا یک چیز حقیقی است یا اینها اعتباری است؟ آیا تقوی وجود دارند یا ساخته ذهن انسان هستند؟ در حقیت اینها امور وجودی هستند؛ گرچه ممکن است قابل دیدن و لمس با دست نباشند.
کیانی تصریح کرد: در امور اعتباری مثل ریاست همین که فرد از مقام ریاست برکنار شود، دیگر فرمان او سببساز و تأثیرگذار نیست و پس از آن مانند یک فرد عادی میشود. چه چیزی به فرمان او در زمان ریاست تأثیر میدهد؟ این عامل همان اعتبار است. برخلاف این امور ظاهری، امور حقیقی مثل شجاعت و علم و اوصاف روحانی چنین نیستند؛ مثلا اگر عالمی علم حقیقی داشته باشد در هر مرتبهای هم باشد باز همان علم را دارد. دیدن قدرت روح به چشم بینا نیاز ندارد؛ ای بسا روح قوی در جسم ضعیف. پس جسم تأثیری بر روح ندارد؛ اما روح قوی بر جسم تأثیر دارد.
اگر تقوا در وجود انسان متراکم شد بر تکوین هم غلبه پیدا میکند
این مدرس حوزه علمیه گفت: اوصاف روحانی چون عین واقعی هستند، بر جسم انسان تأثیر میگذارند، هر چه وجود این صفات متراکمتر باشد، تأثیر آنها بیشتر است. اگر تقوا در وجود انسان متراکم شد بر تکوین هم غلبه پیدا میکند. برخلاف چیزهای اعتباری، ایمان و تقوا حقیقتاً وجود هستند؛ ناپیدایی تقوا در ظاهر دلیل عدم آن نیست.
این محقق دینی گفت: هارون در جسم نحیف حضرت موسی کاظم(ع) چیزی میبیند که دیگران نمیبینند و در چند ملاقاتی که امام موسی کاظم(ع) با وی داشتند، نشانههای خضوع و خشوع و حتی تملق هارون را در برابر امام مشاهده میکنیم. آن چیزی که حضرت دارد، قدرت معنوی بسیج کردن مردم است که با وجود آنکه جسمش نحیف است و مال و منال ظاهری ندارد؛ اما چیزی دارد که پادشاهان از امثال او میترسند. این همان وجود متراکم تقواست که اگر جنبشی بکند دریا را متلاطم میکند.
وی افزود: مولوی در شعری میگوید: «هر که ترسید از حق و تقوا گزید/ترسد از وی جن و انس و هر که دید» در دوران معاصر هم شخصیتی مثل سید حسن مدرس، پیرمردی هفتاد و چند ساله که در زندانی در خواف که هزاران کیلومتر از تهران دور است، زندانی میشود؛ اما رضاخان به اصطلاح مقتدر از او میترسد. او طوری است که اگر آیت الله مدرس را نکشد، احساس میکند او را خواهد کشت.
هارون چرا بر کشتن امام موسی کاظم(ع) اصرار دارد؟
کیانی گفت: امام موسی کاظم(ع) با جسمی نحیف در قعر تاریکی زندانها روز را از شب تشخیص نمیداد، هارون چرا اصرار بر کشتن او دارد؟ پاسخ این است که هر کس تقوا داشته باشد، توان و قدرت معنوی داشته باشد، فاقد آن قدرت، از او میترسد. فاقد ایمان و معنویت از واجد تقوا و معنویت هراس دارد. هرچه تقوا بیشتر باشد وجود او بیشتر است و دشمن از او بیشتر میترسد. این است که گاهی خداوند یک نفر را قدر یک امت معرفی میکند، خداوند در قرآن میفرماید:«إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً». پیامبر(ص) میفرماید: «ان المؤمن وحده جماعه» یک مؤمن به تنهایی قدر یک لشکر است.
امام موسی کاظم(ع) در زندانهای تودرتوی هارون خود به تنهایی یک لشکر است
مدرس حوزه علمیه دزفول بیان کرد: حضرت امام موسی کاظم(ع) در زندانهای تودرتوی هارون خود به تنهایی یک لشکر است که میتواند همه لشکریان هارون را منفعل میکند. برای همین است که هارون او را به شهادت میرساند. حضرت واجد یک قدرت معنوی است؛ قدرت معنوی مثل نوری است که هم خودش را ابراز میکند و هم به دیگران نور میبخشد، از این رو هارون این قدرت را در امام موسی کاظم(ع) میبیند و اصرار دارد او را زندانی کند و سپس به شهادت برساند.
انتهای پیام