
به گزارش کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ، انسانهای بزرگ رنج میکشند، درد میکشند ولی درد و رنجشان را فریاد نمیکشند و به آرامی به نجواهای عاشقانه با معبود گوش میسپارند و تنشان را در سفری معنوی از درد و رنجهای زمینی رها میکنند. جانبازان بزرگوار از این قسم هستند. سالها رنج و سختی را با جان و دل خریدهاند و دم نزدهاند به راستی جانبازان شهیدان راه عشقند.
زندگی جانبازان پر از حرفهای ناگفته است. اینکه در عنف جوانی پرتحرک و پرجنب و جوش در اوج سلامت و سرزندگی ناگهان قطع نخاع میشوند و از آن به بعد روی یک تخته بدون تحرک بخوابد خیلی سخت و دردآور خواهد بود. مادران این عزیزان هر وقت پسرشان را می بینند، اشک از دیدگانشان جاری میشد و دلتنگ روزهای سلامت دردانه هایشان میشوند.
در مصاحبه ای با اکثر جانبازان عزیز درباره ناراحتی از جانبازی و سختیهایی که در این سالها کشیده اند چنین میگویند «اصلاً ناراحت نیستیم. ما در راه هدف مقدسمان به این درجه الهی نایل آمدیم، چرا باید ناراحت باشیم؟».
انسان در همصحبتی و معاشرت با آنها درس بزرگی میآموزد و از مسائل کوچک روزمره دور میشود. جانبازان مثل کوه محکم و پرغرور هیچگاه از راهی که پیمودهاند پشیمان نشدهاند و همواره با عزت و بزرگی از روزهای جهاد و جانبازی یاد میکنند. سخنانشان مایه مباهات و غرور همه است و انسان از این همه بصیرت و بزرگمنشی مسرور میشود و به خود میبالد.این جانبازان سرمایههای ارزشمندی هستند که به آرامی و در میان شلوغیهای زندگی روزمره از میانمان پرمیکشند و ما گاهی فراموش میکنیم چه جواهراتی را از دست میدهیم.
سینه این جانبازان گنجینه هزاران حرف ناگفته و خاطره است و کاش ما که آسایش امروزمان را مدیون این عزیزان هستیم، بتوانیم در میان شلوغیها جایی برای دیدار با این جانبازان بگذاریم.
هیچ چیز بیشتر از فراموش شدن، جانبازان را ناراحت و آزرده نمیکند، کمی بخود بیاییم.
فرهاد زمانی
انتهای پیام