کد خبر: 3734145
تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۴

خدایی که همین نزدیکیست

گروه اجتماعی- جوانی کجایی که یادت بخیر؛ جمله‌ای که همیشه از سالخوردگان و افراد مسن شنیده‌ایم. نسلی که با وجود نبود هیچ امکانات و تجملاتی دلتنگ جوانی می‌شوند. برایم سؤال است که آیا جوانان این زمانه در آینده و به وقت پیری دلتنگ جوانی خود می‌شوند یا نه ؟ آیا جوانی در عصر ما ارزش دلتنگی دارد؟ مگر در زمان قدیم با نبود هیچ امکاناتی چه مسائلی وجود داشت که انسان را وادار به دلتنگی کند؟

خدایی که همین نزدیکیست

به گزارش ایکنا از کردستان، مجتبی عبدالملکی، یکی از کارشناسان دینی تبلیغات اسلامی در یادداشتی به بررسی اهمیت فرامین الهی پرداخته است که در ادامه می‌آید:
به عقیده‌ من عصری که مملو از تجمل‌گرایی و وفور امکانات (البته به لطف پیشرفت‌های علمی)، اما عاری از آسایش و رفاه فکری است حتی ارزش ثبت و مرور خاطرات را نیز ندارد چه برسد به دلتنگی.
فقیر به دنبال لقمه نان و همیشه درگیر آسیب‌های اجتماعی - غنی همیشه در اضطراب امنیت جانی و مالی. مسئول همیشه در معرض اتهام و ناسزا - مامور همیشه معذور . همه با افکاری دغدغه‌مند و ذهنی نا آرام درگیر تامین منافع و مایحتاج و کسی به فکر دیگری نیست. به راستی چرا؟
سوال دیگرم از خود این است که ملجا و پناهگاه کجاست؟ مامن کجاست؟ از این همه همّ و غمّ به که پناه برم؟ به هر طرف رو می‌گردانم محنت و جور، فقر و فحشا، تبعیض و بی‌عدالتی، غصه‌های بی‌التیام، اعتیاد و طلاق، بی‌حجابی و بدحجابی‌، رذائل اخلاقی دامنگیر جامعه، به حدی این منکرات در جوامع رخنه کرده و ملموس است که هر لحظه باید آمادگی رویارویی با یکی از این معضلات را داشت. فردی عاری از این معضلات یا نیست یا اگر هست در حیطه‌ی ما نیست. مشکل کجاست؟
چرا در جامعه‌ای اسلامی که به ادعای مبلغان اسلام دینی است که حرف قشنگ برای گفتن زیاد دارد، جامعه‌ای زیبا برای مردمش ترسیم نکرده است؟ پس با این اوصاف در جامعه‌ای که اسلام هست چرا هیچ مسلمانی نیست؟
در افکار پریشانم غرق تفکرم‌؛ چه باید کرد؟ مامن کجاست؟ کور سویی از امید در دلم جرقه می‌زند. هان به خاطر آوردم، شاید برای شما نیز پیش آمده باشد در زمان گرفتاری و بلا که هیچ امیدی به هیچ موجود زمینی ندارید خود به خود از موجودی ماورای عالم مدد می‌جویید. در ذهن و قلبتان تمسک به کسی می‌جویید که نمی‌شناسید نه به چشم دیده‌اید و نه صدایش شنیده‌اید. آری، از خدایی که همین نزدیکیست (وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد)، استعانت می‌جویید. در وقت گرفتاری خدایی برای استعانت دارید اما به وقت اجرای فرامینش از او رو می‌گردانید. نسبت به فرامینش بی‌توجهید. البته نگران نباشید، این امری طبیعی‌ است. این خصلت انسان است انسانی که ریشه‌اش از نسیان است باید هم مدام فراموش کند. این گذشت زمان نیست که الطاف خداوند را از ذهن بندگان می‌برد. این خطرات شیطان است. شیطان و نفس اماره به گونه‌ای منکرات را در نظرتان زیبا جلوه می‌دهند که در اندک زمانی محو این زیبایی شده و خدا را رها می‌کنید. در اصل خود را رها می‌کنید خدا نیازی به هیچکس ندارد.
باورم این است که اگر فرامین الهی در زمین به درستی اجرا شود ، اگر مسلمانان به اسلام رو بیاورند، اگر مومنین به ایمانشان عامل شوند هیچ ظلم و جوری روا نخواهد شد. تبعیض و بی‌عدالتی برچیده خواهد شد. منکرات منفور و مطرود، و معروفات مجذوب و مطاع خواهد شد. هیچ مسئولی متهم و هیچ ماموری معذور نخواهد بود. جامعه هدفمند به سمت کمال و اعتلای انسانیت خواهد بود. غنی از فقیر دستگیر و فقر ریشه کن خواهد شد. اعتدال و توازن در جامعه برقرار و آسیب های دامنگیر کنونی از بیخ و بُن نابود خواهد شد. بنیان خانواده تقویت و طلاق به تفکری قبیح تبدیل خواهد شد. صله ارحام برقرار و روابط پایدار خواهد شد.
آنگاه می‌توان با طیب نفس و آرامش خیال از لحظه لحظه ی زندگی لذت برد و دلتنگ ثانیه ثانیه گذر عمر شد و جامعه‌ای آرمانی داشت و با این جامعه منتظر برقرار کننده عدالت و مجری احکام الهی بود که او قطعا خواهد آمد.
انتهای پیام

captcha