سرانه روبهکاهش مطالعه را این روزها دردی فزایندهتر تهدید میکند؛ قالبی از کتاب که چون جنس تزئینی در منازل مینشیند تا موجب فخر صاحبان آنان و تظاهر به فرهیختگی و کتابخوانی شود. 
به گزارش ایکنا، ایرنا نوشت: سالهاست اوضاع کتابخوانی کشور حال و هوای خوبی ندارد و از کم شدن کتابخوانها تا بحرانهای عدیده این عرصه در نشر و قیمتهای در نوسان و غیره دغدغههایی را برای فرهنگدوستان همراه آورده است.
مشکلات حوزه کتابخوانی و در حد انتظار نبودن رغبت به سمت مطالعه بهرغم تنوع موضوعات یار مهربان دانا را این روزها معضل دیگری تشدید میکند.
آدمهای کتابخوان و فرهیختهنمایی که ابهت این مخزن اسرار و معلم بیزبان درس زندگی را در حد دکوراسیون تزئینی منازل تنزل میدهند و برای اجناس متنوع این عرصه با استقبال بیمنطق خود بازارآفرینی میکنند.
اگر به گذشتههای دور سفر کنیم که نه اینترنتی برای دسترسی آسان به کتابها وجود داشت و نه حتی صنعت چاپی که نسخههای بسیاری از یک کتاب را در دسترس عموم قرار دهد، فرصت داشتن و خواندن کتاب به تعداد انگشت شماری میرسید که تکنسخهای در دست داشتند و شاید رونوشتی فقط از آن موجود بود.
کتاب کم بود اما باارزش و در زندگی با انسانهایی که قدر برگ برگ نوشتههای حاصل از دانش و تجربیات فرهیخته خالقی به نام نویسنده را میشناختند، کتاب در حال و روز خوشی نه از نظر کمّی، شاید که از نظر شکوه و بزرگی و ابهت به سر میبرد، خواندن دلیل دانایی و دانایی نشانه خواندن بود.
بزرگان بسیاری خواندن را آشنایی با دنیای دیگر و به دست آوردن تجربه بدون زندگی کردن در یک موقعیت خاص میدانند، به همین دلیل کتاب خواندن منشا علم محسوب میشود و آنها که کتاب بیشتری میخوانند فرصت زندگی کردن را به چندین فرصت بدل میکنند و درک بهتری از انسانیت، فرهنگ و زندگی دارند.
هر چه در تاریخ پیش آمدهایم رسالت ورقههایی که در یک شیرازه با نام کتاب در دست ما قرار میگیرند را فراموش کردیم و گویی تنها این تفکر گسترش یافت: هر که دیوارهای خانهاش از کتاب سرازیرتر باشد، فیلسوف و دانشمند و عالم نام میگیرد.
خوشبینانهترین سرانه مطالعه کشور امروز کمتر از پنج دقیقه و این رقم نیز در حال کاهش است. سرانه مطالعه رو به کاهش در کشور بافضای تجملاتی که امروز بسیاری افرادی مدعی فرهیختگی و خریدار وسائل تزئینی مختلف با شکل و شمائل کتاب و قیمت های چندبرابری کتاب، همخوانی ندارد.
امروز از ناگوارهای سرانه مطالعه و دانش و خواندن کتاب که بگذریم به آغاز فصلی جدیدی در تاریخ در کتاب داشتن و نه کتاب خواندن میرسیم؛ به نام کتاب دکوری. کشوها و قفسههایی که تنها شیرازهای از کتاب دارند بدون داشتن یک ورق یا حتی خطی نوشته شده در آن تا کتابهایی حقیقی که با رنگ و لعابی زیبا برای گوشهها و دیوارها یا کتابخانههای خانه استفاده می شوند.
این نوع دکورها طوری مخاطب پیدا کرده که در کسری از زمان کمیاب میشوند تا باردیگر بارهای جدید با طرحهایی نو از گمرک کشور خارج شوند.
این روزها حتی نیازی نیست برای تهیه این کتابهای دکوری در شهر مسافت طولانی را پیادهروی کنید و به سراغ کتابفروشی یا لوازم دکوری بروید بلکه گشت و گذاری کوتاه در صفحات فروش اینترنتی وسایل، از معتبر و غیرمعتبر کافی است تا بتوانید به این بستههای کتاب دست یابید.
بستههایی که در قالب آن 10 کتاب قطور با قیمت 240 هزار تومان عرضه میشود که حتی عکسهای کتاب هم نشان از مصرفی بودن آن دارد و نه افزایش و ترغیب به کتابخوانی.
البته نباید از این موضوع گذشت که این کتابهای دکوری به لحاظ زیباییشناسی بسیار جذاب و چشمنواز هستند، هر کسی را به سوی خود جلب میکنند و البته بیشتر آنهایی که به داشتن کتاب علاقه بیشتری دارند تا خواندن آن.
نکته مهم دیگر در این بسته و کتابهای دکوری این است که به دلیل وارداتی بودن آنها، دکورها جلدی از کتابهای خارجی اصیل و غیر اصیل پوشیدهاند و اثری از معرفی کتابهای ایرانی در آنها دیده نمیشود.
انگار دور شدن از کتابخوانی و استفاده ابزاری از کتاب برای رسیدن به اهداف درست و غلط از همان فیلمهایی که اسلحه یا وسایل ممنوعه و غیرمجاز را در میان کتابها پنهان میکردند شیوع پیدا کرده و استفاده تزئینی را به اصطلاح مد کردهاند تا به هدفی دیگر که افزایش نادانی عمومی است دست یابند؛ اما نباید فراموش کنیم کتابخانه پوششی زیبا و از سوی دیگر امن برای پنهان کردن اشیای ارزشمند و حتی ویترین علم و فرهنگ نیست؛ بلکه جایگاهی است برای ارتقای فرهنگ خواننده آن.
کاش در فصل بعدی تاریخ ایران زمین به جای توجه به زیباییشناسی همچنان به شاعر شیرازی ایران توجه کنیم و معیار علم انسانها را بر پایه کتابخانه پربار و خالی از علم ندانیم بلکه گفتار را ارزش علم آدمهایی که با آنها معاشرت میکنیم قرار دهیم.
و باز کاش مشتریان فرهیختهنمایی که متاسفانه به رواج این بازار کمک می کنند، می دانستند تعداد کتابهای یک خانه اهمیتی ندارد بلکه زمانی که اظهار نظری میکنند همگان متوجه میشوند تا چه میزان از آن کتابها را در دل و مغز خود جای دادهاند، یا تمثال کتاب بر در و دیوار خانه و تبدیل کتاب به جنس لوکس، قالب فریبنده بی پشتوانهای است که هردم ممکن است فروبریزد؛ پس شایسته تر آنکه ذهن و مغز به گوهر ناب محتوای کتاب آراسته شود.