کد خبر: 3824171
تاریخ انتشار : ۱۲ تير ۱۳۹۸ - ۱۲:۴۸

میرزاده عشقی؛ شاعری ناتمام، اما شهیدی تمام بود

گروه اجتماعی ــ مدرس دانشگاه سمنان با بیان اینکه میرزاده عشقی، شاعری ناتمام، اما شهیدی تمام بود، گفت: بدون کمترین تردید، میهن‌پرستی بارزترین ویژگی شخصیتی عشقی است زیرا وی شیفته ایران ‌باستان‌ و شکوه و عظمت روزگاران کهن ایران است.

میرزاده عشقی؛ شاعری ناتمام، اما شهیدی تمام بود

سید‌حسین طباطبایی، مدرس دانشگاه سمنان در گفت‌وگو با ایکنا از سمنان به‌مناسبت سالروزشهادت میرزاده عشقی شاعر و روزنامه‌نگار دوران مشروطه اظهار کرد: اگر سخن کسانی را که نهضت مشروطه را تاثیرگذارترین عامل جنبش اجتماعی و تبدیل ایران از یک کشور استبدادزده سنتی به یک ملت مترقی و روشن‌بین می‌دانند، بپذیریم، به ناچار پذیرفته‌ایم که در این دگردیسی اجتماعی و تحولات بنیادین در حوزه‌های دینی، سیاسی، ادبی و ... ، روشنفکران و اصحاب جراید نقشی بس فعال داشته‌اند.
وی ادامه داد: در طلیعه نهضت مشروطه، نقش روشنگرانه نویسندگان، مترجمان، شاعران و روزنامه‌نگاران در تنویر افکار عمومی و بسیج توده‌ها بسیار بارز و سودمند بوده و به همین دلیل گاه و بیگاه تیغ استبداد از نیام بر آمده و اصحاب قلم را روانه زندان، تبعید و گورستان کرده است.
طباطبایی با اشاره به اینکه سیدمحمدرضا کردستانی مشهور به میرزاده عشقی در یک چنین فضایی نفس می‌کشید، یادآور شد: این جوان حساس و غیور با سر پرشور و روحیه حساس، با انتشار روزنامه‌هایی همچون‌ «نامه عشقی»، «نوروزی‌نامه» و «قرن بیستم» نقشه‌های شوم استعماری انگلیس و خیانت و بی مسئولیتی وزرا و وکلا را بر ملا می‌ساخت.
این پژوهشگر علوم دینی متذکر شد: بدون کمترین تردید، میهن‌پرستی بارزترین ویژگی شخصیتی عشقی است زیرا وی شیفته ایران ‌باستان و شکوه و عظمت روزگاران کهن ایران است و عظمتی که برای شاعر، حسرت‌آلود و نوستالژیک است و رُخ‌تاب آن در «اپرای رستاخیز شهریاران ایران» مشهود است.
به گفته وی، اگر شاعری را تنها شور و قریحه بدانیم، بی شک عشقی شاعری تواناست و اگر مسئولیت و نقش اجتماعی را به آن بیفزاییم، در هنر شاعری و انجام رسالت اجتماعی وی کمترین تردیدی نخواهد ماند زیرا شعر عشقی تابلو مصور مسائل سیاسی روزگار وی است.
 مدرس دانشگاه سمنان با اشاره به اینکه عشقی آشکارا از نابسامانی اوضاع، فقر و جهل عوام، ظلم و جور حاکمان، سیاست خارجی، شیطنت انگلیس و غیره فریاد بر می‌آورد، یادآور شد: گرچه عشقی با آثار کلاسیک ادب فارسی آشنایی عمیق ندارد، اما به سبب آشنایی با ادبیات فرانسه، هوادار نوگرایی و تجدد ادبی و در این راه تلاش‌هایی کرده است که در این راستا اشعار نوگرا و نوآیین میرزاده از پنج شعر فراتر نیست و با این توصیف، ادعای خود وی مبنی بر پیشگامی در انقلاب ادبی در ایران، شایسته تامل و تردید جدی است.
طباطبایی عشقی را فریادگر نام‌آشنای مشروطیت دانست و افزود: امتزاج دو خصلت آنارشیزم و آرمان‌خواهی در اندیشه عشقی منجر به سرایش اشعاری انقلابی و براندازانه شد به‌گونه‌ای که وی در مقاله «عید خون» پیشنهاد می‌کند هر سال پنج روز به نام عید خون نامگذاری شود و زنان به عوض مهریه، از شوهرشان ریختن خون پلید و خائنی را طلب کنند زیرا اصولاً مشروطه از نگاه عشقی، انقلابی ناتمام و شکست خورده است که باید با جنبشی خونین، آن را با شور و حرارتی تازه زندگی بخشید.
وی جنبه‌های رمانتیک شعر عشقی را نسبتاً قوی برشمرد و بیان کرد: طبیعت، تنهایی، سخن گفتن از فضاهای موهوم و مبهم و بالاخره بیان اندوه که از خصوصیات اصلی ادبیات رمانتیک است، در شعر عشقی چشم نواز است و این امر بسا که درپیوسته با دوستی و همنشینی شاعر با نیما یوشیج بوده باشد.
به اعتقاد طباطبایی عشقی، نخستین فردی بود که به شیوه شعر نیمایی توجه نشان داد و شعر «افسانه» که سرآغاز انقلاب شعر نو فارسی است، اندکی پیش از «ایده‌آل مرد دهگانی» عشقی سروده شد. همچنان که «افسانه» با سیر در طبیعت، به عاشق و شاعر و شعر راه می یابد و از این راه دریچه‌ای به روی جهان می‌گشاید.
وی با تأکید بر اینکه صراحت گفتار و پرهیز از چاپلوسی رایج در آن روزگار، جوهر نوشته‌های نثر و نظم عشقی است، بیان کرد: گرچه ملک‌الشعرا بهار نثر عشقی را از نظم وی قوی‌تر و تاثیرگذارتر دانسته، و با وجود اینکه در شعر وی واژگان غیرادبی و عامیانه دیده می‌شود، اما نقش بی‌مانند شعر وی در آگاهی‌بخشی به توده‌ها و اطلاع‌رسانی از مسائل پشت پرده سیاست، انکارناپذیر است که بر همین اساس گاه نیز زبان به طنز و حتی هزل گشوده و تمامی وزرا و نخست وزیر و حتی شخص رضاشاه را هجو گفته، اما با این حال وقتی به مرحوم مـدرس می‌رسد، با احتیاط به هجو الاغ وی اکتفا می‌کند.
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه استبداد تاریخی و ریشه‌دار، وجود این آزادی‌خواه را تاب تحمل نیاورد و به ضرب تیر عوامل رضاخانی به شهادت رسید، گفت: مرد دلیری که به گفته خودش‌ «گرسنه چون شیر و برهنه چون شمشیر» بود، در بامداد دوازدهم تیر 1303 شمسی، خون نوشید و لباس کفن پوشید و خاموشی گزید.

انتهای پیام

captcha