کد خبر: 3833008
تاریخ انتشار : ۱۵ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۳:۲۶

خاستگاه قرآنی اشعار حافظ، مولانا و خیام در «ره رفتنی طرزی دگر»

خاستگاه قرآنی اشعار حافظ، مولانا و خیام در «ره رفتنی طرزی دگر» مجموعه شش‌جلدی «ره رفتنی طرزی دگر» که به خاستگاه قرآنی اشعار حافظ، مولانا و خیام نیشابوری می‌پردازد، با حضور نویسنده و ناقدین معرفی و رونمایی شد.

خاستگاه قرآنی اشعار حافظ، مولانا و خیام در «ره رفتنی طرزی دگر»
به گزارش ایکنا به نقل از ایرنا،رئیسی در ابتدای سخنان خود در معرفی کتاب گفت: پژوهش با فرضیه آغاز می شود و در طی مراحل پژوهش فرضیه مورد بررسی قرار گرفته، اثبات یا رد می شود. در کتاب من دو فرضیه وجود داشت فرضیه هایی که به دنبال پیدا کردن معنای اشعار عرفانی و عبور از معنای ظاهری عبارات آنها بودند. اولین فرضیه وجود خاستگاه قرآنی اشعار و دوم رمزگشایی واژه‌ها بود.

وی افزود: گاهی نشانه‌های اشعار آنقدر قوی است که همه واژه ها به صراحت به ارجاع قرآنی هدایت می کنند. مرحله بعد از یافتن خاستگاه قرآنی رمزگشایی است. در اینجا ما به تفسیر شاعر از آیه و آیات مربوطه می‌رسیم، اگر در این راه به تفسیر قرآنی برسیم نشان می‌دهد راه را درست آمده‌ایم.

نویسنده کتاب «ره رفتنی طرزی دگر» ادامه داد: حافظ شیرازی و مولانا تصریح می‌کنند که از قرآن تاثیر پذیرفته اند. حافظ می‌گوید: «چو من ماهی کلک آرم به تحریر/ تو از نون و القلم می‌پُرس تفسیر»/ مولانا نیز می گوید: «من بنده قرآنم اگر جان دارم/ من خاک در محمد مختارم».

رئیسی ادامه داد: روش اشاره شده در کتاب را با یک مثال دنبال می کنم. واژه زهد در آیه ۲۰ سوره یوسف آمده است. زاهد در این آیه به برادران خودبین و خام یوسف اشاره دارد. زاهد در اینجا عاقلی است که هنوز به مقام عشق نرسیده است. زاهد در این آیه قرآنی کسانی هستند که یوسف را می‌فروشند. به مقتضای آیه ۲۱، خریداران یوسف نیز جزو این دسته از زاهدین به شمار می آیند. زاهد با این مشخصات در اشعار حافظ و مولوی به قوت حاضر است. حافظ می‌گوید: «زاهد غرور داشت به سلامت نبرد راه/ رند از ره نیاز به دارالسلام رفت» یا «من که امروزم بهشت نقد حاصل میشود/ وعده فردای زاهد را چرا باور کنم»/ یا «برو ای زاهد خودبین که به چشم من و تو/ راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود».

او افزود: در آیه ۱۲ سوره یوسف هم برادران یوسف به مثابه زاهدین اشاره به فردا می‌کنند. در اشعار مولوی به همین تناسب به فردا اندیشی زاهد اشاره شده و آمده: «ای زاهد فردایی فردات مبارک باد

رئیسی در ادامه ضمن برشمردن ویژگی سبکی حافظ و مولانا خاطرنشان کرد: حافظ و مولانا شبیه شاعران متعارف نیستند که به تناسب قافیه صرفاً واژه برگزینند. بلکه آنها به تناسب معنی واژه هایی به غایت دقیق انتخاب می‌کنند.

رئیسی در ادامه افزود: نکته دیگر بحث «رجفه در میقات» است رجفه به معنای لرزیدن و اضطراب است و دریا را هم به همین تناسب رجفه می گویند. رجفه در میقات در آیه ۱۵۵ سوره اعراف آمده است. مطابق آیات قرآن حضرت موسی برای ناس یا صف واحده مردم برگزیده شده است. اما اختیار کردن ۷۰ نفر خاص از قوم خود در آیه ۱۵۵ اعراف خلاف این رسالت است. این نکته در اشعار مولانا در آن آیات آمده است که: «در پی موسی شدم تا کوه طور/ هر سه‌مان گشتیم ناپیدا ز نور...»

وی در بخش پایانی سخنان خود گفت: نمونه دیگر قابل ذکر اشاره به «الست بربکم» در آیه ۱۷۲ سوره اعراف است. این نکته در اشعار حافظ با این بیان آمده که: «از جمله در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند/ تا ابد سر نکشد وز سر پیمان نرود».

در ادامه خانی پور به عنوان یکی از ناقدین این نشست گفت: در روایات داریم که هرگاه فتنه‌ها مثل پاره‌های شب ظلمانی به سویتان هجوم آورند برشما باد تمسک جستن به قرآن. قرآن زنده است و اگر گزارش می‌دهد گزارشش صادق است.

وی ادامه داد ما در قرآن سوره‌ای به نام شعرا داریم. این سوره در ظاهر امر شعرا را مذمت کرده است. اما شاعرانی که سر سفره قرآن و اهل بیت هستند مشمول این حکم نیستند. به عبارت دیگر شهدا در قرآن نه تایید کامل شده اند و نه رد کامل. کسانی چون حافظ که فریاد س خود را عشق خود معرفی می‌کند، نمی‌توانند از مشمولین این مذمت باشند.

خانی ‌پور افزود: شاعران معتقد که به مرزهای والای معرفت رسیده‌اند شاعرانی مورد تاییدند. از نمونه‌های معاصر این نکته در زمانه ما شهریار است که آرزو می کرد تمام اشعارش را بدهد و این یک بیت «نیر تبریزی» که اشاره به اسب امام حسین (ع) پس از بازگشت از صحنه کربلا دارد، برای او باشد: «ای فرس با تو چه رخ داده که خود باخته ای/ مگر اینگونه که ماتی! تو،‌ شَه انداخته ای؟!»

وی ادامه داد: نام کتاب «ره رفتنی طرزی دگر» را به نظر من باید لطایفی از قرآن نام گذاشت. چرا که تفسیر، کار هر کسی نیست و نیازمند اشراف جامع بر علوم مختلف است. همچنانکه در جلد دوم این مجموعه آمده که بهرام در اشعار فارسی به حضرت ابراهیم و قصر اشعار به کعبه تشبیه شده است. نمی توان به صراحت چنین ادعاهای مطلقی کرد.

خانی پور در بخش پایانی سخنان خود گفت: در معنای زهد متفاوت از آنچه که در ارائه آمد، از حضرت علی (ع) پرسیدند که معنای زهد چیست؟ ایشان به آیه سوره حدید اشاره کردند و گفتند: لکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَیٰ مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ.  پس زهد به معنای مورد اشاره رفته در ارائه نیست. در آیه مورد نظر منظور این است که برادران نسبت به حضرت یوسف بی اعتنا بودند و او را به ثمن بخسی فروختند.

بیات، ناقد دیگر نشست در بیان نکات خود گفت: هانری ماسه خاورشناس و استاد دانشگاه سوربن فرانسه در مراسم بازنشستگی خود گفت من سال ها در ادبیات ایران کار کردم و می توانم حافظ را با گوته، سعدی را با فرانس و هومر را با فردوسی مقایسه کنم. اما هیچ کس را نمی توانم به مولانا تشبیه کنم!.

وی ادامه داد: با همه این اوصاف وقتی کسی چون حافظ رحلت می کند جنازه اش بر زمین می ماند و دفنش نمی‌کنند! برخی برای گشایش امر می‌گویند به دیوانش تفالی بزنند. بیتی که در تفال می‌آید این است: «مکن به نامه سیاهی ملامت من مست/ که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت/ قدم دریغ مدار از جنازه حافظ/ که گر چه غرق گناه است می‌رود به بهشت!»

انتهای پیام

captcha