
در حالیکه در دنیای امروز وجود مدیریت و توان مدیریتی نقش بسزایی در پیشبرد اهداف سازمانی دارد اما گاهاً دیده میشود که این موضوع با انتصاب افراد ضعیف عملاً به فراموشی سپرده و به بازیچه گرفته میشود.
در کهگیلویه و بویراحمد اما موضوع عمق بیشتری به خود گرفته و یکی از دستگاههای ارشد و تأثیرگذار فرهنگی استان عملاً بدون مدیر باقی مانده است.
این موضوع از چندین منظر قابل بررسی و واکاوی است؛ اول اینکه چرا متولیان کشوری در این زمینه اهمال به خرج دادهاند. درثانی چرا مسئولان استانی تاکنون برای انتخاب و تعیین مدیرکل بزرگترین نهاد فرهنگی و هنری، چارهاندیشی نکردهاند.
با نگاهی اجمالی به موضوع کاملاً میتوان دریافت این قصه پرغصه روایتی است از زیادهخواهی برخی سیاسیون است که تمام تلاش خود را برای اعمال نظر در انتخاب مدیران به کار میبرند تا جایی که این دعواهای سیاسی به نهاد فرهنگی ارشاد هم رسیده است. هرچه که باشد این کار نتیجهای جز تباهی فرهنگ و هنر این استان ندارد و این جاست که باید فاتحه فرهنگ و هنر استان را خواند.
به هر روی باید دید این قصه دردناک و این بلاتکلیفی فرهنگ و ارشاد تا کجا پیش میرود و تهراننشینان وزارت فرهنگ و مجمع نمایندگان چگونه بر سر پیکر بیجان اداره کل ارشاد برای انتخاب مدیر آن بحث و مجادلههای سیاسی خود را پایان خواهند برد و آیا فریادرسی برای پایان دادن به این تراژدی فرهنگی پیدا خواهد شد.
البته وقتی این موضوع را عمیق ببینیم در خواهیم یافت که مقوله فرهنگ در ابعاد مختلف آن مورد بیمهری قرار میگیرد و اگر استان و کشور ما در این زمینه عقبمانده است به دلیل همین مسائل است که اگر اینگونه نبود چرا نهادی مانند فرهنگ و ارشاد که باید پیشتاز برنامهریزی و اجرای برنامههای مختلف فرهنگی باشد در استان کهگیلویه و بویراحمد بدون متولی است و کسی هم در این زمینه مورد بازخواست قرار نگیرد.
البته به این موضوع هم باید توجه داشت انبوه جوانان مستعد و هنرمند استان چشم به راه همت مسئولان و متولیان امر هستند، جوانانی که با کمترین امکانات توانستهاند در عرصههای ملی و بینالمللی افتخار آفرین باشند.
انتخاب زودهنگام مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ضروری است تا هرچه سریعتر شاهد ساماندهی وضعیت این نهاد و رفع سردرگمی کارکنان آن باشیم.
یادداشت از سیدهمهناز خزیر؛ دبیر ایکنای کهگیلویه و بویراحمد