کد خبر: 3858579
تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۳۹۸ - ۱۴:۲۱
یک استاد دانشگاه مدعی شد:
گروه حوزه‌های علمیه ــ سیدمحمود نجات‌حسینی با بیان اینکه در هر دانش از علوم انسانی جدید پسوندی وارد کرده و فقه رسانه و ارتباطات، فقه فرهنگ و فقه سیاست را ایجاد کرده و فقه را فربه ساختیم، تصریح کرد: فقه به جای مواجهه منطقی و عقلانی با ایدئولوژی‌های مدرن به منازعه رسیده و نتیجه این می‌شود که به جای تحلیل فلسفی و جامعه‌شناختی، در بحث فقه رویکرد دیگری می‌یابد.

نجات حسینیبه گزارش ایکنا، سیدمحمود نجات‌حسینی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز، امروز، 30 آبان، در دومین روز از دومین کنفرانس قرآن‌پژوهی پیشرفت در قم در سخنانی با موضوع گفتمان پیشرفت از منظر قرآن با تأکید بر اینکه قرآن، محتوای گفتمانی دارد، بیان کرد: آنچه مطلوب قرآن است تعالی و ارتقای معنوی و رهایی از ناآگاهی و رشد در بهتر زیستن است.

وی افزود: قرآن سرمتنی است که تمامی متون دینی مانند الهیات، فقه و ... از آن منشأ می‌گیرند، بنابراین برای پیشرفت باید در همین سر متن دنبال پیشرفت باشیم.

دو روش پدیدارشناسی و فهم هرمنوتیک

نجات حسینی اظهار کرد: با تأکید و تمرکز بر دو روش پدیدارشناسی و فهم هرمنوتیک می‌توانیم به مفهوم پیشرفت در قرآن دست یابیم؛ روش پدیدارشناسی اجازه می‌دهد که امور آن طور که هستند، بروز یابند و روش فهم هرمنوتیک موجب شناسایی قصد مؤلف می‌شود. از حیث روشی هم باید فهم خود را با فهم تاریخ تمدن و ادیان دیگر مقایسه کنیم تا فهم بینادینی و بینافرهنگی ایجاد شود.

این پژوهشگر با بیان اینکه فلسفه و تاریخ و تمدن غرب رقیب جدی برای گفتمان پیشرفت معنوی مد نظر ماست، اظهار کرد: رهایی از جهل و اندیشه تقدیر و حرکت برای کمال و سعادت در فلسفه یونان محور گفتمان آنان بوده است و در تمدن مسیحی، ایده پیشرفت، رهایی از شرک و کفر است؛ همچنین جهت دادن انسان به سمت ایمان الهی است.

وی با اشاره به دوره رنسانس بیان کرد: در این دوره پیشرفت خیلی سکولار تعریف و از امور معنوی جدا می‌شود و پیشرفت، رهایی از بربریت و رفتن به سمت زندگی اومانیستی تلقی می‌شود. در قرون ۱۸ به بعد هم ایده پیشرفت متحول می‌شود و رهایی از هر گونه اندیشه دین‌گرایی که برای عقل انسان ارزش قائل نیست پیشرفت تلقی می‌شود.

نجات‌حسینی تصریح کرد: آخرین شکل دینی پیشرفت در فلسفه کانت است که معتقد است که اوج پیشرفت زندگی در سایه آیات عقلانی است و برخی دیگر از آنان آزادی‌گرایی، علم‌گرایی، قرارداد مدنی و تحقق لیبرالیست را عین پیشرفت می‌دانند.

وی با اشاره به مؤلفه‌های پیشرفت در قرآن افزود: قرآن رهایی از جهل، کفر و خرافه را پیشرفت می‌داند؛ قرآن خروج از ظلمت به سوی نور را که گفتمانی اصلی است، پیشرفت می‌داند؛ ترجیح آخرت بر دنیا از دید قرآن پیشرفت است، همچنین این ایده که امت بر قومیت برتری دارد، تز پیشرفت از نگاه قرآن است.

نجات‌حسینی بیان کرد: اولویت دادن دیگری بر خود و ایثار و انفاق؛ اولویت فطرت بر طبیعت؛ اولویت ایمان بر اعتقاد و اولویت عمل صالح بر عبادت جاهلانه مهم‌ترین مؤلفه‌های پیشرفت از منظر قرآن کریم هستند. معانی که قرآن در مورد پیشرفت دارد، برتر از آن چیزی است که در ادیان دیگر عنوان شده است. پیشرفت در قرآن، متعالی و پیشرفت در مکاتب بشری، دنیوی شده است.

توجه به پیشرفت در غرب و شرق

وی با بیان اینکه اتوپیاسازی در غرب از افلاطون شکل گرفت و در دوره جدید هم برخی معتقدند که اتوپیای مدرن داریم و با مفهوم پیشرفت مرتبط است، بیان کرد: شاید تلقی می‌شود که چون از پیشرفت به معانی گذشته آزرده شدند، سراغ توسعه به مفهوم چند قرن اخیر رفتند، ولی در همین توسعه مادی هم راه طولانی طی شده و فراز و نشیب داشته و مقولات معنوی هم در آن هست.

نجات‌حسینی اضافه کرد: نباید صرفاً از پیشرفت در غرب سخن بگوییم و باید نگاهی به پیشرفت در شرق منهای قرآن هم داشته باشیم، در این صورت بحث بینافرهنگی نقش مهمی دارد.

نجات‌حسینی گفت: اگر کسی هیچ انسی با قرآن‌پژوهی پیشرفت نداشته باشد و قصد دارد که برون‌گفتمانی بحث کند باید برای او روشن شود که دانش‌سازی چگونه صورت می‌گیرد، همچنین دانش‌سازی‌های فقه که تئوریک و قابل تأمل است، چگونه می‌تواند از پس فلسفه مدرن و اقتصاد و جامعه‌شناسی جدید برآید.

فربگی فقه

نجات‌حسینی تصریح کرد: در هر موردی که علوم انسانی جدید ایجاد شده ما پسوندی بر آن وارد کرده و فقه رسانه و ارتباطات، فقه فرهنگ، فقه سیاست و ... درست کرده‌ایم؛ البته این موضوع فقه را فربه کرده است، ولی کمترین مواجهه را با متن دارد.

وی افزود: مثلاً فقه ارتباطات به فرض موجه بودن، نظرش در مورد سبک زندگی مجازی چیست؟ فقها می‌خواهند با جهان جدید یا لیبرالیسم و سوسیالیسم، اومانیسم چه نسبتی برقرار کنند.

نجات‌حسینی اظهار کرد: فقه شیعه به جای مواجهه منطقی و عقلانی با ایدئولوژی‌های مدرن به منازعه و مواجهه رسیده و می‌خواهد که فقط فقه باشد و چیز دیگری نباشد و نتیجه آن این است که هر اتفاق جدیدی که در جامعه رخ می‌دهد به جای تحلیل فلسفی و جامعه‌شناختی در بحث فقه رویکرد دیگری می‌یابد.

انتهای پیام
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: