گروه اجتماعی ــ امروز برای شاد کردن دل مادربزرگها و پدربزرگهای سرای سالمندان جشنی به پا بود؛ اما در فکر فرورفتن آنها با لبخندی بر لب نشانگر به یادآوردن یلداهای رنگارنگ گذشته بود که با خنده فرزندان معنا پیدا میکرد؛ اما امروز پدرها و مادرها طولانیترین شب سال را با طولانیترین غم تنهایی به پایان میرسانند. 
به گزارش ایکنا از کردستان، یلدا برای ما از گذشتههای دور حکایتهای بسیاری دارد حکایت پای کرسی نشستنها و دورهمیهایی که بدون حضور حتی یک نفر از افراد خانواده، رنگ و بویی نداشت. با همین دورهمیها و شادیهای وصفناشدنی، همان تأکید خدا و توصیه پیامبر(ص) برای صله ارحام معنا پیدا میکرد. «الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیکمْ رَقِیبًا؛ و زنهار از خویشاوندان مبرید که خدا همواره بر شما نگهبان است». (آیه 1 سوره نساء)
در آن روزها اگر یلدا نماد طولانیترین شب و سیاهی در زندگی بود، ما نیز نماد وفاداری در شبهای بلند و تاریک میشدیم؛ اما امروز این دورهمیها رنگ و بویی دیگر گرفته است و دیگر پدربزرگها و مادربزرگها ستون اصلی شبنشینیهای طولانیترین شب سال نیستند. دیگر صدای خنده کودکان از خانه مادربزرگها بلند نمیشود.
امروز دیگر خونهٔ مادربزرگه هزار تا قصه نداره چراکه مادربزرگی نیست تا بگوید «دل وقتی مهربونه، شادی میاد میمونه، خوشبختی از رو دیوار سر میکشه تو خونه» چراکه خونه مادربزرگه امروز سرای سالمندانی است که دیگر رنگ مهر و محبت از آن برچیده شده است. هرچند باوجود این همه درد، آرزوی همه پدرها و مادرها در اینجا دورهم نشستن دوباره در کنار فرزندان و طی کردن شبی بهدوراز غم و غصه است.
امروز برای شاد کردن دل مادربزرگها و پدربزرگهای سرای سالمندان جشنی به پا بود تا شاید بتوان لبخندی هرچند کوتاه بر لبان این ستونهای زندگی آورده شود و خاطرهای شیرین از گذشتههای دور در دل آنها زنده شود. غافل از اینکه در دل آنها حسرتی از یلداها و شبنشینیها گذشته بپا بود.
امروز جشن یلدا پر بود از نگاههای پرحسرت و آه سوزناک پدران و مادرانی که جوانیشان را برای به ثمر نشستن میوههای زندگیشان در طبق اخلاص گذاشته بودند و دیگر چیزی در چنته برای تقدیم به فرزندانشان نداشتند و هدیه فرزندان به آنها دوری و تنهایی بود.
در فکر فرورفتن آنها با لبخندی بر لب نشانگر به یادآوردن یلداهای رنگارنگ و دورهمیهای شلوغی بود که با خنده فرزندان معنا پیدا میکرد اما امروز فرزندان طولانیترین شب سال را بهدوراز آنها طی میکنند و غافل از آناند که پدر و مادرها طولانیترین شب سال را با طولانیترین غم تنهایی به پایان میرسانند.
یادداشت از ملیحه سیفی
انتهای پیام