مسعود شاهسون پدر شهید غلامعلی شاهسون است که فرزندش در جریان زیارت نورانی عتبات عالیات در دیماه سال ۹۳ مورد حمله ناجوانمردانه داعش قرار گرفت و به شهادت رسید. 
به گزارش ایکنا از چهارمحالوبختیاری، روز پدر بهانهای است تا به شیوههای مختلف پدران ایران زمین را تکریم کنیم و در این روز اهل رسانه هرکدام دنبال سوژهای از پدران نمونه هستند تا برای مخاطبان خود معرفی کنند. رسانه ایکنا در سالروز میلاد با سعادت امام اول شیعیان، علی بن ابی طالب(ع) و روز پدر، به سراغ یک پدر شهید از اهالی مارکده بخش زایندهرود شهرستان سامان رفته است که فرزندش در جریان زیارت عتبات عالیات ناجوانمردانه مورد حمله تکتیراندازهای داعش قرار گرفت و به فیض شهادت نائل آمد.
این پدر شهید گفتوگویش با ما را با بغضی در گلو و با تبریک روز پدر به همه پدران و فرزندان شهدا آغاز کرد و در ابتدای صحبتش گفت: امیدوارم همه جوانان کشورم در گهواره اسلام تربیت شوند و سرنوشت مملکت خود را به خوبی رقم بزنند تا رضایت خدا و بندگانش را به دنبال داشته باشد.
مسعود شاهسون متولد سال ۳۳ پدر سه فرزند پسر و دو فرزند دختر است که دومین فرزند ذکور خانواده در دیماه سال ۹۵ به شهادت میرسد، او تربیت اولادش را ثمره زحمات همسرش میداند و همیشه قدردان این زحمات است.
شهید غلامعلی شاهسون در سن ۳۵ سالگی همراه با چند تن از دوستانش از مارکده به قصد سفر پیادهروی اربعین عازم کشور عراق میشوند که در طول مسیر پیادهروی از سامرا به عسگریین مورد حمله ناجوانمردانه تکتیراندازهای داعش قرار میگیرد و از ناحیه گردن قطع نخاع میشود.
غلامعلی سپس به بیمارستان شهید کامیاب مشهد مقدس منتقل و ۲۲ روز بعد از آن به درجه شهادت نائل میشود.
این پدر و پسر هر دو کشاورز بودند و برای اقتصاد خانواده و جامعه تلاش میکردند و از تلاششان برای اقتصاد کشور راضی هستند.
شاهسون در رابطه با حالات معنوی پسرش، اظهار کرد: هر خانواده که عزیزی را از دست میدهد با خاطرات، زیباییها و کارهای مثبت عزیزش که ملکه ذهن او شده است، زندگی میکند، پسر ما در طول عمرش به درستی و بدون هیچ خطایی در مقابل چشم پدر و مادرش رشد کرد و خاطرات خوشی برای ما به یادگار گذاشت لذا خانواده در نبود او همچنان با یاد و خاطراتش زندگی میکند و شبانه روز خود را غرق خاطرات خوش فرزندش میبیند.
وی ادامه داد: غلامعلی از سن ۳ الی ۴ سالگی دچار بیماری صعبالعلاج شد که مراقبتهای پزشکی را انجام دادیم اما هیچ بهبودی حاصل نشد تا اینکه بالاخره به واسطه یکی از دوستان به پزشکی در اصفهان معرفی شدیم و در مسیر بازگشت در خیابان در حالی که پسرم بر روی دوشم بود به امامزاده سید محمد باقر(ع) متوسل شدم و ایشان را میان خداوند و فرزند مریضم واسطه قرار دادم تا بعد از شفای فرزندم هر ساله گوسفندی را در حرم مطهر ایشان قربانی کنم دو سه روز بعد از اینکه به خانه برگشتیم حال فرزندم بدون اینکه حتی یک یک قلم از نسخه تجویزی پزشک را مصرف کند روبه بهبودی رفت و کم کم شفای کامل گرفت، از آن سال به بعد تا سال ۹۵ همه سال نذر خود را ادا کردم که با این شفایی که نصیب فرزندم شد شهادت نیز حق او بود.
این پدر شهید زیارت تربت پاک شهید سلیمانی را آرزوی خود و همسرش دانست و بیان کرد: در مراسم تشییع پیکر پاک این شهید و همچنین شهید حججی به همراه همسرم حاضر شدیم زیرا شهادت نصیب مردان بزرگ میشود و این اتفاق باید برای همه مردم ایران بیفتد.
وی افزود: ایران کشور امام زمانی است و اهالی آن تنها باید با شهادت از این دنیای فانی جدا شوند، همانگونه که همگان در مراسم شهید سلیمانی اعلام کردند «من یک سلیمانی هستم» در رفتار نیز این جمله را عملی کنند و همگان در دفاع از ناموس و خاکشان همچون سردار سلیمانی به شهادت برسند.
انس شهید با قرآن کریم
این پدر شهید خواندن نماز اول وقت را یکی از ویژگیهای بارز فرزندش معرفی کرد و گفت: غلامعلی در هر شرایطی که بود سعی میکرد نمازش را اول وقت و مرتب بخواند، او هر روز آیات قرآن را با صوت بلند تلاوت و به زیبایی روایت میکرد. صوت قرآن او در تمام فضای منزل طنین انداز میشد و تنها زمانی که فرزندم در مسافرت بود صدای تلاوتش در خانه شنیده نمیشد.
وی ادامه داد: غلامعلی نه تنها قرآن را تلاوت و قرائت میکرد بلکه به دستورات خداوند نیز عمل و سعی میکرد با شناخت پدر و مادر و احترام به پدر و مادر به شناخت خداوند برسد، او عاشق خانواده بود و زهرای ۱۶ ساله، محدثه ۸ ساله و محمد ۵ ساله یادگاران شهید هستند.
علاقه شهید شاهسون به شهادت
این پدر مهربان با بیان اینکه فرزند سوم غلامعلی چهل روز بعد از شهادتش به دنیا آمد، گفت: فرزندم همیشه به دنبال جمعآوری اطلاعات در مورد اخلاق، زندگی، روش و سیر و سلوک و شهدا بود و در زمینههای مختلف از من تحقیق میکرد، همچنین اشعار و یا مداحیهایی را که در رابطه با شهدا اجرا میشد بسیار دوست داشت و مداحی که در رابطه با شهید محمد جهان آرا در اوایل انقلاب اجرا شده بود از جمله مداحیهای مورد علاقه او بود. ابیاتی از این سرود را همیشه در منزل زمزمه میکرد به همین دلیل در زمان حیاتش نام فرزند سومش را محمد انتخاب کرده بود و در وصیتنامهاش به دلیل این که خود نام فرزندش را انتخاب کرده بود از من عذرخواهی کرده بود.
شاهسون با وجود این که از سواد کمی برخوردار است اما در تلاش است تا کتابی در رابطه با شهدا به رشته تحریر در بیاورد و در این باره گفت: هرچند بیسواد هستم اما عضو تمام کتابخانههای استان هستم و از استانهای اطراف نیز کتابهایی را به امانت گرفته و مطالعه میکنم و قصد دارم کتابی در رابطه با فرهنگ ایرانی و ایثار و شهادت بنویسم.
وی فعالیتهای این چنینی را از وظایف خود دانست و افزود: همچنین در رشته نقاشی به عنوان رتبه سوم استان و در رشته باغداری نیز به عنوان باغدار نمونه کشور معرفی شدم، در واقع به همراه اعضای خانوادهام از لحظه لحظههای عمرمان استفاده کردهایم و نگذاشتیم ساعتی به بطالت بگذرد.
این پدر شهید در ادامه از اهل رسانه خواست همانگونه که خودش هنگام شفای فرزندش کفشهایش را زیر بغل گذاشته و پا برهنه در خیابانها به دنبال طبیب و پزشکی میدوید، خبرنگاران نیز کفشهایشان را زیر بغل بگذارند و در مسیر ایثار و شهادت و معرفی شهدا پابرهنه وارد شوند تا دعای خیر خانوادههای شهدا و نظر خاص و ویژه شهدا همیشه مهمان زندگیهایشان باشد.
این پدر نمونه در رابطه با فاکتورهای یک پدر موفق اینگونه میگوید: پدرانی که با عشق و علاقه پدری میکنند هم فرزندان خود و هم فرزندان دیگر را تربیت میکنند؛ این پدران با کودکان خداپسندانه رفتار میکنند و این اخلاق خداپسندانه آنها میتواند کودک را از همان طفولیت با خدا و ائمه آشنا کند، رفتار غیر خدایی سبب میشود که فرزند از همان ابتدا از خدا و مکتب اهلبیت(ع) فاصله بگیرد.
پدر کامل کیست؟
وی خود را پدر کامل نمیداند و میگوید: هرچند بنده پدر کاملی نبودم اما سعی کردم که پدر خوبی باشم و از زمان تشکیل خانواده تا کنون هفتهای یک الی دو بار جلسه خانگی به همراه اعضای خانواده حتی در هنگام غذا خوردن برگزار میکنیم تا فرزندان و همسرم هر یک در دلهایشان را بگویند و مشکلاتشان بررسی و رسیدگی شود، این جلسات همچنین با حضور عروس و نوههایم برپا میشود.
این پدر شهید نماز اول وقت خواندن در مسجد، توجه به دستورات خداوند و در نظر گرفتن همه نکات و الگو گرفتن از زندگی ائمه(ع) را از ویژگیهای یک پدر خوب میداند که شهادت نتیجه این گونه زندگی و عاشقی کردن است. او همچنین معتقد است که اگر اهل خانواده از پدر راضی باشند این رضایت، رضایت اهل محل، جامعه و در نهایت رضایت خدا را در پی خواهد داشت و از این که در این سن و سال یک شکایت از او و اهل خانهاش نشده است، احساس رضایت و خوشبختی میکند.
دلتنگی پدر برای فرزندش
پدر شهید از دلتنگی پسرش این گونه سخن میگوید: پنجشنبه هر هفته به همراه خانواده در گلزار شهدا به ملاقات پسرم میرویم؛ هر پدر و مادری که فرزند از دست داده باشد شب هنگام که سر بر بالین میگذارد خاطرات فراوانی را در ذهن خود مرور میکند تا کمی از دلتنگیهایش کاسته شود، بنده نیز به همین روال هر شب قبل از خواب خاطرات را مرور میکنم و گاهی از دلتنگی و مرور برخی از خاطرات اشکم سرازیر میشود البته این اشک، اشک غم نیست بلکه اشک رضایت است که پسرم ۳۵ سال به درستی در مقابل چشمانم حرکت کرده و این زیباییها اشکم را جاری میکند.
وی در ادامه گفت: نکته مهمی که هر آدمی باید بدان توجه کند این است که بداند چگونه زندگی کند و چگونه از دنیا برود؟ همه تلاش من در طول زندگیام این بود که فرزندان را اینگونه تربیت کنم تا موجب رنجش بندگان خدا و حتی حیوانات نشوند زیرا مجاز نیستیم همچون گروه داعش بیرحمانه زندگی کنیم و به هر کسی زورمان میرسد ظلم کنیم یا با نام اسلام با بیرحمی کبیر و صغیر، پیر و جوان را از بین ببریم و حتی ستونهای خانه را بر سر خانوادهای بیگناه خراب کنیم.
شاهسون اظهار کرد: اگر کودک از ابتدا درست تربیت شود بعد از تشکیل خانواده زمان ثمره دادن تربیت این کودک است که اگر درست تربیت و لطف خدا شامل حالش شود راه شهادت و شهدا را انتخاب میکند و اگر در تربیتی کوتاهی شود راه داعش را در پی میگیرد که حتی به نیروی غیرنظامی هم رحم نمیکنند و کسانی همچون پسر من که برای لقمه حلال خانوادهاش بر روی زمین کشاورزی عرق میریخت و به قصد زیارت به عراق رفته بود، بدون هیچ دلیلی ناجوانمردانه و بیخبر میکشند.
انتهای پیام