
حجتالاسلاموالمسلمین سیدطاهر غفاری، مدرس حوزه علمیه قم و از شاگردان آیتالله بهجت در گفتوگو با ایکنا از خوزستان درباره راههای به دست آوردن رضای حضرت ولی عصر(عج) گفت: در دعای شریف آمده است «و مُنّ علینا برضاه» خدایا بر ما منت بگذار و رضایت حضرت صاحب الامر(عج) را نصیب ما بگردان. حال راه رسیدن به این رضایت چیست؟
یک مطلب عبارت از این است که بسیاری از اموراتی را که در ادعیه از حضرت حق درخواست میشود، مبدأ اختیاری آنها در ما وجود دارد؛ یعنی کاری است که ما باید انجام دهیم، ولی در عین حال از خدای متعال میطلبیم. یک علتش این است که همه امور بدون استثناء ـ حتی اموری که ما از روی اختیار انجام میدهیم ـ به اذن حضرت حق روزی ما میشود.
رضای حضرت صاحب الامر(عج) بیمبنا نیست
پس چنین نیست که اگر در دعا گفته میشود خدایا رضای حضرت را مرحمت کن، به این معنا است که ما هیچ کار نکنیم و به شکل قهری مشمول رضای حضرت شویم. رضای حضرت تصادفی، اتفاقی، گزاف و بی مبنا نیست.
امام از ما انتظاری جز اطاعت خدا ندارد
پس ما چه کار کنیم که رضای حضرت نصیب ما شود؟ اگر از این زاویه نگاه کنیم کار خیلی آسان میشود و پیچیده نیست. حضرت، ولی خدا و به عبارتی «رئیس جنود خدا» است. مرد خدایی است که آمده عالم را خدایی کند و به سمت خدای متعال دعوت کند و انتظاری جز اطاعت از خدا ندارد، او عبد مطلق خدا است، لذا رضای او رضای خدا است، غضب او غضب خدا است.
اگر این معنا محقق است، یقینا برای ما واضح میشود که حرکت در مسیر بندگی و دوری از معصیت خدا، راه رسیدن به رضای حضرت است. چون رضای خدا در این است. خدا این چنین از بندگان خود راضی میشود که بندگی او را فراموش نکنند و خدا را فراموش نکنند و مطیع اوامر حضرت حق باشند.
در این زمینه یعنی مطیع خدا بودن، این معنا مطرح میشود که ما یک اصول و یک فروع داریم. یکی از اهم اصول اعتقادی، بعد از اینکه به توحید و وحدانیت حضرت حق اذعان کردیم و هدایت الهی را به وسیله انبیاء پذیرفتیم، مسأله شناخت حجت خدا است؛ آن کسی که بعد از نبی مکرم اسلام(ص) قرار است سِمَت ولایت خدا از آن او باشد و قرار است منصب وساطت بین بنده و خدا از آن او باشد. آیا خداوند چنین موجودی را قرار داده است یا نه؟ او چه عظمتی دارد؟ چه عنایاتی به او شده است؟
شناخت امام و تقویت حقیقی معرفت او لازم است. نه اینکه فقط کتابی بخوانیم، کتاب هم بخوانیم، نه صرفا در جلسهای شرکت کنیم، شرکت هم بکنیم، لکن به مقصد برسیم و نتیجه این باشد که ابهامات ما و تاریکی جهل از ما زدوده شود و ما بشناسیم که امام همان موجود شریفی است که به اذن خدا، خدای عالم او را ولی مطلق و حاضر و ناظر قرارداده است و ما را نسبت به او مدیون و مسئول قرار داده است و اطاعتش را بر ما واجب فرموده است.
اثرات حس حضور امام
اگر حق امام را داشته باشیم، عظمت و حس حضور امام را دریابیم، اثرات آن معلوم میشود. حتی درباره برخی بزرگان علمای ربانی نقل شده است که این بزرگوار در طول زندگی خود، مقید بودند وقتی بیدارند و نشسته هستند، حتما دو زانو بنشینند. مثل اینکه از آقازاده شان نقل شده که از ایشان پرسیدند چرا شما همیشه دو زانو مینشینید؟ فرموده بودند چون همیشه در محضر امام هستم.
کسی که احساس کرد امام حاضر است و به اذن خدا میبیند و دیوارهای مادی حائل نیست و او حضور دارد، چنین اثری برای او دارد. این دو زانو نشستن، یک نشان ادب است، حقیقت ادب این است که فرد شرمنده است در محضر امام بخواهد خدایی نکرده معصیت کند، بخواهد به کسی بد بگوید، بخواهد حقی را ضایع کند، حتی جرأت نمیکند نیتش را بکند، چون امام از نیات هم به اذن خدا خبر دار است. اگر معرفت امام شکل گرفت، حیا از امام یکی وظایف ما است. حفظ حریم حضور او و ادب محضرِ «او» ما را در بندگی خدا مستقر میکند و این دعا که میکنیم: «خدایا رضای حضرت صاحب الامر(عج) را نصیب ما بگردان» دعای حقیقی میشود.
کسی که حقیقتا بنا گذاشت حق امام را مراعات کند و بنا گذاشت به حضور امام معرفت پیدا کند و بی اعتنا نباشد، طلب او از خدای متعال که خدایا رضایت امام را نصیب کن، فقط یک حرف زبانی نیست. با تمام وجود تلاشش را کرده در عین حال خود را مقصر میداند و میگوید خدایا خودت مرحمت کن و به قدرت خود کوتاهیها، ضعفها و احیانا غفلتهایی که پیش میآید، جبران کن و به فضل و کرمت متوسلم که مرا به مقام رضای امام برسان.
برکات ناشی از رضای امام، تمام زندگی انسان را نورانی میکند
برکات ناشی از رضای امام، تمام زندگی انسان را نورانی میکند؛ بلکه زمینه برکت برای اهل خانه، برای عموم مؤمینی که این شخص با آنها در ارتباط است میشود. خدای متعال به حق خود امام، توفیق شناخت حقیقی او را در این فرصت بسیار اندک عمر که باقی مانده به ما عنایت بفرماید که ان شاءالله ما به صرف دین و دینداری و به صرف اینکه یک جشن ظاهری بگیریم بسنده نکنیم. این نفحات و مناسبات انشاءالله زمینهساز این باشد که حقیقتا امامشناس باشیم. حقیقتا او امام ما باشد و ما مأموم و پیرو او باشیم.
انتهای پیام