کد خبر: 3899339
تاریخ انتشار : ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۵:۱۹
یادداشت وارده/

مصرعی در منزلت زیست فرهنگی

تخصیص بسته‌های فرهنگی در دوران فرسایشی پساکرونایی و توجه به نشاط و تفریح ملت اگر بیشتر از بسته معیشتی اهمیت نداشته باشد، کم‌ اهمیت‌تر نیز نیست.

به گزارش ایکنا، مجتبی اشرافی، مدرس دانشگاه و مدیر اندیشکده مطالعات راهبردی کریمه در یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار داده است به زیست فرهنگی در دوران پساکرونایی پرداخته است.

فرهنگ زیستی ما را متقاعد کرده است که انسان به تنفس و تفریح دماغ نیاز دارد. فرهنگ ما، رفتار ما را تحت تأثیر خود قرار داده است.

شیوه زندگی و تعاملات ما با محیط، به‌مرور بر ژنوم ما تأثیر گذارده و این‌گونه است که امروزه ما انسان‌هایی افسرده و کم‌نشاط به‌چشم می‌آییم و متأسفانه فردیت و تنهایی این چند وقت مزید بر علت شده و به‌نظر می‌رسد در دوران پساکرونا، یک چالش زیست فرهنگی را شاهد باشیم که این مسئله نیازمند بازتعریف نشاط اجتماعی است.

رفتار و تولیدات فرهنگی انسان، ادله هم‌گرا از طیف وسیعی از تمایزات و خواست‌های رفتاری انسان‌ها، شامل زیست دینی، هنر و علوم، عقاید بومی-محلی و جهان وطنی، شیوه‌های اقتصادی و اجتماعی، ایدئولوژی، تکنولوژی، فن‌آوری ارتباطات، سازمان سیاسی، هنجارهای اخلاقی و …، تصویری پیچیده از انسان را به‌عنوان موجودات زیست فرهنگی نشان می‌دهد.

مواد ژنتیکی منتقل شده، این اجزای فرهنگ و تصویر ما از فرهنگ را محدود و محدودتر می‌کند و فرهنگ نیز به‌نوبه‌ خود با گذشت زمان، ژنوم انسان را تغییر داده است.

درست مثل اجداد ما و انسان‌های اولیه که غذا را خام می‌خوردند و به‌مرور فرهنگ استفاده از آتش را آموختند و از آن‌جا که غذای پخته شده به هضم کم‌تری نیاز دارد، در مقیاس زمانی تکاملی، پدید آمدن فرهنگ آشپزی و پخت غذاهای متنوع، باعث کاهش اندازه روده شده و انرژی متابولیکی را برای گسترش مغز انسان آزاد کرد و به انسان این فرصت را داد که به مفاهیم پیچیده‌تری مانند ریاضیات و تصویرهای گرافیکی بیش‌تر توجه کند و هرچقدر که انسان به‌سمت پیچیده‌تر زیستن پیش رفت، به‌همان نسبت نیز از اصل و اصالت و آرامش روحی خود فاصله گرفت. این نوع علیت متقابل، همان چیزی است که ما آن را «همگرایی ژن ژن» می‌نامیم.

امروز هم شرایط زیست ما انسان‌ها، از بالا رفتن سن ازدواج گرفته تا فردیت و گوشه‌نشینی، تا استرس‌های گاه و بی‌گاه ناشی از تورم و عدم وجود امنیت فکری و حتی تبعیض و بی‌عدالتی و شکاف‌های فاحش اجتماعی و دوری از معنویت حقیقی و هزاران عامل اجتماعی دیگر، باعث شده است که نسل به نسل عبوس‌تر، غمگین‌تر و با تفریح، نشاط و شادی اجتماعی بی‌گانه‌تر شویم.

تفریح، پارک رفتن و سوار چرخ و فلک شدن، سینما رفتن و دورهمی‌های خانوادگی در خانه پدربزرگ و مادربزرگ، عروسی گرفتن و شمع روی کیک تولد گذاشتن و هزاران رفتار نشاط آور اجتماعی دیگر، بستگی به سازگاری‌های آناتومیکی قبل ما دارد و آینده ژنی نسل‌های ما هم به سیستم فرهنگی الآن ما وابسته است.

بنابراین، به‌نظرم، تخصیص بسته‌های فرهنگی در دوران فرسایشی پساکرونایی و توجه به نشاط و تفریح دماغ ملت اگر بیش‌تر از بسته معیشتی اهمیت نداشته باشد، کم‌تر هم نیست. این را هم اگرچه باور دارم جمع بستن میان بیکاری و قسط وام عقب مانده و اجاره خانه و تورم افسارگسیخته و تبعیضات اجتماعی با نشاط و شادی کار دشواری است، اما تصور می‌کنم این کار سخت از ژنوم ما ایرانی‌ها برمی‌آید.

انتهای پیام
captcha