کد خبر: 3922768
تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۹۹ - ۰۸:۰۴
یادداشت/

پیشینه و بازتاب سیاسی یک فاجعه

شرایط سیاسی، اجتماعی و مذهبی دوران خلافت یزیدبن‌معاویه تا رخداد واقعه کربلا و همچنین دلایل عدم همراهی مردم با امام حسین(ع) موضوعاتی است که در این یادداشت به بررسی آن‌ها پرداخته شده است.

پیشینه و بازتاب سیاسی یک فاجعه

ضعف سیاسی، اجتماعی و مذهبی یزید بن معاویه به‌عنوان خلیفه مسلمانان در برهه زمانی حساس پس از مرگ معاویه آثار ضعف دولت اموی را بیش از پیش نمایان کرد. از روی دیگر اصرار معاویه بر موروثی کردن خلافت و تبدیل خلافت به پادشاهی شرایط را برای استیلای یزید فراهم می‌ساخت.

1) ناآگاهی شامیان و نقش تبلیغات سوء بنی‌امیه

از سوی دیگر ناآگاهی شامیان از ماهیت حقیقی اسلام و جایگاه اساسی اهل‌بیت علیهم‌السلام به دلیل تحت تأثیر بودن آموزه‌های مسیحیت در آن دیار مسیرِ رخدادِ بسیاری از اشتباهات مهلک دوران اموی را بیش از پیش هموار می‌کرد.

باید گفت، از آن هنگام که دین مبین اسلام به شام وارد شد، شخصیت‌هایی همچون خالد بن ولید و معاویه‌بن ابی‌سفیان بر آن حکمرانی می‌کردند و بدین جهت شامیان نه تنها از صحابه پیامبر(ص) نبودند، بلکه ارتباط مستقیم و نزدیکی نیز با صحابه و اهل‌بیت(ع) نداشتند و از آموزه‌های اساسی اسلام نیز دور بودند.

آن دسته از اصحاب پیامبر(ص) نیز که به شام سفر کردند در بخش‌های مختلف آن سکنی گزیدند و نفوذی در بین عوام مردم نداشتند لذا شامیان همواره سیره و سنت معاویه و کارگزارانش را سیره و سنت اسلامی قلمداد کرده و از آن پیروی می‌کردند.

ناآگاهی شامیان به جایگاه اهل‌بیت(ع) که نشأت‌گرفته از تبلیغات سوء بنی‌امیه بود را می‌توان در شواهد مختلف تاریخی جستجو کرد. «نصر بن مزاحم» در کتاب خود «وقعة صفین» می‌آورد که در جنگ صفین، فرد شامی از سوی لشکر معاویه به سمت سپاه امام حمله کرد و یکی از دلایل شرکت خود را در نبرد با امام علی(ع) بی‌نماز بودن امام(ع) و یارانش بیان ‌کرد. سخن آن فرد شامی این بود:

«... فَإِنِّی أُقَاتِلُکُمْ لِأَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی کَمَا ذُکِرَ لِی وَ أَنَّکُمْ لَا تُصَلُّون‏...»؛

من با شما از آن‌رو پیکار می‌کنم که بر اساس گزارشی که به من رسیده است، فرمانده شما نماز نمی‌گزارد و شما نیز نماز نمی‌گزارید...!

وقعة صفین ص 354

همچنین در جریان ورود کاروان اسرا به دمشق، پیرمردی خطاب به امام سجاد(ع) سخنان درشتی را بیان می‌کند که با پاسخ مستند و مستدل آن امام همام مواجه می‌شود.

«وإذَا الشَّیخُ قَد أقبَلَ حَتّى دَنا مِنهُم ، وقالَ: الحَمدُ للّه ِِ الَّذی قَتَلَكُموأهلَكَكُم وأراحَ الرِّجالَ مِن سَطوَتِكُم ، وأمكَنَ أمیرَ المُؤمِنینَ مِنكُم

پیرمردى جلو آمد و به آنان (‌کاروان اسراء) نزدیك شد و گفت‌: ستایش، ویژه خدایى است كه شما را كُشت و هلاكتان ساخت و مردان را از آزار شما آسوده كرد و شما را در اختیار امیرمؤمنان نهاد!

الفتوح‌: ج 5 ص 129‌، مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی: ج 2 ص 61»

اساساً تاکید امام حسین(ع) در جریان روز عاشورا و همچنین امام سجاد(ع) در جریان سخنرانی مهم مجلس شام بر موضوع معرفی شخصیت خود و جایگاه اهل‌بیت علیهم‌السلام اشاره به همین موضوع دارد.

فَمَن عَرَفَنی فَقَد عَرَفَنی‌، ومَن لَم یَعرِفنی أنبَأتُهُ بِحَسَبی ونَسَبی‌، أنَا ابنُ مَكَّةَ ومِنىً، أنَا ابنُ زَمزَمَ وَالصَّفا...

امام سجاد(ع) فرمود: هر كس مرا مى‌شناسد، كه مى‌شناسد و هر كس مرا نمى‌شناسد، او را از حَسَب و نَسَبم باخبر مى‌كنم: من، پسر مكّه و مِنا هستم. من، فرزند زمزم و صفا هستم...

مقتل الحسین علیه‌السلام للخوارزمی: ج 2 ص 69 ؛ بحار الأنوار‌: ج 45 ص 137

2)ضعف شخصیت یزیدبن معاویه

یکی از اساسی‌ترین سخنان امام حسین(ع) این بود که یزید به هیچ وجه شایسته خلافت نیست و دلایل متعددی بر این استدلال نیز وجود داشت.

امام حسین(ع) از همان ابتدای استیلای یزید بر مسند شام، صراحتاً نظر خود را درباره یزید بن معاویه اعلام کرده و بر نظر خود نیز ثابت قدم بود.

الف) من با چنین شخصی بیعت نمی کنم!

ویَزیدُ رَجُلٌ فاسِقٌ، شارِبُ خَمرٍ ، قاتِلُ النَّفسِ المُحَرَّمَةِ ، مُعلِنٌ بِالفِسقِ ، مِثلیلا یُبایِعُ لِمِثلِهِ 

امام فرمود: یزید، مردى فاسق، مى‌گسار، آدم‌كُش و داراى فسق آشكار است. كسى مانند من با مانند یزید، بیعت نمى‌كند

الفتوح‌: ج 5 ص 13 ، مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی : ج 1 ص 183.

ب) یزید شایسته نیست!

لَیسَ لَهُ هذِهِ المَنزِلَةُ

امام حسین(ع) خطاب به ولید بن عتبه فرمود: یزید شایسته این شأن (خلافت) نیست.

الملهوف‌: ص 97‌، بحار الأنوار‌: ج 44 ص 325 

ضعف دانش سیاسی و آگاهی‌های یزید از واقعیت حاکم بر جامعه را می‌توان در دستورات عجولانه و احمقانه‌ای یافت که او در طول دوران خلافت خود گرفت و فجایع هولناکی را رقم زد!

معاویه چون می‌دانست یزید ضعیف‌تر از آن است که بتواند شرایط خلافت خود را فراهم کند، به گفته خود همه شرایط را برای یزید فراهم ساخت! او در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد:

«یا بُنَیَّ، إنّی قَد كَفَیتُكَ الرِّحلَةَ وَالتَّرحالَ ، ووَطَّأتُ لَكَ الأَشیاءَ ، وذَلَّلتُ لَكَ الأَعداءَ ، وأخضَعتُ لَكَ أعناقَ العَرَبِ ، وجَمَعتُ لَكَ مِن جَمعٍ واحِدٍ ، وإنّی لا أتَخَوَّفُ أن یُنازِعَكَ هذَا الأَمرَ الَّذِی استَتَبَّ لَكَ

پسر عزیزم! من كار تو را آسان كردم و رنج رفت و آمد را از دوشَت برداشتم و همه چیز را برایت آماده ساختم و دشمنانت را برایت رام نموده، گردنكشان عرب را برایت سر به زیر ساختم و همه را زیر یگانه پرچم تو در آورده‌ام 

تاریخ الطبری: ج 5 ص 322 ، الكامل فی التاریخ : ج 2 ص 523»

یزیدبن معاویه هم فکر می‌کرد که دستگیری و یا به شهادت رساندن امام حسین(ع) اقدامی ساده است و بازتابی گسترده نخواهد داشت. به همین دلیل بود که از ولید بن عتبه کارگزارش در مدینه خواست که از حسین‌بن علی(ع) بیعت بگیرد وگرنه گردن او را بزند!

فَخُذِ الحُسَینَ بنَ عَلِیٍّ وعَبدَ الرَّحمنِ بنَ أبی بَكرٍ وعَبدَ اللّه ِ بنَ الزُّبَیرِ وعَبدَ اللّه ِ بنَ عُمَرَ بنِ الخَطّابِ أخذا عَنیفا لَیسَت فیهِ رُخصَةٌ ؛ فَمَن أبى عَلَیكَ مِنهُم فَاضرِب عُنُقَهُ وَابعَث إلَیَّ بِرَأسِهِ

از حسین‌بن على و عبدالرحمان‌بن ابى‌بكر و عبداللّه‌بن زبیر و عبداللّه‌بن عمر بن خطّاب، با سختى و بى‌هیچ رخصتى برایم [بیعت] بگیر و هر كس امتناع ورزید، گردنش را بزن و سرش را برایم بفرست.

الفتوح‌: ج 5 ص 9‌، مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی‌: ج 1 ص 179

3) بازتاب یک فاجعه

شهادت امام حسین علیه‌السلام و حوادث فجیع کربلا بازتاب‌هایی گسترده‌تر از آن چیزی که یزید فکر می‌کرد، در بر داشت. نخستین بازتاب آن همزمان با ورود خبر شهادت امام حسین(ع) و ورود کاروان اسرا به کوفه بود که به رغم جو شدید امنیتی حاکم‌شده از سوی ابن‌زیاد شاهد برخی اعتراضات در گوشه و کنار کوفه هستیم.

چراغ نخستین اعتراض را عبدالله‌بن عفیف‌الازدی در کوفه روشن کرد که مردی نابینا و از دوستداران اهل‌بیت(ع) بود و گرچه که این اعتراض توسط نیروهای ابن زیاد در نطفه خاموش شد اما سرآغازی برای جنبش‌های اعتراضی دیگر بود.

عدم رضایت مردم شام نسبت به شهادت امام حسین علیه‌السلام با ورود کاروان اسرا به دمشق کاملا واضح می‌شود. به نحوی که یزید با وجود تبلیغات گسترده و در جهت پایان بخشیدن به قائله اهل‌بیت علیهم‌السلام، اسرا را به مدینه باز می‌گرداند تا از نفوذ خاندان اهل‌بیت علیهم‌السلام در شام جلوگیری کند.

بازتاب‌ها در سرزمین حجاز گسترده‌تر از عراق و شام بود و عبدالله‌بن زبیر با بهره‌گیری از شعارهای انتقام‌جویانه در پی مقابله با یزید و حکومتش بر آمد.

همه این بازتاب‌ها که با شدت و ضعف همراه بود در طول تاریخ و به ویژه علیه امویان ادامه پیدا کرد و جنبش‌های بزرگی از جمله توابین و قیام مختار ثقفی را به دنبال داشت.

محمدرضا سلمانی‌عبیات، پژوهشگر تاریخ عاشورا

انتهای پیام
captcha